بیوشیمی

وب سایتی برای علاقه مندان علوم زیستی

نویسنده:
22 ژوئن 14

IMG_5213

ویتامین آ

نویسنده:
13 ژوئن 14

سوگند بخشی

دانشجوی پرستاری اراک ورودی 91

vitA

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

ويتامين ها مواد طبيعی هستند كه در گياهان و حيوانات يافت می شوند. بدن شما اين مواد را برای حفظ سلامت و كمك به انجام بسياري از اعمال خود به كار می برد.

‌به طور كلی دو دسته ويتامين وجود دارد كه عبارتند از:

1- ويتامين های محلول در آب‌

2- ويتامين‌ های محلول در چربی

‌ويتامين های محلول در آب:

اين ويتامين‌ها به راحتی جذب بدن می شوند و برخلاف انواع محلول در چربی الزاما محتاج اسيدهای صفراوی (مايعاتی كه برای هضم چربي به كار می ‌رود) نیستند.

بدن شما مقادير زيادی از اين نوع را ذخيره نمی ‌كند. بدن ويتامين‌هاي محلول در آبي را كه نياز نداريد از طريق كليه‌ها دفع می کند.

ويتامين‌ های محلول در چربی:

بدن بايد از اسيدهای صفراوی برای جذب اين ويتامين ها استفاده كند. به محض جذب،‌ ويتامين های فوق درچربی بدن دخیره می شوند. به هنگام نياز، بدن آنها را از ذخيره خارج می کند تا مورد استفاده قرار دهد.

خوردن چربی یا روغن هایی که هضم نمی شوند باعث کاهش ذخيره ويتامين های محلول در چربی می شود.

ویتامین آ

رتینول یا ویتامین آ یکی از ویتامینهای محلول در چربی می باشد. ویتامین آ از ترکیباتی به نام رتینویدها ساخته میشوند که فرمهای فعال ویتامین آ هستند و درطبیعت به چند صورت موجود می باشند. بدین ترتیب ویتامین آ نام کلی ترکیباتی ست که بیشتر آنها می توانند به هم تبدیل شوند و اعمال مختلفی در بدن انجام دهند.

در طبیعت موادی به نام پیش سازهای ویتامین آ وجود دارد که بتاکارون از آن جمله است.

بتا کارون ترکیبی است که در بدن شکسته شده و به ویتامین آ تبدیل میشود. این ترکیب نارنجی رنگ به وفور در هویج موجود است به همین دلیل است که خوردن هویج را برای بهبود دید چشم توصیه می کنند.

چون ویتامین آ محلول در چربی است، جذب آن در روده ها به هضم چربیها بستگی دارد. از این رو کسانی که در هضم چربیها مشکل دارند – مثل مشکلات صفراوی- باید میزان بیشتری ویتامین آ دریافت کنند.

به دلیل اینکه این ویتامین محلول در چربی است وقابلیت ذخیره شدن در چربی را داراست ومیتواند در زمان کمبود مصرف مورد استفاده قرار گیرد.

ویتامین آ یکی از مواد مغذی و مهم با نقش های اساسی در سلامت ارگانهای بدن است.

ساختار شیمیایی ویتامین آ

از نظر شیمیایی ویتامین آ یک الکل نوع اول پلی اتیلنیک است.

زنجیر کربنی آن دارای چهار اتصال دوگانه است که به یک حلقه شش ضلعی به نام بتایونونمنتهی شده است.

این حلقه دارای یک اتصال دوگانه بین کربنهای آلفا و بتا نسبت به زنجیر کربنی میباشد.

ویتامین آ ازمشتقات کربورهای ترپنی است و این کربورها،خود از پلیمریزه شدن یک هیدروکربورسیرنشده به نام ایزوپرن حاصل می شوند.

این ویتامین دارای تعداد زیادی ایزومرهای هندسی سیس و ترانس می باشد، ولی همگی ایزومرهای فوق در طبیعت وجود ندارند و حتی از طریق مصنوعی نیز تولید نشده اند.

بطور کلی ویتامین آ به دو صورت دیده میشود:

1-رتينول : كه فقط در غذاهای حيوانی يافت می شود

2-كاروتن : كه هم در غذاهای حيوانی و هم غذاهای گياهی يافت می شود.

کاروتن ها یا پرو ویتامینهای آ

کاروتنها از گروه رنگدانه‌های کاروتنوئیدی مشتق می‌شوند. کاروتنوئیدها به رنگ قرمز و نارنجی می‌باشند.

چگونگی واکنشهایی که باعث تبدیل کاروتن به ویتامین آ می شود، شناخته نشده است.

عملکرد ویتامین آ وکمبود آن

ویتامین آ یکی از ویتامینهای بسیار مهم است و در بسیاری از فعالیتهای حیاتی بدن نقش دارد.

برای بهبود بینایی افراد در نور کم – مثل شب – ، حفظ سلامتی سطح چشم ، دفاع از بدن و حفظ سلامتی پوست است.

بر اثر کمبود این ویتامین فرد دچار ضخامت و خشک شدن قرنیه چشم می‌شود که به این بیماری (گزروفتالمی) گویند.‌

واگر کمبود ویتامین خیلی شدید شود فرد نابینا خواهد شد، ولی کمبود آن فرد را دچار شب کوری می کند، که شب کوری اولین علامت کمبود ویتامین آ است.

علاوه در معالجه ی نفخ و اتساع بعضی از اعضای بدن و ازدیاد فعالیت غده تیروئید مؤثراست. ویتامین آ نقشی حیاتی در فعالیت سالم قلب و عروق بدن داشته و در تنظیم سالم فشار خون لازم است. مطالعات زیادی نشان داده است که تجویز همزمان ویتامین آ و آهن نقش بسیار موثری در جبران کم خونی فقر آهن افراد داشته است. همچنین به نظر میرسد ویتامین آ به جذب ، هضم و ذخیره ی آهن در بدن کمک میکند.

‌ ویتامین آ در زخم‌های پوست، جوش‌ها و سایر عوارض پوستی چون دارویی، اثریدرمانی داشته و کمبود آن موجب دیر درمان شدن زخم می‌شود.

ویتامین آ برای فعالیت مویرگ‌ها و حفظ جدار آنها لازم بوده و در عوارض قلبی عروقی یا

خونریزی‌های مغزی کمبود این ویتامین دیده می‌شود.

ویتامین آ در عوارض و صداهای گوش در دوران سالمندی موجب درمان و رفع آن عوارض شده و مصرف آن از به وجود آمدن این عوارض و صداهای مختلف در گوش جلوگیری می‌نماید.

همچنین در جلوگیری از پیری زودرس و نگهداری سلول‌های بدن و شادابی آنها تاثیر شایسته‌ای دارد.

ویتامین آ در بیماری‌های دستگاه تنفسی و سلول‌های مخاطی آن نقش درمانی داشته و کمبود

آن موجب عوارض و آتروفی بافت های مخاطی بینی می گردد.همچنین کمبود این ویتامین باعث از بین رفتن ترشح مخاط توسط سلولهای پوششی پوست و در نتیجه خشکی پوست و بافت مخاطی بدن می شود.

ویتامین آ در دوران بیماری‌ها و عفونت‌های مختلف در بدن مقاومت بدن را زیاد و عوامل ضد بیماری و میکروب را تقویت می‌نماید و موجب رفع بیماری شده و به سلامت بدن کمک می‌نماید.

در واقع در مکانیسم اختصاصی دفاع بدن ضروری است و کمبود این ویتامین خطر ابتلا به انواع عفونتها ( خصوصا اسهال و عفونتهای دستگاه تنفسی ) و مرگ را به میزان 2 تا 4 برابر افزایش میدهد.دوره بیماری را طولانی تر کرده و شدت آنرا افزایش می دهد.

ویتامین آ در رشد و نمو تاثیر داردرو کمبود آن منجر به اختلال در رشد استخوانها می‌شود و برای کودکان جز ضروریات حیاتی می‌باشد و موجب فعالیت و نشاط آنان می‌گردد و برای رشد طبیعی استخوان ضروری است و کمبود آن اثرات نامطلوبی بر رشد طولی استخوانها دارد و به حفظ سلامت سلول‌های اندوتليال (سلول‌های لايه داخلی اندام‌های بدن) كمك كرده، در رشد و تقسيم سلولي نقش دارد.

به دلیل تأثیر آن در تولید مثل ، کمبود این ویتامین منجر به عدم رشد مناسب جنین و سقط خود به خود می‌شود.

ویتامین آ در زگیل یا دانه‌های پوستی موجب درمان شدن بوده و به نظر می‌رسد کمبود این ویتامین موجب بروز این دانه ها و یا زگیل می شود.

و یک نکته ی مهم این است که اثبات شده است که ویتامین آ به عنوان یک شبه هورمونعمل کرده و به رشد و نمو سلولهای بدن کمک می کند.

و اینکه بتا کاروتن (پیش ساز ویتامین آ) بدن را در مقابل ابتلا به انواع سرطان ها ،بیماریهای قلبی – عروقی و بیماریهای چشمی مانند آب مروارید محافظت می نماید.

‌پس بطور کلی نقش بیولوژیک این ویتامین در بینایی ، رشد ، نمو استخوان ها ، حفظ بافت پوششی ، پاسخ های ایمنی و تولید مثل شناخته شده است.

نقش ویتامین آ در شبکیه ی چشم

‌ ویتامین آ را رتینول نیز می نامند و این به علت نقش مهمی است که این ویتامین در شبکیهچشم و خصوصا در عمل بینایی در غروب آفتاب و در تاریکی به عهده دارد. در شبکیه چشم ویتامین آ به شکل آلدئیدی یعنی رتین و یا رتینال وجود دارد.

رتینال به کمک یک واکنش آنزیمی احیا گردیده و به رتینول تبدیل می شود و به عکس رتینول در اثر اکسیداسیون قابل تبدیل به رتینال است.

منابع ویتامین آ

‌ این ویتامین به فرم اصلی اش (رتینول) فقط در مواد غذایی حیوانی موجود است و بهمقدارزیاد در جگر وجود دارد.

شیر و لبنیات منابع خوب ویتامین آ هستند.

درتخم مرغ میزان محدودی از آن یافت می شوند.

منابع حیوانی:

روغن جگر ماهی، جگر گوساله، جگر مرغ، جگر گاو، پنیر، زرده تخم مرغ، کره تازه، قلوه.

پیش سازهای ویتامین آ یعنی کاروتنوئیدها که در بدن به ویتامین آ تبدیل می شود درسبزیجات

با رنگ سبز تیره مثل سبزی خوردن و اسفناج، در سبزیجات نارنجی رنگ مثل هویج و کدوحلوایی و میوه های به رنگ نارنجی مثل پرتقال و گرمک وجود دارد.

‌در هویج ماده ای به نام کاروتن وجود دارد که بدن آن را تبدیل به ویتامین آ می کند.

در سبزیجات بیشتر از همه (نخود ، کلم بروکلی، جعفری، کدو، اسفناج، کاهو، شاهی)و در میوجات بیش از همه (زردآلو، خربزه، گیلاس، موز، خرما، هلو، پرتقال) بیشتر ازسایر مواد غذایی دارای ویتامین آ می باشد.‌

مقادیر مورد نیاز ویتامین آ

بطور کلی میزان مورد نیاز روزانه این ویتامین ، بر اساس سن ، جنس وشرایط فیزیولوژیک( بارداری و شیردهی ) تعیین می گردد. میزان نیازروزانه به ویتامین آ درمردان بیشتر اززنان است و در دوران شیردهی بیشترین نیاز به این ویتامین وجود دارد.

میزان طبیعی ویتامین آ در خون افراد بالغ 40 – 50 میلی گرم است.

میزان مورد نیاز ویتامین آ،روزانه 800 -1000 میلی گرم است.

برای تأمین این میزان ویتامین آ مصرف لبنیات کافی(دو لیوان شیر یا ماست هر روز) ومصرف جگر، تخم مرغ،گوشت گاو یا گوسفند کم چربی در حد مورد نیاز(حدود 100گرم در روز) و مصرف سبزیجات تازه (سالاد یا سبزی خوردن یک بشقاب کوچک) یا سوپمحتوی سبزیجات زیاد، نیاز روزانه شما را فراهم می کند.

ميزان توصيه شده ويتامين آ در حال حاضر 5000 ای یو برای مردان و 4000 آی یو برای

زنان می باشد که بسياری از مواد شامل آب ميوه ها، محصولات لبنی با اين ويتامين غنی شدهاند.

‌در بعضی از دورانهای زندگی ، نیاز به ویتامین آ افزایش می یابد . این دوران ها عبارتنداز:

- دوران رشد سریع کودکی و نوجوانی.

- دوران بارداری و شیردهی.

افزایش بیش از حد ویتامین آ در بدن

مصرف 10000واحد يعنی دو برابر ميزان توصيه شده رايج در روز اين ويتامين، بی خطراست اما شواهدی موجود است مبنی بر اين كه چنين افزايشی در دريافت ويتامين آ خطرشكستگی لگن يا برخی نواقص مادرزادی را بالا می برد.‌

و سبزيجات و برخی مكمل به میزان زياد، حاوی بتا كاروتن و ساير پيش ماده ها ‌میوه هاويتامين آ هستند كه بدن می تواند آنها را به ویتامین آ تبديل كند.

در مقايسه با ويتامين آ بتا كاروتن حتی در سطوح بالا سمی نيست.

بدن می تواند به هنگام نياز از بتاكاروتن ويتامين آ سازد و نيازی به كنترل سطوح دريافتیاين ماده نيست،بنابراين انتخاب يک مكمل ويتامينی كه بخش اعظم ويتامين آن به شكل بتا كاروتن باشدارجحيت دارد. دليل ديگر برای اجتناب از دريافت ويتامين آ در مقادير بالا اين است كه ممكناست با عملكرد مفيد ويتامين دی تداخل کند.

بدلیل اینکه ویتامین آ از جمله ویتامین هایی است که چون محلول در چربی است و در بدنذخیره می شود مصرف زیاد آن ایجاد مسمومیت می کند ولیکن مصرف مواد غذایی محتویویتامین آ عامل مسمومیت نیست بلکه عموماً مصرف میزان های دارویی به میزان1000برابر مورد نیاز موجب مسمومیت می شود. از این رو اگر از قرص های ویتامین آ یامکمل های ویتامینی مصرف می کنید لازم است طبق دستور توصیه شده عمل کنید.

از عوارض مسمومیت با ویتامین آ، خشکی لبها، خشکی بینی و چشمها، ریزش مو، خشکشدن و پوسته شدن پوست بدن، سردرد، تهوع و استفراغ است.در مادران باردار مسمومیت، خطر نقص عضو جنین را به همراه دارد.

علل کاهش جذب ویتامین آ در بدن

مواردی که معمولا باعث دریافت ناکافی ویتامین آ شده و باعث می شود فرد در معرضکمبود این ویتامین قرار بگیرد.

عبارتند از:

- بارداریهای مکرر و با فاصله کم که موجب کاهش ذخایر ویتامین آ در مادر و در نهایتکاهش ذخایر این ویتامین درشیرخواران به ویژه در 6 ماه اول زندگی می شود.

- کودکانی که با شیر مصنوعی تغذیه میشوند بیشتر در معرض خطر این کمبود قرار میگیرند ( به دلیل قابلیت جذب کم این ویتامین در شیر مصنوعی)

- کودکانی که تغذیه تکمیلی نامناسب دارند و منابع غذایی ویتامین آ به مقدار کافی در برنامهغذایی آنان گنجانده نشده است.

- تغذیه نادرست کودکان در دوران بیماری و نقاهت که باعث می شود در این دوران کودکمواد مغذی مورد نیاز و از جمله ویتامین آ مورد نیاز را دریافت نکنند.

- نا آگاهی های تغذیه ای والدین و بخصوص مادران در زمینه منابع غذایی ویتامین آ و لزوماستفاده از آنها در برنامه غذایی روزانه، یکی از دلایل دریافت ناکافی و در نتیجه کمبودویتامین آ می باشد.

- پایین بودن سطح درآمد خانوار و کمبود دریافت مواد غذایی به طور کلی و همچنین پایینبودن قدرت خرید خانوار برای تهیه منابع غذایی ویتامین آ به خصوص منابع حیوانی اینویتامین ، باعث دریافت ناکافی ویتامین در افراد خانواده می شود.

- کمبود دسترسی به منابع گیاهی این ویتامین ( میوه و سبزیها ) در فصول خشک ، احتمالکمبود این ویتامین را افزایش می دهد.

- بروز بیماریهای عفونی و ابتلا مکرر کودکان به این بیماریها باعث کم اشتهایی و کاهشجذب ویتامین آ در آنها و درنتیجه کمبود این ویتامین می شود.

- آلودگی های انگلی نیز با بروز کم اشتهایی و کاهش جذب مواد مغذی از جمله ویتامین آارتباط دارد. در مناطقی که مردم آن از آب آشامیدنی سالم و توالت بهداشتی و … برخوردارنیستند، به دلیل ابتلا به عفونتهای انگلی بیشتر درمعرض خطر کمبود این ویتامین قرار میگیرند.

- رژیم غذایی کم چربی نیز باعث عدم جذب این ویتامین می شود . زیرا ویتامین آ محلول درچربی بوده و وجود چربی برای جذب آن ضروری می باشد.

- قابلیت جذب منابع حیوانی ویتامین آ بیشتر از منابع گیاهی می باشد و بایستی حداقل 40

درصد ویتامین آ مورد نیازروزانه از منابع حیوانی تامین شود؛ در غیر این صورت فرد دچار کمبود می شود.

پیشگیری و کنترل کمبود ویتامین آ

چهار راهکار اساسی در برنامه پیشگیری و کنترل کمبود ویتامین آ عبارتند از :

1- آموزش تغذیه

2- مکمل یاری

3- غنی سازی مواد غذایی

4- کنترل بیماریهای عفونی و انگلی

 مکمل یاری:

در مناطقی که کمبود ویتامین آ به عنوان یک مشکل بهداشت عمومی مطرح است؛ به کلیه ی کودکان زیر 6 سال، هر 6 ماه یکبار باید 1 مگادوز ویتامین آ داده شود.

دوز پیشنهادی ویتامین آ برای کودکان 6 تا 11 ماهه، یک کپسول 100هزار واحدی و برایکودکان یک تا 5 ساله یک کپسول 200هزار واحدی است.

مشکل مهم

نتایج بررسی کشوری سلامت و بیماری که در سال 1378 در ایران انجام شد ، نشان داده است که 1.1 درصد پسران 2 تا 5 سال و 0.8 دختران همین گروه سنی دچار شب کوریهستند و این در حالی است که سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است در جامعه ای که یکدرصد کودکان زیر شش سال آن دچار شب کوری باشند، کمبود ویتامین آ یک مشکل بهداشت عمومی در آن جامعه محسوب میشود.

بر اساس تخمین های جهانی ، هر سال از1.3 تا 2.5 مورد مرگ را میتوان با بهبود وضعیت ویتامین آ پیشگیری نمود.

به دلیل نقش حیاتی ویتامین آ در سلامت مادر و کودک، پیشگیری وکنترل کمبود این نزد

سیاستگزاران و مدیران برنامه های بهداشتی باید در اولویت قرار گیرد.

 

———————————————————————————————————————————–

منابع:

سایت مراکز بهداشتی درمانی استانها

سایت دانشکده های پزشکی

تروپونین های قلبی CardiacTroponin

نویسنده:
13 ژوئن 14

طاهره غلامحسینی

کارشناسی پیوسته علوم آزمایشگاهی

cardiac troponin1

چکیده

انفارکتوس حاد میوکارد (AMI) یکی از شایعترین بیماریهای عصر حاضر می باشد که ناشی از آترواسکلروز عروق تغذیه کننده قلب است. برای تشخیص آسیب قلبی و اختلال در عملکرد آن ٬ نشانگرهای پاراکلینیکی مورد پایش قرار گرفته اند که یکی از آن ها پروتئین های میوکارد می باشد.

تروپونین های قلبی در میوفیبریل ها هستند که ترکیبی از سه پروتئین ادغام شونده شامل تروپونینT٬ تروپونین I و تروپونین C هستند که واکنش متقابل بین اکتین و میوزین را تنظیم می کنند. این تروپونین ها به دنبال آسیب میوکارد در قلب و خون ظاهر می شوند.

تروپونین را می توان با روش های ایمنوآسی با آنتی بادی منوکلونال٬ الایزا و روش کیفی آنتی بادی ساندویچی منوکلونال شناسایی کرد که روش ساندویچی به علت نتیجه دهی بهتر و انجام در بالین بیمار سودمندتر است.

تروپونین زودتر از CPK افزایش یافته و مدت طولانی تری نیز بالا می ماند. برای تشخیص AMI٬ تروپونین قلبی I نسبت به سایر نشانگرهای قلبی حسلسیت بیشتری دارد.

مقدمه

سالیان زیادی است که انفارکتوس حاد میوکارد به عنوان یک بیماری بالینی ناشی از آترواسکلروز عروق تغذیه کننده قلب شناخته شده است که استفاده از نشانگرهای پاراکلینیکی جهت تشخیص دقیق و زودهنگام انفارکتوس را آسان کرده است که منجر به کاهش مرگ و میر و احتمال عوارض کمتر این بیماری شده است.

معیارهای سازمان جهانی برای تشخیص AMI شامل حداقل دو مورد از سه مورد زیر می باشد.

1-  علائم بالینی مطرح کننده بیماری ایسکمیک قلب

2-  تغییرات نوار قلبECG

3-  افزایش و سپس کاهش نشانگرهای قلبی سرم

بر اساس معیار های تشخیصی AMI٬ وجود یک نشانگر قلبی در خون بیماران از اهمیت تشخیصی بالایی برخوردار است.         TotalCPKدر عضله اسکلتی٬ قلب٬ مغز و کلیه وجود دارد و ایزوآنزیم CPK-MB برای قلب اختصاصی تر است و ایراد عمده برای اندازه گیری آن ٬ عدم وجود اختصاصیت لازم است.

آناتومی قلب

وزن قلب در انسان بالغ به طور متوسط تقریباg 325در مردان و g275 در زنان است که کیسه به نام پریکارد آن را می پوشاند. دیواره قلب از سه لایه اپیکارد٬ میوکارد و اندوکارد تشکیل شده است. اندوکارد لایه ای است که بیش از دیگر لایه ها مستعد ایسکمی است زیرا خونرسانی آن کمتر از لایه های دیگر است. میوکارد حاوی دسته جات از رشته های عضلانی مخطط می باشد که با انقباض و استراحت متناوب این رشته ها٬ کار قلب انجام می شود. این رشته ها حاوی پروتئین های انقباضی اکتین و میوزین هستند٬ همچنین دارای پروتئین هایی به نام تروپونین هستند که تنظیم کننده انقباض می باشند.

ساختمان تروپونین های قلبی

تروپونین ترکیبی از سه پروتئین ادغام شونده است که واکنش متقابل بین اکتین و میوزین را تنظیم می کنند. این سه تروپونین عبارتند از:

1-  تروپونین C ( جزء متصل شونده به کلسیم که دارای بخش فرعی خاص ماهیچه قلبی نمی باشد)

2-  تروپونین T ( جزء مهارکننده )

3-  تروپونین I (جزء متصل شونده به ترومپو میوزین )

تروپونین عمدتا در میوفیبریل ها قرار دارد( 97-94 درصد ) و بخش کوچکی از آن در سیتوپلاسم است. تروپونین های T و I٬ دو توالی اسیدآمینه ای متاوت دارند که توسط ژن های گوناگونی کد گذاری می شوند و از تروپونین های موجود در عضلات متفاوتند.

تروپونین I قلبی انسان در مقایسه با تروپونین I عضله اسکلتی یک ریشه 31 اسیدآمینه ای پس ترجمه ای بر روی انتهای آمینو دارد که آن را مختص قلب می سازد. تروپونین T یک ریشه آمینوی انتهایی11 اسیدآمینه ای دارد که به شاخص ویژگی قلبی می دهد.

تروپونین در خون

به دنبال آسیب میوکارد یا به دلیل استعداد ژنتیکی٬ انواع متعددی از تروپونین که شامل کمپلکس های T٬I و C هستند در قلب و خون ضاهر می شوند. تغییرات متعددی می تواند بر روی این سه نوع تروپونین صورت پذیرد از جمله اکسیداسیون٬ احیا٬ فسفریلاسیون٬ دفسفریلاسیون و حذف آمینواسیدها در دو انتهای C یا N مولکول. این پروتئین درون سلول عضله قلب بلافاصله طی 3 ساعت پس از مرگ سلول میوکارد بر اثر ایسکمی وارد جریان خون می شود و در نتیجه سطح خونی آن افزایش می یابد که این افزایش اولیه احتمالا به واسطه بخش سیتوپلاسمیتروپونین است. گاهی سطوح TnIبرای10-7روزو TnTبرای 14-10 روز بعد از AMI همچنان بالا باقی می مانند. مکانیسم آن احتمالا آزاد شدن مداوم تروپونین از بخش متصل به میو فیبریل است. TnI به عنوان نشانگر خاص تری از آسیب قلبی نسبت به TnT دانسته می شود.

TnI به شکل های متفاوتی در گردش خون وجود دارد:

1-  آزاد

2-  متصل به صورت یک کمپلکس دوگانه یا cTnC

3-  متصل به صورت یک کمپلکس سه گانه cTnTو cTnC.

مقادیرطبیعی

غلظت تروپونین در سرم بیماران فاقد بیماری قلبی٬ بسیار اندک یا غیر قابل تشخیص است.بدین ترتیب٬ آزاد شدن مقادیر کم تروپونین از قلب٬ غلظت تروپونین در حال گردش را به حد بالاتر از میزان قابل انتظار در افراد سالم افزایش می دهد که این مسئله نشان دهنده حساسیت تشخیصی فوق العاده تروپونین به سایر تست هاست.

SI unit Convertion factor Conversional unit Specimen Analyte
μg ⁄ l0.01 1.0 ng ⁄ ml0.01 P( hep ) Troponin I
μg ⁄ l 0.01> 10 ng ⁄ ml 0.01> S Troponin T

 

روش اندازه گیری

تروپونین ها را می توان با روش ایمنوآسی با آنتی بادی منوکلونال٬ الایزا و یا روش جدیدتر و کیفی آنتی بادی ساندویچی منوکلونال شناسایی نمود. نتایج دو روش اول تقریبا پس از 2 ساعت آماده خواهد شد. روش ساندویچی در مجاورت بیمار و ظرف 20 دقیقه انجام می شود و نتیجه را به طور چشمی می توان قرائت نمود. به نظر می رسد روش جدید Enzymum Techniqueدقیق ترین روش با کمترین احتمال موارد مثبت کاذب باشد.

در صورت انجام ایمنوآسی کیفی در مجاور بستر بیمار٬ خون تام توسط یک میکروپیپت گرفته می شود و آنرا در چاهک مخصوص نمونه کیت قرار می دهند. پیداش رنگ بنفش یا قرمز در منطقه مخصوص قرائت٬ نشانه وجود مقادیر Tn برابر با ng ⁄ ml 0.2 یا بیشتر در خون می باشد. با استفاده از آنتی بادی منوکلونال یا سنجش جذب ایمنی متصل به آنزیم ( الایزا ) می توان تروپونین قلبی را از تروپونین اسکلتی جدا نمود.

مزیت تروپونین قلبی نسبت به CPK-MB

تروپونین های قلبی برای آسیب عضله قلبی اختصاصی ترند.CPK-MBممکن است در آسیب حاد عضله اسکلتی یا صدمات مغزی یا ریوی یا در نارسایی کلیوی افزایش یابد اما تروپونین ها همواره در موارد بیماری های عضلانی غیر قلبی٬ طبیعی هستند.

Tn زودتر از CPK افزایش یافته و برای مدت طولانی تری نیز بالا می مانند. Tnها در مقایسه با CPK به آسیب عضله حساس ترند که در ارزیابی بیماران دچار درد سینه بسیار اهمیت دارد. چنانچه انفارکتوس مجددا احتمالا رخ داده باشد Tnها کمکی نمی کنند زیرا ممکن است از زمان وقوع اولین ایسکمی بالا باقی مانده باشند.

کاربرد

کمک به انجام تشخیص MI٬ ارزیابی آسیب سلولی میوکارد٬ پیش بینی احتمال وقوع حوادث قلبی در آینده

فاکتور مداخله گر

در بیماران دیابتی سطح TnT به طور کاذب افزایش می یابد.

تشخیص های بالقوه

افزایش:در شرایطی که منجر به آسیب بافت قلبی می گردد که تروپونین از بافت آسیب دیده به درون گردش خون رها می شود٬MI حاد٬ آسیب مختصر میوکاردی٬ آسیب میوکاردی پس از جراحی پیوند بای پس شریان کرونری یا آزپوپلاستی شریان کرونری ترانس لومینال از راه پوست٬ آنژین صدری ناپایدار.

کاهش: ندارد.

منابع

بیوشیمی تیتز

کتاب جامع تست های تشخیصی و آزمایشگاهی پاگانا

کتاب مرجع تست های تشخیصی و آزمایشگاهی دیویس

مقاله: اندازه گیری سطح تروپونین I و تروپونین T قلبی در بیماران با انفارکتوس حاد میوکارد- دکتر محمد تقی صالحی عمران و همکاران

پانزدهمين همايش كشوري آموزش علوم پزشكي و هفتمين جشنواره شهيد مطهري

نویسنده:
14 آوریل 14

Yazd 1393

 

 

 

 

 

 

 

 

به همت دانشگاه علوم پزشكي يزد، پانزدهمين همايش كشوري آموزش علوم پزشكي و هفتمين جشنواره شهيد مطهري 9 تا 11 ارديبهشت ماه سال 93 برگزار مي شود.

درختان اسکلت های بلور آجین

نویسنده:
26 دسامبر 13

در روز چهارشنبه 4/10/92 سرمای پنج درجه  زیر صفر در اراک موجب چنین مناظر زیبایی شد.

 

Metabolic Syndrome

نویسنده:
26 دسامبر 13

Reference: Elsevier

http://www.clinicalkey.com/topics/endocrinology/metabolic-syndrome.html

Summary

Description

  • Metabolic syndrome is a cluster of risk factors of metabolic origin; it is a construct designed to identify individuals at increased cardiovascular risk
  • There are several definitions (including those from the World Health Organization and National Cholesterol Education Program’s Adult Treatment Panel III); in each definition, the diagnosis is based on defining values for dyslipidemia, hypertension, impaired glucose tolerance, and obesity, with insulin resistance generally considered to be the common link
  • Individually, the metabolic disorders are risk factors for cardiovascular disease, particularly coronary heart disease; some evidence suggests that metabolic syndrome increases cardiovascular risk beyond that expected from the individual risk factors alone, but this assertion has not been confirmed
  • The metabolic syndrome label may be most useful as a reminder to physicians (and patients) that the presence of one element should heighten awareness that other elements are also likely to be present
  • There has been recent concern that metabolic syndrome is imprecisely defined and less valuable as a cardiovascular risk marker than was originally thought. Consequently, some experts and organizations are recommending an emphasis on individual cardiovascular risk factors, regardless of whether or not criteria for metabolic syndrome are met

Synonyms

  • Hypertension-hyperglycemia-hyperuricemia syndrome
  • Syndrome X
  • Dysmetabolic syndrome X
  • Insulin resistance syndrome
  • Metabolic dyslipidemia
  • The deadly quartet (upper-body obesity, glucose intolerance, hypertriglyceridemia, and hypertension)
  • Civilization syndrome

Immediate action

Hypertensive crisis, acute hyperglycemic emergencies (diabetic ketoacidosis or nonketotic hyperosmolar syndrome), and severe hypertriglyceridemia must be treated immediately.

Urgent action

Severe hypertension and severe hyperglycemia require urgent action.

Key points

  • Metabolic syndrome is a construct used for assessing and increasing awareness of cardiovascular risk. It is designed to identify patients with a high level of cardiovascular risk
  • Individually, the metabolic disorders that characterize metabolic syndrome are risk factors for cardiovascular disease and stroke. They also increase the risk for type 2 diabetes, although glucose intolerance (or diabetes itself) is a criterion for metabolic syndrome in all definitions
  • Lifestyle management is advised for all patients with metabolic syndrome. In people at high risk for cardiovascular disease, pharmacologic therapy is appropriate. All patients should be educated about the importance of long-term compliance with the management regimen

There are two major approaches to management:

  • The correction of predisposing or exacerbating factors (e.g. body weight and physical inactivity) and associated conditions (e.g. insulin resistance)
  • The treatment of metabolic risk factors, i.e. dyslipidemia, hypertension, and hyperglycemia

Background

Cardinal features

  • Metabolic syndrome is not a disease, but a cluster of metabolic disturbances
  • Insulin resistance (and perhaps also hyperinsulinemia) is considered to be a key pathogenic factor in the development of other features of metabolic syndrome, such as abnormal glucose tolerance, dyslipidemia, and hypertension. Obesity, and perhaps central obesity, promote insulin resistance, although insulin resistance has a strong genetic component and not all insulin-resistant individuals are overweight
  • Individually, the metabolic disorders involved in metabolic syndrome are risk factors for cardiovascular disease; some evidence suggests that metabolic syndrome increases cardiovascular risk beyond that expected from the individual risk factors alone, but this assertion has not been confirmed
  • Cardiovascular disease morbidity in overweight and obese patients, and those with type 2 diabetes is often related to metabolic syndrome
  • Metabolic syndrome has become increasingly common in the US and is increasing in prevalence throughout much of the world, in parallel with obesity and type 2 diabetes
  • In all definitions of metabolic syndrome, the diagnosis is based on defining values for dyslipidemia, hypertension, impaired glucose tolerance, and central obesity. The Third Report of the National Cholesterol Education Program (NCEP) Expert Panel on Detection, Evaluation, and Treatment of High Blood Cholesterol in Adults (Adult Treatment Panel III) criteria are most commonly used
  • A large body of evidence suggests that metabolic syndrome is associated with a proinflammatory and/or prothrombotic state that may include elevated levels of C-reactive protein, endothelial dysfunction, hyperfibrinogenemia, increased platelet aggregation, increased levels of plasminogen activator inhibitor-1, elevated uric acid levels, microalbuminuria, and a shift toward small, dense particles of low-density lipoprotein (LDL) cholesterol. These features may contribute to cardiovascular disease risk associated with metabolic syndrome, but they are not included in current definitions
  • Insulin resistance may also be associated with increased risk of other conditions in addition to cardiovascular disease, hypertension, and type 2 diabetes. Such conditions include polycystic ovarian syndrome, nonalcoholic steatohepatitis, obstructive sleep apnea, and certain forms of cancer
  • Aims of treatment should include management of conditions such as overweight and physical inactivity, which tend to produce or exacerbate insulin resistance, and the treatment of metabolic risk factors for cardiovascular disease such as dyslipidemia, hypertension, and glucose intolerance

The NCEP Adult Treatment Panel III defined metabolic syndrome as the occurrence of three or more of the following criteria (see diagnostic decision for details of further definitions):

  • Abdominal obesity (waist circumference: >40 inches (>102cm) in men, >35 inches (>88cm) in women)
  • Elevated levels of triglycerides (fasting blood triglycerides equal to or >150mg/dL (>1.7mmol/L))
  • Low levels of high-density lipoprotein (HDL) cholesterol <40mg/dL (<1.0mmol/L) for men, <50mg/dL (<1.3mmol/L) for women
  • Elevated blood pressure (equal to or >130/85mmHg or documented use of antihypertensive therapy)
  • Evidence of insulin resistance (fasting glucose equal to or >110mg/dL (>6.1mmol/L)). Although, the American Heart Association (AHA) in 2004 suggested glucose equal to or >100mg/dL (>5.5mmol/L) as an alternative cut-off point

Causes

Common causes

  • Metabolic syndrome is a grouping of cardiovascular risk factors and, as such, probably has more than one cause
  • The pathogenesis of metabolic syndrome and each of its components is complex and not well understood, although insulin resistance (and perhaps also hyperinsulinemia) is considered to be a key pathogenic factor in the development of other features of metabolic syndrome, such as abnormal glucose tolerance, dyslipidemia, and hypertension
  • Obesity, and perhaps central obesity, promotes insulin resistance, although insulin resistance has a strong genetic component and not all insulin resistant individuals are overweight
  • Many theories have been put forward to try and connect the potential etiologies, although none has been universally accepted

Insulin resistance:

  • There is some evidence to support the theory that the unifying pathophysiology underlying metabolic syndrome is insulin resistance. In fact, insulin resistance has been postulated to also be a causal factor for other cardiovascular risk factors (e.g. increased C-reactive protein and plasminogen activator inhibitor-1) and medical conditions (e.g. polycystic ovary syndrome and nonalcoholic steatosis)
  • In terms of pathophysiology, insulin resistance tends to involve primarily fat and muscle tissue; the pancreas can often prevent the development of diabetes (at least early on) by producing enough insulin to overcome the insulin resistance
  • Unfortunately, the compensatory hyperinsulinemia appears to have adverse effects on some tissues that are still insulin sensitive
  • The relationships between differential insulin sensitivity, hyperinsulinemia, and metabolic/clinical effects are complex and in many cases still being elucidated. For example, the hypertriglyceridemia associated with insulin resistance appears to result from at least two defects: increased lipolysis and subsequent delivery of fatty acids to the liver due to insulin resistance in fat cells; and increased production of triglycerides due to persistent insulin sensitivity in the liver
  • Multiple metabolic pathways have been proposed to link insulin resistance and compensatory hyperinsulinemia to the other metabolic risk factors, however its association with cardiovascular disease has not been fully determined

Obesity:

  • Obesity is known to promote insulin resistance, although not all insulin-resistant individuals are overweight
  • Some patients, who are not recognized as obese by established criteria, may still be insulin resistant and have other metabolic risk factors. Many of these patients have a fat distribution characterized by upper-body fat
  • Upper-body obesity is more strongly correlated to insulin resistance than lower-body obesity. This may be related to the higher level of lipid accumulation in the muscles and liver of patients with upper-body obesity
  • Body fat distribution is thought to be an important factor in metabolic syndrome, and excess abdominal fat in particular, is thought to play an important role in the etiology of metabolic syndrome
  • Some studies suggest that excess visceral fat is more strongly associated with insulin resistance, although other studies have found that excess subcutaneous abdominal fat also carries a significant association

Adipose tissue abnormalities:

  • Abnormalities in adipose tissue metabolism may link insulin resistance and obesity
  • Adipose tissue in obese people is insulin resistant. This causes elevated levels of nonesterified fatty-acid levels, which worsens insulin resistance in muscle and alters hepatic metabolism
  • In addition, production of several adipokines (including inflammatory cytokines) by adipose tissue in obese people may be abnormal and may affect insulin resistance and cardiovascular disease risk. Adiponectin, which enhances insulin sensitivity and inhibits inflammation, may also be reduced

Inflammation:

  • An association has been observed with metabolic syndrome and chronic low-grade inflammation, which may underlie or exacerbate metabolic syndrome, e.g. increased production of proinflammatory cytokines such as interleukin 6, resistin, tumor necrosis factor-alpha, and C-reactive protein
  • This may be related to adipose tissue abnormalities in obese patients, however it has also been noted that low-grade inflammation is present in insulin-resistant people without increased body fat

Contributory or predisposing factors

  • Genetic factors: such as family predisposition for obesity, hyperlipidemia, coronary heart disease, diabetes mellitus, and probably insulin resistance and related conditions may predispose to metabolic syndrome
  • Lack of exercise: sedentary lifestyle and lack of physical exercise may be contributory factors
  • Diet: atherogenic diet, rich in saturated fat (>10%), cholesterol (>300mg/day), and trans-fatty acids may predispose to metabolic syndrome. Also, a diet high in carbohydrates may present an increased risk
  • Aging: prevalence increases with age

Epidemiology

Incidence and prevalence

  • Generally, prevalence of metabolic syndrome increases with age and increasing body weight
  • In the US and Europe, the population is ageing and the prevalence of obesity is increasing, consequently the prevalence of metabolic syndrome is increasing

Prevalence
  • The National Health and Nutrition Examination Survey III (NHANES III), using a representative study, estimated that in the US overall prevalence among US adults aged 20 years or older was approx. 22,000 cases per 100,000 of total population (22%), with an age-adjusted prevalence of 23.7%
  • Approx. 47 million US residents have metabolic syndrome (based on 2000 census data)
  • As obesity and sedentary lifestyle increase steadily, metabolic syndrome is also increasing in prevalence and is estimated to affect approx. one-quarter of all Americans

Demographics

Age

Prevalence of metabolic syndrome increases with age.

Results from the NHANES III, from 1988 to 1994, estimated prevalence in US adults by age:

  • Aged 20-29 years: 6.7%
  • Aged 60-69 years: 43.5%

Gender
  • Overall in the US, the prevalence differs little among men (24.0%) and women (23.4%)
  • However, among African Americans, women were found to have a 57% higher prevalence than men, and Mexican-American women were found to have a 26% higher prevalence than Mexican-American men

Race
  • Results from NHANES III showed significant racial or ethnic differences in US populations
  • Mexican Americans had the highest age-adjusted prevalence of metabolic syndrome (31.9%), followed by white Americans (23.8%), and African Americans (21.6%). People reporting an ‘other’ race or ethnicity had the lowest prevalence (20.3%)
  • Other US studies have shown similar trends
  • Comparisons between studies of prevalence published for different populations worldwide is problematic; study design, sample selection, year of study, the definition of metabolic syndrome used, and the age and sex structure of the population itself differ between studies
  • The components that comprise metabolic syndrome show variation among different racial and ethnic groups. For example, some ethnic groups (in particular, Asian populations) are predisposed to insulin resistance and metabolic syndrome with a waist circumference that is lower than for people of European origin
  • There is considerable support for race-specific criteria for obesity and/or central obesity, as recommended by the International Diabetes Federation (see diagnostic decision)

Genetics

A family history of hyperlipidemia, coronary heart disease, and diabetes mellitus can increase the patient’s risk of developing metabolic syndrome.

Geography
  • The prevalence of obesity is increasing in industrialized countries, especially in the US and Europe
  • Geographic differences in lipid profile might be explained by diet and lifestyle differences

Socioeconomic status

NHANES III data suggest that low household income is associated with higher risk of metabolic syndrome.

Codes

ICD-9 code

277.7 Dysmetabolic syndrome X.

Read more about Metabolic syndrome from this First Consult monograph:

Diagnosis | Differential diagnosis | Treatment | Summary of evidence | Outcomes | Prevention | Resources

More Key Resources

Overview

Metabolic Syndrome (Quick Reference)Ferri: Ferri’s Clinical Advisor 2013, 1st ed.The metabolic syndrome – from insulin resistance to obesity and diabetes (includes Table and Figure) Gallagher EJ – Med Clin North Am – September, 2011; 95(5); 855-873

Epidemiology

Glycemic status, metabolic syndrome, and cardiovascular risk in children Berenson GS – Med Clin North Am – March, 2011; 95(2); 409-417

Etiology

Insulin resistance as the underlying cause for the metabolic syndrome Lann D – Med Clin North Am- November 2007; 91(6); 1063-1077

Abdominal adiposity and cardiometabolic risk: Do we have all the answers? Haffner SM – Am J Med- September 1, 2007; 120(9 Suppl 1); S10-S16

The metabolic syndrome – from insulin resistance to obesity and diabetes Gallagher EJ – Med Clin North Am - September, 2011; 95(5); 855-873

The metabolic syndrome in critically ill patients Robinson K – Best Pract Res Clin Endocrinol Metab - October, 2011; 25(5); 835-845

Diagnosis

Clinical Presentation of the Metabolic SyndromeFerri: Ferri’s Clinical Advisor 2013, 1st ed.

Metabolic syndrome in pediatrics: Old concepts revised, new concepts discussed (includes Table and Figures) D’Adamo E – Endocrinol Metab Clin North Am – 01-SEP-2009; 38(3): 549-63

Treatment & Management

Treatment of Metabolic SyndromeFerri: Ferri’s Clinical Advisor 2013, 1st ed.

The metabolic syndrome in older persons Sinclair A – Clin Geriatr Med- 01-MAY-2010; 26(2): 261-74

Complementary and alternative medicine and the management of the metabolic syndrome Hollander JM – J Am Diet Assoc- 01-MAR-2008; 108(3): 495-509

Herbals used for diabetes, obesity, and metabolic syndrome Najm W – Prim Care- 01-JUN-2010; 37(2): 237-54

The metabolic syndrome – from insulin resistance to obesity and diabetes Gallagher EJ – Med Clin North Am - September, 2011; 95(5); 855-873

The metabolic syndrome in critically ill patients (includes Figures) Robinson K – Best Pract Res Clin Endocrinol Metab - October, 2011; 25(5); 835-845

Prognosis

Cardiovascular morbidity and mortality of the metabolic syndrome Obunai K – Med Clin North Am – November 2007; 91(6); 1169-1184

Screening & Prevention

Screening for Obesity in Adults (2003)Source: US Preventive Services Task Force

Prevention of the Metabolic SyndromeFerri: Ferri’s Clinical Advisor 2013, 1st ed.

Prevention of metabolic syndrome in serious mental illness Ganguli R – Psychiatr Clin North Am – March, 2011; 34(1); 109-125

Patient Education

Practice Guidelines

Scientific Statement: Diagnosis and Management of the Metabolic Syndrome (2007)Source: The American Heart Association and the National Heart, Lung, and Blood Institute

Primary Prevention of Cardiovascular Disease and Type 2 Diabetes in Patients at Metabolic Risk (2008)Source: Endocrine Society

Lipid Screening and Cardiovascular Health in Childhood (2008)Source: American Academy of Pediatrics

Seventh Report of the Joint National Committee on Prevention, Detection, Evaluation, and Treatment of High Blood Pressure (JNC 7) (2004)Source: National Heart, Lung, and Blood Institute

Managing Abnormal Blood Lipids (2005)Source: American Heart Association

Harmonizing the Metabolic Syndrome (2009)Source: American Heart Association

Drugs

Porphyria

نویسنده:
26 دسامبر 13

Reference:Elsevier
Summary

Description

  • Group of      seven predominantly inherited metabolic disorders, caused by deficiencies      of enzymes of the heme biosynthetic pathway
  • Symptoms      result from accumulation of precursors in heme biosynthesis
  • Clinically      characterized by cutaneous and/or acute neuropsychiatric symptoms; such as      severe abdominal pain
  • Cutaneous      porphyrias affect the skin causing cutaneous photosensitivity, which can      be severe
  • Acute      neuropsychiatric porphyrias affect the nervous system and can be      life-threatening, but attacks can be aborted by early administration of      hemin
  • Latency      is common, and some carriers only become symptomatic after exposure to      precipitating factors such as alcohol or certain drugs
  • When a patient is diagnosed with porphyria, the whole family must be screened so that precipitating factors can be avoided in anyone found to be a carrier

Synonyms

  • Delta-aminolevulinic      aciduria
  • ALAD      porphyria
  • Swedish      porphyria
  • Pyrroloporphyria
  • Intermittent      acute porphyria
  • Gunther      disease
  • Porphyria      variegata
  • South      African porphyria
  • Protocoproporphyria
  • Royal      malady
  • Protoporphyria
  • Erythrohepatic      protoporphyria
  • Toxic      porphyria

Immediate action

  • Acute      symptoms may need immediate hospitalization
  • If an      elevated urine porphobilinogen is detected, send a 24-h specimen for      quantitation and additional tests
  • Intravenous      glucose for mild acute porphyria is appropriate; intravenous hemin therapy      should be instituted soon after and as soon as it is available

Key points

  • A group      of metabolic disorders that present with gastrointestinal,      neuropsychiatric, and skin symptoms; can be divided into acute and      non-acute porphyrias
  • Diagnosis      of acute neuropsychiatric porphyrias is supported by the finding of      elevated urine porphobilinogen on a single void urine specimen
  • Intravenous      hemin treatment is the therapy of choice for acute neuropsychiatric      porphyrias along with glucose, intravenous fluids, and elimination of any      precipitating factors

Background

Cardinal features

  • A group      of inherited metabolic disorders that are caused by a partial or nearly      complete deficiency of enzymes of the heme biosynthetic pathway
  • Symptoms      result from accumulation of precursors in heme biosynthesis
  • Seven      different kinds of porphyria have been distinguished, representing      discrete deficiencies of each of the seven enzymes beyond the first and      rate-limiting step of the pathway
  • Dysfunction      of each specific enzyme causes a unique pattern of abnormally elevated      levels of porphyrins and/or their precursors to accumulate in tissues, and      to be excreted in urine and stool
  • Clinical      presentation depends on associated enzyme and mode of inheritance, and is      often influenced by metabolic and environmental factors
  • Clinically      characterized by cutaneous or acute neuropsychiatric symptoms and      syndromes, or both
  • Cutaneous      manifestation is typically cutaneous photosensitivity, which can be severe
  • Acute      neuropsychiatric manifestations are most typically abdominal pain,      constipation, dysesthesia, muscular paralysis, and respiratory failure      (which can be fatal); attacks can be aborted by early administration of      hemin
  • Latency      is common and there can be asymptomatic or minimally symptomatic carriers
  • Some      carriers only become symptomatic after exposure to an additional agent or      factor capable of inducing disease expression

Classification (from most to least common type):

  • Porphyria      cutanea tarda (includes hepatoerythropoietic porphyria, a very rare type      of porphyria associated with hemolytic anemia)
  • Acute      intermittent porphyria
  • Erythropoietic      protoporphyria
  • Variegate      porphyria
  • Hereditary      coproporphyria
  • Congenital      erythropoietic porphyria
  • Aminolevulinic      acid dehydratase deficiency

Can also be categorized as:

  • Hepatic      porphyrias (delta-aminolevulinic acid dehydratase deficiency porphyria,      acute intermittent porphyria, variegate porphyria, hereditary      coproporphyria, porphyria cutanea tarda), in which the excess porphyrin      production occurs in the liver
  • Erythropoietic      porphyrias (erythropoietic protoporphyria, congenital erythropoietic      porphyria), in which excess porphyrin production occurs in the bone marrow

Can also be categorized as:

  • Acute      porphyrias (delta-aminolevulinic acid dehydratase deficiency porphyria, acute      intermittent porphyria, variegate porphyria, hereditary coproporphyria),      which typically cause neuropsychiatric problems, often manifesting as a      severe abdominal pain and are associated with excess production and      excretion in urine of porphobilinogen and delta-aminolevulinic acid
  • Nonacute      porphyrias (porphyria cutanea tarda, congenital erythropoietic porphyria,      erythropoietic protoporphyria), in which porphobilinogen and      delta-aminolevulinic acid are not produced in excess

Can also be categorized according to their mode of inheritance:

  • Autosomal      dominant (acute intermittent porphyria, variegate porphyria, hereditary      coproporphyria, porphyria cutanea tarda (20% of cases are autosomal      dominant), erythropoietic protoporphyria)
  • Autosomal      recessive (delta-aminolevulinic acid dehydratase deficiency porphyria,      congenital erythropoietic porphyria)

Causes

Common causes

The inherited mutant gene encodes the specific enzyme deficiency (in order of sequence of enzymes in the heme biosynthetic pathway):

  • Delta-aminolevulinic      acid dehydratase deficiency causes delta-aminolevulinic acid dehydratase      deficiency porphyria
  • Porphobilinogen      deaminase deficiency causes acute intermittent porphyria
  • Uroporphyrinogen      III synthase deficiency causes congenital erythropoietic porphyria
  • Uroporphyrinogen      decarboxylase deficiency (UROD) causes the familial type (approx. 20% of      cases) and sporadic type (80%) of porphyria cutanea tarda
  • Coproporphyrinogen      oxidase deficiency causes hereditary coproporphyria
  • Protoporphyrinogen      oxidase deficiency causes variegate porphyria
  • Ferrochelatase      deficiency causes erythropoietic protoporphyria

The two autosomal recessive porphyrias, congenital erythropoietic porphyria and delta-aminolevulinic acid dehydratase deficiency porphyria are very rare; for each there is little or no production of normal enzyme.

The other five porphyrias are mainly inherited in an autosomal dominant manner, although more complex patterns of inheritance are possible.

  • Signature      feature for each is low clinical penetrance
  • Inheritance      of one copy of a mutant gene decreases enzyme activity by 50%, which is      sufficient for normal cellular metabolism
  • Clinical      presentation requires additional factors (genetic or environmental) that      affect the heme pathway
  • These      factors either increase the normal demand for heme production, cause a      decrease in enzyme activity, or are a combination of these effects

Porphyria cutanea tarda

Further variation is seen in porphyria cutanea tarda, the most common porphyria worldwide, and many risk factors precipitate the disease.

There are three clinically indistinguishable subtypes:

Type 1 (sporadic, no family history of porphyria) accounts for 80% of cases. UROD activity is inhibited (inactivated) only in the liver. Although sporadic cases do not have mutation in the UROD gene, there is association with mutations in the hemochromatosis (HFE) gene and other, as yet unknown, genetic causes. The disease is precipitated by various risk factors:

  • Hepatitis      C infection
  • Alcohol
  • Oral      estrogens
  • Hexachlorobenzene      and tetrachloridibenzo-p-dioxin
  • Hepatic      tumors

Type 2 (familial, autosomal dominant) accounts for 20% of cases, and is caused by inherited mutations in the UROD gene.

  • Distinguished      from sporadic cases by measuring erythrocyte UROD activity or by molecular      analysis
  • Coinheritance      of UROD mutation and either homozygous or heterozygous HFE C282Y and H63D      mutations result in earlier onset of symptoms
  • Manifestation      of disease requires precipitating factors, such as chronic exposure to      alcohol, hepatotropic viruses, excess iron intake or storage, and oral      estrogen use
  • Additional      modifying genetic loci are implicated in the disease process

Type 3 (familial, very rare), results from other inherited mutations in the UROD gene.

Contributory or predisposing factors

All porphyrias:

  • Liver      disease
  • Hepatitis      C
  • Infection
  • Heavy      alcohol use
  • Major      surgery

Acute intermittent porphyria, variegate porphyria, hereditary coproporphyria, delta-aminolevulinic acid dehydratase deficiency porphyria:

  • Drugs:      estrogen and progesterone from contraception and hormone replacement      therapies (although may be beneficial in some patients in prevention of      cyclic menstrual attacks); danazol; griseofulvin; rifampin, sulfonamides,      chloramphenicol and primidone; diclofenac; phenobarbital, carbamazepine,      valproic acid, clonazepam, chlordiazepoxide and meprobamate; imipramine;      chlorpropamide and metoclopramide; methyldopa and glutethimide;      ergotamine; pyrazinamide; carisoprodol; ethchlorvynol; and pentazocine,      mephenytoin, succinimides, and pyrazolones
  • Steroids:      endogenous steroid hormones, sex steroid preparations
  • Menstrual      cycle: in presence of high levels of progesterone
  • Pregnancy
  • Fasting
  • Emotional      and physical stress
  • Substance      abuse: particularly marijuana, ecstasy, amphetamines, and cocaine
  • Tobacco

Porphyria cutanea tarda:

  • Drugs:      nonsteroidal anti-inflammatory drugs, sulfonylureas, busulfan
  • Estrogens,      especially from oral contraceptives
  • Iron      supplements

Epidemiology

Incidence and prevalence

Prevalence
  • Porphyria      cutanea tarda: 10 cases per 100,000 of population, including both      inherited and sporadic types
  • Acute      intermittent porphyria, erythropoietic protoporphyria, variegate      porphyria: 1-10 cases per 100,000 of population
  • Hereditary      coproporphyria: <1 case per 100,000 of population
  • Delta-aminolevulinic      acid dehydratase deficiency porphyria, congenital erythropoietic      porphyria: very rare

Demographics

Age
  • Congenital      erythropoietic porphyria: early childhood
  • Erythropoietic      protoporphyria: older childhood
  • Acute      intermittent porphyria, variegate porphyria, hereditary coproporphyria,      delta-aminolevulinic acid dehydratase deficiency porphyria: young adult
  • Porphyria      cutanea tarda: typically after the fourth decade
Gender
  • Erythropoietic      protoporphyria, congenital erythropoietic porphyria: males and females      equally affected
  • Porphyria      cutanea tarda: generally more common in males; however, female incidence      is increasing in association with oral contraceptive and alcohol use
  • Acute      intermittent porphyria, variegate porphyria, hereditary coproporphyria,      delta-aminolevulinic acid dehydratase deficiency porphyria: more common in      females
Race

More common in Caucasians than African-Americans or Asians.

Genetics
  • The      seven porphyrias form a group of inherited metabolic disorders, with the      most common being porphyria cutanea tarda
  • The      majority (80%) of patients have the sporadic (type 1) form of porphyria      cutanea tarda, in which UROD deficiency is restricted to the liver
  • Familial      (type 2) porphyria cutanea tarda accounts for approx. 20%, and may be      distinguished from the sporadic cases by measuring erythrocyte UROD      activity or by molecular analysis of the UROD gene
  • Four      additional porphyrias (acute intermittent porphyria, variegate porphyria,      hereditary coproporphyria, and erythropoietic protoporphyria) are mainly      inherited in an autosomal dominant manner, although more complex patterns      of inheritance are seen in some families
  • The two      autosomal recessive porphyrias, congenital erythropoietic porphyria and      delta-aminolevulinic acid dehydratase deficiency porphyria, are very rare

A number of disease-specific mutations have been identified in each of the genes that encode the enzymes that are deficient in the porphyrias.

  • Gene      testing identifies mutations in 90% or more of affected individuals with      the various inherited forms of porphyria
  • Additional      modifier genes, such as the HFE gene for hemochromatosis, are associated      with some forms of porphyria, in particular porphyria cutanea tarda

Family screening and genetic counseling are important aspects of management for each of the porphyrias, and requires referral to a genetic specialist.

Geography

Variegate porphyria has a substantially higher incidence in South Africa of 3 per 1000; most cases have been traced to a single union between two Dutch settlers in 1680.

Codes

ICD-9 code

277.1 Disorders of porphyrin metabolism

Read more about Porphyria from this First Consult monograph:

Diagnosis | Differential diagnosis | Treatment | Summary of evidence | Outcomes | Prevention | Resources

More Key Resources

Overview

Porphyrias
Hoffman: Hematology, 5th ed.

Signs & Symptoms

Cutaneous Manifestations of Porphyria Cutanea Tarda (includes Images)
Habif: Clinical Dermatology, 5th ed.

Classification of Porphyrias (includes Table)
Kliegman: Nelson Textbook of Pediatrics, 19th ed.

Etiology

Porphyria: Physiology
McPherson & Pincus: Henry’s Clinical Diagnosis and Management by Laboratory Methods, 22nd ed.

Diagnosis

Diagnosis of Porphyria
Bope and Kellerman: Conn’s Current Therapy 2012, 1st ed.

A blistering rash
Adejumo AA – Am J Med – 01-APR-2010; 123(4): 317-9

Treatment & Management

Treatment of Porphyrias
Bope and Kellerman: Conn’s Current Therapy 2012, 1st ed.

The Porphyrias (includes Treatment)
Kliegman: Nelson Textbook of Pediatrics, 19th ed.

Patient Education

Practice Guidelines

Acute Porphyrias: Emergency Room Recommendations (2009)
Source: American Porphyria Foundation

Drugs

 

Porphyria Information

Clinical Knowledge

 

Refine Your Search

Related Hematology Topics

دانه های برف

نویسنده:
20 دسامبر 13

در این روزهای آخر پائیز، در اراک برف زیبایی بارید. تصاویری از دانه های برف گرفته ام که امیدوارم خوشتان بیاید. آرزو میکنم که شما هم از مناظر زیبای پائیز و زمستان، نهایت لذت را ببرید.

مصوبات وزارت بهداشت برای دوره کارشناسی ارشد بیوشیمی بالینی

نویسنده:
28 آگوست 13

آئین نامه آموزشی
تاییدیه دوره
مشخصات کلی دوره

برنامه دروس
سر فصل دروس
ارزشیابی دوره

گاما گلوتامیل ترانسفراز

نویسنده:
20 آگوست 13

فرانک بهمنی

کارشناسی علوم آزمایشگاهی،ورودی مهر90

خلاصه

بعضی از آنزیم ها به عنوان آمینواسید ترانسفراز عمل کرده و انتقال اسیدهای آمینه از یک پپتید به اسید آمینه یا پپتید دیگر راکاتالیز میکنند.گاما گلوتامیل ترانسفراز (2.2. 3. 2.EC :گاماگلوتامیل پپتید :آمینواسید [GGT] ) انتقال گاماگلوتامیل رااز پپتیدها و ترکیبات حاوی گاما گلوتامیل ,به یک پذیرنده کاتالیز میکند.سوبستراهای GGT عبارتنداز:(1) پذیرنده ی گاماگلوتامیل ،(2) بعضی از اسیدهای آمینه یا پپتیدها،یا حتی آب که در این مورد هیدرولیز ساده رخ میدهد .این آنزیم تنها بر روی پپتیدها یا ترکیبات شبه پپتیدی (که حاوی یک ریشه ی گلوتامات انتهایی متصل به بقیه ی ترکیب ،از طریق کربوکسی ترمینال (-Y-) هستند). به شکل زیر عمل میکند:

گلیسیل گلیسین به عنوان یک پذیرنده ،پنج برابر مؤثرتر از گلیسین و یا تری پپتید gly-gly-glyاست.این واکنش پپتیداز به طور قابل توجهی سریعتر از واکنش هیدرولیز ساده است.

بیوشیمی

GGT (به ترتیب کاهش فراوانی )در قسمت های زیر وجود دارد:

(1)توبول های پروگزیمال کلیوی ،(2)کبد،(3)پانکراس،(4)روده ها.

این آنزیم در سیتوپلاسم (میکروزوم ها) وجود دارد ولی قسمت اعظم آن در غشای سلولی وجود دارد و میتواند اسیدهای آمینه و پپتید های گاماگلوتامیل را از عرض غشای سلول عبور داده و به داخل سلول ببرد.

اهمیت بالینی

با اینکه بافت کلیوی بیشترین مقدار GGT را دارد ،ولی آنزیم موجود در سرم عمدتا از سیستم مجاری صفراوی نشأت میگیرد.این آنزیم شاخص حساسی برای وجود بیماری مجاری صفراوی است و صرف نظر از علت بیماری کبدی ،در اکثر افراد مبتلا به این بیماری بالا میرود.با این وجود ، فایده ی بالینی آن به دلیل کمبود ویژستگی ،محدود است .همانند ALP ،بیشترین مقدار این آنزیم در موارد انسداد مجاری صفراوی داخل کبدی یا پس از کبدی دیده میشود و فعالیت آن به حدود 50 تا 30 برابر حد مرجع فوقانی می رسد.مقادیر زیاد GGT  همچنین در بیماران مبتلا به نئو پلاسم های کبدی اولیه و یامتاستاتیک مشاهده میگردد.در این بیماری ها ،تغییرات آنزیمی ممکن است به صورت زود رس اتفاق بیفتد و نسبت به سایر آنزیم های کبدی بارزتر باشد . افزایش متوسط این آنزیم (2 تا 5 برابر حد مرجع فوقانی ) در هپاتیت عفونی رخ میدهد.افزایش اندک فعالیت GGT  در بیماران مبتلا به کبد چرب مشاهده میشود و افزایش مشابه با آن (ولی به طور گذرا) در موارد مسمومیت دارویی به چشم میخورد.فعالیت این آنزیم در پانکراتیت حاد و مزمن و در بعضی از بدخیمی های پانکراس (به ویژه در صورتی که با انسداد مجاری صفراوی همراه باشد)میتواند 5 تا 15 برابر حد مرجع فوقانی باشد.افزایش فعالیت GGT در سرم بیماران مبتلا به هپاتیت الکلی و در سرم اکثر افرادی که به میزان زیاد مشروبات الکلی میخورند دیده میشود.افزایش غلظت این آنزیم همچنین در سرم افرادی که داروهای ضد صرع نظیر فنی توئین و فنوباربیتال مصرف می کنند دیده میشود.افزایش این چنینی فعالیت GGT در سرم ممکن است حاکی از القای فعالیت آنزیم جدیدی توسط عمل الکل و داروها و یا اثرات سمی آنها برروی ساختار میکروزومی سلول های کبدی باشد.

روش های آنالیز

قبلا در سنجش های GGT،از L-گاماگلوتامیل –P-نیترو آنیلید (GPNA) به عنوان سوبسترا استفاده میشد و گلیسیل گلیسین به عنوان پذیرنده ی ریشه ی گاما گلوتامیل عمل میکرد.P-نیترو آنیلید تولید شده در این واکنش توسط رنگ زرد آن (که در 405nm پایش میشود)تعیین میگردد. با این وجود حلالیت GGPNA در این مخلوط واکنشی محدود است. بنابراین بدست آوردن غلظت های اشباع کننده ی سوبسترا،GGPNAدشوار است. مشتقات GGPNA که گروههای گوناگونی به داخل حلقه بنزن آن وارد شده اند، برای افزایش فعالیت در آب مورد استفاده قرار گرفته اند. در روش اندازه گیری مرجع IFCCبرای GGT ،L-گاما گلوتامیل-3-کربوکسی -4-نیترو آنیلید به عنوان سوبسترا عمل میکند،گلیسیل گلیسین به عنوان پذیرنده عمل مینماید.بافر کردن توسط خود گلیسیل گلیسین انجام میشود.طول موج اندازه گیری محصول این واکنش (5-آمینو -2-نیترو بنزوات ) nm410  است .در شرایط آزمایشگاهی ،GGT یک آنزیم نسبتا پایدار است فعالیت آن در 4 درجه سانتیگراد برای مدت حداقل یک ماه و در دمای 20 _ درجه سانتیگراد برای یکسال پایدار میماند. سرم همولیز نشده ،نمونه ارجح است ،ولی از پلاسمای EDTA نیز استفاده شده است.هپارین ممکن است باعث کدورت این مخلوط واکنشی بشود ،سیترات، اگزالات، و فلورید، فعالیت GGT را تا حد 10% تا 15% کاهش میدهند.حد مرجع فوقانی برای فعالیت GGT سرم در زنان بالغ 38واحد بر لیتر ودر مردان بالغ 55 واحد بر لیتر است. محدوده های مرجع در افراد آفریقایی تبار تقریبا دو برابر بیشتر است . فعالیت GGT در زمان تولد در نوزادان سالمی که به موقع به دنیا آمده اند، تقریبا 6 تا 7 برابر محدوده ی مرجع بالغین است.فعالیت این آنزیم بعدا افت میکند و تا 5 تا 7 ماهگی به حد بالغین میرسد.