بیوشیمی

بیوشیمی برای همه

آلکالین فسفاتاز

نویسنده:
1 ژوئن 15

تهیه کنندگان:عسل افشار / رضوانه سادات میرجوادی

مقدمه

تحقیق پیش رو مختصری از ویژگی ها و ساختار و روش ها اندازه گیری وتفسیر بالینی موارد تغییر آنزیم”آلکالین فسفاتاز”است.

آلکالین فسفاتاز دارای 16ایزوآنزیم در 3 گروه مختلف است که شامل موارد زیر هم میشود:کبدی-استخوانی-روده ای – جفتی-شبه جفتی-طحالی…که معمولا در آزمایشگاه های تشخیص طبی این ایزوآنزیم ها از یکدیگر تفکیک نشده وبه کمک تست های تکمیلی تعیین میکنیم مقدار کدام ایزوآنزیم دچار تغییر شده است.

در این تحقیق هم چنین به موارد دیگری از جمله نیمه عمر-حساسیت دمایی-مهارکننده ها وفعال کننده ها وروش های جدا سازی ایزوآنزیم پرداخته ایم.

تحقیق رو برو هرچند کوتاه ودارای عیب وایراد باشد ولی تلا شی در جهت شناخت آنزیم آلکان فسفاتاز وشناساندن آن به سایرین است.باشد که این تلاش موثر واقع گردد.

فیزیولوژی وبیوشیمی

آلکالین فسفاتاز(ALP)از دسته آنزیم های هیدرولاز است و در ساختارخود دارائZnاست.ALP قادر به حذف فسفات انتهای 5پرین از مولکول های تک یا دو رشته ایDNA ویاRNAاست وبه دلیل فعالیت در محیط قلیایی باPh اپتیمم10-9 به آلکالین فسفاتاز یا فسفاتاز قلیایی نامیده می شود.

ALPاز منابع مختلفی (البته جز منابع انسانی)حاصل می شود من جمله:باکتریg مثل E.coli

آلکان فسفاتاز برحسب تفاوت در زنجیره کربوهیدراتی جانبی 16ایزوآنزیم است که در 3گروه هستند:

A)روده ای

B)جفتی

C)غیرجفتی شامل کبدی،ریوی،استخوانی،طحالی وایزوآنزیم سرطانیRegan

این آنزیم ها دارای وزن مولکولی متفاوتی به شکل زیر هستند:

GCAP(شبه جفتی):23 K Da

IAP(روده ای):57 k Da

PALA(جفتی):70 K Da

TNAP(در کبد کلیه،استخوان،کولون ومعده):80 K Da

ایزوآنزیم ALPتوسط ژن های مختلفی معمولا برروی کروموزوم 1و2کد می شوند .فراوان ترین ایزوآنزیم بر روی کروموزوم(1) کد می شود که باعث تولید ایزوآنزیم غیراختصاصی بافتی که با رفتن به بافت های مختلف دچار تغییر شده وبه آنزیم های مختلف در کبد،کلیه واستخوان تغییر حالت می دهد(توسط تغییر زنجیره کربوهیدراتی) برروی کروموزوم شماره 2ژن های مختلفی وجود دارد که باعث کد کردن ایزوآنزیم جفتی ،روده ای وشبه جفتی یا زایا می شود .ایزوآنزیم شبه جفتی از لحاظ فیزیکی آنتی ژنی شباهت هایی بهALP جفتی دارد.

آیزو انزیم جفتی سرطانی Reganهم حاصل سرکوب ALPجفتی است.

ایزوآنزیم هایALPنیمه عمر متفاوتی دارند: جفتی     7روز

کبدی     3روز

استخوانی 1روز

روده ای   30ثانیه تا چند

دقیقه

محدوده مرجع وتغییرات پیش آنالیزی

مقدار ALP وابستگی شدیدی به سن وجنس دارد ومقادیر نرمال آن به صورت زیر است(هرچند در مردان کمی بیشتر از زنان است)

بزرگسالان:30-120u/L

کهنسالان:کمی بیشتر از بزرگسالان

کودکان/نوجوانان

کمتر از 2 سال 85-235U/L

2-8 سال 65-210U/L

9-15سال 60-300U/L

16-21سال 30-200U/L

الکالین فسفاتاز درافراد باگروه خونیOیاBبه علت تفاوت در میزان ALPروده ای بیشتر از افراد دارای گروه خونی Aیا ABاست.ALPجفتی در زنان باردار باگروه خونی AیاBبه طور چشم گیری کم است.

میزان ALPدر دهه اول زندگی 4-3 برابر بیشتر از بالغین است وآن هم به علت استخوان سازی و فعالیت ALPاستخوانی است وهمچنین در پسران بیشتر از دختران است.

میزان ALPاز سن 50-20 سالگی در زنان ومردان مشابه است ولی بعد از یائسگی افزایش تدریجی ایزوآنزیم استخوانی را داریم.

بارداری موجب افزایش 3-2 برابری ALPمی شود که عمدتاً بخاطر ایزوآنزیم جفتی بوده ولی گاهی ALPاستخوانی هم تاثیر دارد.

شاخص های دیگری هستند که روی ALPتاثیر گذارند عبارت انداز:

شاخص جرم بدن (BMI) بالا—->باعث افزایش 10% ALP

ترکیبات ضدبارداری خوراکی—->کاهش 20% ALP

مشتقات فیبریک اسید—->کاهش 25% total ALP

40% ALP کبدی

سیگار کشیدن—->افزایش10% total ALP

عوامل ضد صرع—->افزایش ایزوآنزیم کبدی وگاهی هم استخوانی

تزریق خون   و   احیای قلبی ریوی—->کاهشALP

نقش انزیم در واکنش های بیو شیمیایی

واکنش فسفریل ترانسفر نقش اصلی در پردازش عظیمی از واکنش های بیوشیمیایی بازی میکند که شامل متابولیسم های اصلی و انتقال انرژی و بیان ژن و علامت دهی سلول است .

الکالین فسفاتاز در سلول عمدتا به غشای سلول متصل است جایی که به نظر میرسد برای برداشت فسفات دخیل باشد و بدین طریق حرکت مواد از عرض غشا سلول را تسهیل می کنند .

ALP در سلول ها به غشا متصل است و دو نقش کاربردی دارد:

*برداشت عامل فسفات از استرهای آلی حاوی فسفات.

*تسهیل حرکت مواد از غشای سلولی.

ALP همان طور که گفته شد در بافت های مختلفی حضور دارد مثلا هپاتوسیت ها ALPکبدی تولید میکنند که به صورت متصل به سطح کانالیکولار هستند.

استئوبلاست هاALPاستخوانی تولید کرده که در برداشت پیروفسفات (مهارکننده معدنی استخوان)دخیل است.

سلول های اپی تلیال روده ،ALPروده ای تولید کرده که به دنبال بلع غذای چرب به درون دئودنوم آزاد می شود.

به نظر میرسد که مکانیسم های مختلفی برای ازاد سازی الکالین فسفاتاز از سلول وجود دارد که منجر به تغییر اشکال مختلف الکالین فسفاتاز در پلاسما می گردد و با اسیب کبد سنتز الکالین فسفاتاز افزایش می یابد .اما اسیدهای صفراوی قطعاتی از غشای سلول های کانالیکولار حاوی انزیم متصل شده را حل می کنند اگرچه در سرم طبیعی فقط یک فرم منفرد از الکالین فسفاتاز با منشا کبدی یا استخوانی به طور ویژ مشاهده میشود اما در بیماری کبدی –صفراوی هر دو محصول طبیعی و فرم اتصال به غشا را که به لیپوپروتیین متصل است می توان دید .ایزوانزیم روده ای الکالین فسفاتاز به میزان زیادی وارد دئودنوم میشود و میزان زیادی از ان بعد از صرف وعده غذایی به درون مایع لنفاوی تخلیه کننده دستگاه گوارش وارد میشود.

اصول وشرایط آزمایش

تعداد زیادی از مواد فیزیولوژیک وغیرفیزیولوژیک می تواند سوبسترا این آنزیم باشد وهنوز سوبسترای خاص آن مشاهده نشده است،ولی تصور براین است که سوبسترای طبیعی این آنزیم ترکیبی به نام فسفاتیدیل اتانول آمین باشد زیرا در کودکانی که به طور مادرزادی فاقد ALPهستند،مقدار زیادی از این ماده در خونشان دیده می شود.

همان طور که گفتیم چونALPدارای سوبسترای اختصاصی نیست،برای اندازه گیری آن روش های مختلفی ابداع شده که اختلاف آن روش ها در غلظت ونوع سوبسترا،بافرPHواکنش است.

معمولاً در آزمایشگاه می توانیم از دو ماده به عنوان سوبسترا استفاده کنیم.

یکی استفاده از P نیتروفیل فسفات است که رایج تر است و واکنش آن به صورت زیر انجام میگیرد:

 

اب+پارافنیل نیترو فسفات]میدهد[PO4H3+پارانیترو فنیل فسفات

 

روش دیگر استفاده از سوبسترای B گلیسروفسفات است که روش رایجی نیست که در این روش با افزودن TCA به محلول واکنش متوقف می شود وبعد از اتمام واکنش پروتئین رسوب کرده را جدا کرده وبیرون ریخته وسپس فسفات معدنی را برداشته و اندازه میگیریم.

ویژگی وشرایط نمونه گیری

نمونه مورد نظر ما خون وریدی است که پس از تهیه نمونه وجداسازی سرم نمونه باید در یخچال نگهداری شود،زیرا گرما باعث افزایش کاذب ALPمی شود.

پس از تهیه خون نباید آن را در لوله های دارای EDTA،سیترات یا اگزالات ریخت زیرا باعث کاهش کاذب ALPمی شود.

با نگهداری نمونه ها در 4درجه سانتی گراد،ALP یک هفته ودر-20 سانتی گراد هم تا یک ماه پایدار می ماند وتست قابل انجام است.

قبل از نمونه گیری بیمار باید ناشتا باشد وتا 10ساعت قبل هم الکل مصرف نکرده باشد.

عوامل تداخل کننده:

-خوردن غذا به تازگی

-مصرف داروهایی که باعث افزایش سطحALPمی شوند:آلوپورنیول،آنتی بیوتیک ها،آزاتیوپرین،کلشی سین ،فلوریدها ،ایندومتاسین ،ایزونیازید ،متوتروکسات ،متیل دوپا ،اسید نیکوتینیک ،تتراسیکلین

مصرف این داروها باعث کاهش سطح ALPمی شود:

سیانیدها ،فلوریدها ،نیتروفوران تویین ،اگزالات ها ،نمک های روی،..

 

فعال کننده ومهارکننده ها

فعال کننده های آنزیم عبارتند ازMn،Co ،Mg

ومهارکننده ها هم عبارتند از:

فنیل آلانین—->مهارکننده وکاهش دهنده فعالیت ایزوآنزیم روده ای وجفتی

لوامینرول—->مهارکننده وکاهش دهنده فعالیت ایزوآنزیم استخوانی وکبدی

اوره —–> 1)مهار 90% استخوانی

2)مهار 60% کبدی و روده ای

3)ایزوآنزیم جفتی هم مقاوم است

 

روش های تفکیک وجداسازی

سنجش ایزوآنزیم های ALPدر موارد زیر ضرورت دارد:

1)هنگامی که منشا افزایش ALPسرم مشخص نیست وباید آن را مشخص کرد.

2)سوال اصلی این باشد که درگیری کبدی وجود دارد یا استخوانی.

3)در بیماری های متابولیک استخوانی،به منظور اطمینان از هرگونه تغییر در فعالیت استئوبلاستیک برای پایش فعالیت بیماری وتاثیر درمان های مناسب.

برای تمایز ایزوآنزیم ها وسایر انواع ALPاز معیارهای زیر استفاده می شود:

1)تحرک الکتروفورزی

2)پایداری در برابر دناتوراسیون به وسیله حرارت یا موادشیمیائی

3)واکنش به حضور مهارکننده خاص

4)میل ترکیبی بالکتین های خاص

5)ویژگی های ایمنوشیمیایی

یکی از روش های اندازه گیری استفاده از کروماتوگرافی مایع با استفاده از ستون های تعویض انیونی است که 6 ایزوفرم زیر را جدا می کند:

استخوانی-روده ای (B/I)                     کبدی L1

استخوانی B1                                 کبدی L2

استخوانی B2                                 کبدی L3

روش دیگر هم حرارت دادن وجداسازی براساس حساسیت دمائی است که روش نسبتاً قدیمی ای است ولی امروزه هم گاهی مورد استفاده قرار میگیرد.

در حرارت 56 Cبه مدت 15 دقیقه پایداری ایزوآنزیم ها به صورت زیر خواهد بود:

ALPجفتی—->پایدارترین

ALPکبدی—->پایداری متوسط

ALPاستخوانی—->ناپایدارترین

روش دیگر اندازه گیری الکتروفورز است.پس از الکتروفورز مناطق مربوط به ALPرا می توان با نگهداری ژل در محلولی از سوبسترای بافرشده رویت کرد.یک نمونه از این سوبستراها نفتیل فسفات است که یک سیستم کروموژنیک به آن اضافه شده است که معمولاً با یک نمک دیازونیوم نمایان می شود.

ایزوآنزیم های ALPاز نظر سرعت حرکت به سمت آند به صورت زیر تقسیم بندی می شوند:

کبدی > استخوانی > روده ای

ایزوآنزیم کبدی واستخوانی هم تا حدی هم پوشانی دارند.

ایزوآنزیم جفتی به صورت نواری مجزا روی بخش گسترده استخوانی را می پوشاند.

در بیماران مبتلا به بیماری های کبدی نوعی ازALPبا وزن مولکولی بالا وبار منفی وجود دارد که در ژل نشاسته به آهستگی حرکت کرده وحتی ممکن است وارد ژل آکریا آمید نشود.

با این وجود نسبت به ایزو آنزیم های کبدی بیشتر به سمت آند در محیط غیرمتخلخل (مثل استات سلولز)می رود.

الکالین فسفاتاز گاهی در سرم با ایمنوگلوبین ها یا ماکرو ALPتشکیل کمیلکس می دهد وباعث به وجود آوردن نوارهایی می شود که در منطقه گاماگلوبین به طور غیرعادی مهاجرت می کند.

جداسازی ایزوآنزیم های کبدی واستخوانی از هم به علت تشابه ساختاری دشوار است.برای بهبود تفکیک الکتروفورزی آنها سرم را به مدت 15minدر دمای در دمای37سانتی گراد با نور آمیئیداز فرآوری می کنند تا بخش مربوط به ریشه های اسیدسیالیک انتهایی حذف شوند.

از آنجای که حمله به ریشه اسیدسیالیک ALPاستخوانی آسانتر از حمله به نوع کبدی است،تحریک الکتروفورزی نوع استخوانی بیشتر از کبدی کاهش می یابد .بهبود تفکیک تعیین کمی را توسط اسکن دانسیتومتری را فراهم می سازد.

نگهداری نمونه سرمی بانور آمینیداز به مدت یک شب تا صبح باعث کاهش فعالیت تمام ایزوآنزیم ها جز نوع روده ای می شود وعلت این مقاومت ،عدم وجود ریشه های اسیدسیالیک انتهایی است.

حالت های پاتولوژیک تغییر ALP

باتوجه به اینکه آنزیم آلکالین فسفاتاز دارای ایزوآنزیم های متفاوتی است هر بیماری یک ایزوآنزیم خاص را بیشتر از بقیه افزایش می دهد مثلاًبیماری های زیر همه مربوط به افزایش ایزوآنزیم خاصی است که عبارتنداز:

ALPبالا کبدی در نتیجه ی:

انسدادصفراوی در نتیجه ی حضور سنگ های صفراوی (متشکل از بیلی روبین وکلسترول)وغالباًدر مجرای صفراوی—->مقدار ALPدر این حالت معمولاً بیش از 300U/Lمی شود.

بیماری های ارتشامی گرانولومی کبد(مثل سارکوئیدوز ،سل ،آمیوئیدوز ،آبسه)

مقدار ALPدر این حالت به بیش از 1000U/Lمی رسد.

حالت های التهاب سیستم صفراوی از قبیل کلانژیت

عفونت های گرم منفی—->افزایشALPبه میزان200-300 U/L

کارسینومای متاستازی

بیماری های کبدی علائمی دارند شامل:خستگی ،از دست دادن اشتها ،استفراغ وتهوع ،یرقان ،ادرارتیِره ،خارش ،مدفوع روشن و…

ALP بالا استخوانی در نتیجه ی:

افزایش فعالیت استئوبلاست ها در بیماری های پاژه

استئوسارکوما

کارسینومامتاستازی

علائم اختلالات استخوانی :درد استخوان یا مفصل ،افزایش شکستگی ،تغییر حالت استخوان ،غریزمال بودن Caوفسفات اندازه گیری شده.

ALPبالا روده ای در نتیجه ی:

بیماران سکته روده ای

بیماران دارای التهاب وزخم

ALPبالا جفتی در نتیجه ی:

در بیماران بدخیمی(تخمدان ،سرویکس ،ریه ،پستان ،کولون ،پانکراس)

کمبودALPدرحالت های زیر ممکن است رخ دهد:

هیپوفسفاتازی(ناهنجاری ارثی متابولیسم استخوان به علت جهش بدمعنی ALPغیراختصاصی)

کمبود روی

خوردن Vit Dاضافی

سندرم شیرقلیا

اسکوروی

تست های تکمیلی

ALT، AST—->افزایش این دو آنزیم همراه با افزایش ALPمربوط به بیماری های کبدی مثل هپاتوسلولار است.

5پرین نوکلئوتیداز،GGT (گاماگلوتاسیل ترانس پپتیداز)—->افزایش این دو آنزیمهمراه باافزایش ALPنشان دهنده بیماری درخت صفراوی است.

ACP(اسیدفسفاتاز)افزایشACP،ALP باهم نشان دهنده بیماری استخوانی است.

CPK (کراتین فسفوکیناز)ولاکتات دهیدروژناز—->افزایش آنها همراه باALPنشان دهنده بیماری کبدی است.

لوسین آمینوپیتیداز—->افزایش آن درکنارALPنشان دهنده بیماری های کبدی صفراوی هم چنین از بیمی روبین ،panel ،liver ،Bone markersهم می توان به عنوان تست های تکمیلی بهره برد.

منابع

بیوشیمی بالینی هنری دیویدسون 2011ومولف:ریچاد ملک فرسون و…،مترجمان:دکتر سالار بختیاری،دکتر جواد محمدنژاد اروق،دکترسعید نژاوند،ناشر:انتشارات اندیشه رفیع،نوبت چاپ:اول ،1392

کتاب جامع تست های تشخیصی وآزمایشگاهی پاگانا،کاتلین د.پاگانا/تمتوتی جی پاگانا،مهتاب جعفرآبادی آشتیانی/نرگس ملاح/فرحناز صاغبی،ناشر :انتشارات نشر سالمی ،نوبت اول،1383

راهنمای عملی بیوشیمی بالینی،دکتر امیر سیدعلی مهبد/دکتر عبدالرحیم یکرنگیان ،موسسه انتشاراتی کتاب میر،نوبت اول، 1384

اصول بیوشیمی بالینی تیتز،کارل آبورتیس و…،هوشنگ امیر رسولی،انتشارات ارجمند،نوبت اول،1389

کلسی تونین

نویسنده:
1 ژوئن 15

دنیا اشجاری، لیلا گل محمدی

 

معرفی مولکول به صورت کلی

هورمون کلسی تونین (CTH) ، یک مولکول پروتئینی است که با اثر مخالف هورمون پاراتیروئید ، موجب کاهش کلسیم پلاسما می شود . نقش فیزیولوژیکی این هورمون، در هومئوستاز کلسیم یا تنظیم غلظت پلاسمایی کلسیم و فسفر _ در مقایسه با اثر هورمون پاراتیروئید- محدود و بسیار اندک می باشد. زیرا در صورت حذف کامل این هورمون (در تیروئید کتومی) یا افزایش ترشح آن در انسان ، هیچگونه اختلالی در متابولیسم کلسیم و فسفر رخ نمی دهد. اما باید دانست که از کلسی تونین به عنوان یک شاخص توموری در برخی کارسینومای مدولاری تیروئید (MTC) استفاذه می شود. همچنین استفاده داردیی از کلسی تونین (در درمان کمکی هیپرکلسمی، بیماری پاژه و تا حدودی در استئوپوروز) دارای اهمیت خاصی است. لین هورمون در انسان و پستانداران از سلول های پارافولیکولی (C) غده تیروئید ترشح می شود که مانند عقده های سمپاتیکی و بخش مرکزی فوق کلیه، از تیغه عصبی (قفسه سینه) منشا می گیرند. این سلول ها طی دوره جنینی به جسم اولتیموبرانشیال – یک زوج غده که از پنجمین قوس برانشیال بوجود می آید – مهاجرت می نماید که در مهره داران غیر پستاندار به صورت یک غده مجزا (از تیروئید) وجود دارد اما در پستانداران (عالی) ، این سلول ها در داخل غده تیروئید قرار دارد و فقط حدود 1/0 درصد از بافت تیروئیدی را تشکیل می دهد. در واقع این سلول های پارافولیکولی به عنوان محل تولید و ترشح کلسی تونین، از سلول های فولیکولی که محل تولید و ترشح هورمون های T3 وT4 تیروئید هستند؛ به وسیله اندازه بزرگشان، سیتوپلاسم روشن و کمرنگ همراه با دانه های ترشحی کوچک مشخص می شوند.

ساختمان شیمیایی و تولید کلسی تونین

ساختمان شیمیایی هورمون : کلسی تونین به طور طبیعی از یک زنجیره پلی پپتیدی (با وزن مولوکولی 3500 دالتون) تشکیل شده که دارای 32 اسیدآمینه، همراه با یک پیوند دی سولفیدی است (شکل 17-2 را ببنید). کلسی تونین حیوانی (بویژه ماهی ها)، شباهت زیادی به کلسی تونین نوع انسانی دارد و کاملا هم فعال می باشد. به نظر می رسد که بخش فعال هورمون، در قسمت مرکزی مولکول نهفته است. به عنوان مثال ، اثر کلسی تونین بدست آمده از ماهی آزاد، بر کاهش کهش کلسیم پلاسما حدود 10 تا 100 برابر قوی تر از کلسی تونین موجود در پستانداران می باشد.

 

تولید هورمون : کلسی تونین ، از یک مولکول بزرگ پره پروهورمون ساخته می شود که این مولکول پیش ساز، حدود 4برابر کلسی تونین است. بررسی های انجام شده در برخی حیوانات (مثل موش صحرایی) نشان داده است که حداقل دو پلی پپتید همراه با کلسی تونین تولید شده و همراه با آن نیز ترشح می شود اما اثرات فیزیولوژیکی آنها به طور کامل مشخص نیست. مولکول فعال کلسی تونین پس از تولید شدم از پیش سازهایش، در داخل گرانول های ترشحی، همراه با کوپپتید های پایانه-C و انتهای آمینی(N) آن بسته بندی و ذخیره می شود که نقش پپتید های همراه هنوز مشخص نشده است. جالب است بدانیم که ژن سازنده کلسی تونین، در دو دستگاه مهم بدن ، یعنی دستگاه عصبی و اندوکرین وجود دارد. به طوری در بعضی از سلول ها فقط پره پروهورمون کلسی تونین، از نسخه اولیه mRNA

تولید می شود. ولی در سلول های دیگر (مثل غده تیروئید و بافت های عصبی)، یک پپتید متفاوت با کلسی تونین؛ به نام پپتید وابسته به ژن کلسی تونین (CGRP)، اولیه از mRNA اولیه ساخته و ترشح می شود. البته دو ژن سازننده کلسی تونین (آلفا و بتا) وجود دارد که هر دو روی کروموزوم11 (در منطقه مربوط به ژن های بتاگلوبولین و PTH) قرار گرفته است ، در نتیجه دو مولکول متفاوت mRNA از ژن آلفای کلسی تونین نسخه برداری می شود که یکی به پیش ساز کلسی تونین و دیگری هم به محصول فرعی آن یا پپتید وابسته به ژن کلسی تونین – آلفا (-CGRP α)، ترجمه و تبدیل می گردد. بنابراین در هر جایی که mRNA مربوط به کلسی تونین بتواند بیان شود (مثل کارسینومای مدولای تیروئید)؛ این پپتید وابسته به ژن کلسی تونین (CGRP) نیز تولید می شود. همچنین ژن بتا یا ژن دوم پپتید وابسته به کلسی تونین (CGRP-2) که در دستگاه عصبی مرکزی، عروق و برخی بافت های دیگر حضور دارد قادر به تولید کلسی تونین نبوده و فقط می تواند موجب تولید مولکول β-CGRP گردد. اگرچه اعمال انواع CGRPهنوز به طور کامل مشخص نشده است اما ثابت شده که دارای اثرات قلبی – عروقی می باشد، از جمله: افزابش خروج مایع از عروق ، گشادی رگ و کاهش فشار خون که غالباً به صورت موضعی (همراه با ماده P)، از انتهای هعصاب حسی موجود در مجاورت عروق آزاد می شود. علاوه بر آن ممکن است در دستگاه عصبی مرکزی ، موثر باشد. در ضمن به نظر می رسد که DGRP، با مکانیسم نامشخصی در ریه ها، موجب گشادی عروق ریوی (سرخرگ ها و ورید ها) می شود. جالب است بدانیم که آمیلین یک پلی پپتید 37 آمینه ای است که توسط ژن وابسته به کلسی تونین در سلول های بتای جزایر لانگر هانس تولید، بسته بندی و ذخیره می شود و همراه با انسولین به روش اگزوسیتوز به داخل گردش خون ترشح می شود و به عنوان یک آنتاگونیست غیر رغابتی انسولین ، موجب افزابش گلوکز پلاسما می شود.همچنین آمیلین ، از طریق واکنش با گیرنده کلسی تونین در استخوان و احتمالاً با مکانیسم دیگری، استخوان سازی را تحریک نموده و تخریب و جذب استخوانی را کاهش می دهد

ترشح ومتابولیسم کلسی تونین ونقش بیوشیمیایی درسلول ها

ترشح هورمون و عوامل موثر بر آن : به طور طبیعی غلظت کلسی تونین پلاسما حدود 20 پیکوگرم بر میلی متر (mmol/L10×2) می باشد و غلظت آن در مردان بیشتر از زنان است و در نوجوانان نیز زیادتر ترشح می شود و با افزایش سن مقدار تولید و ترشح کلسی تونین کاهش می یابد. باید توجه داشت که محرک اصلی تولید و ترشح هورمون کلسی تونین، افزایش غلظت پلاسمایی کلسیم است و تا زمانی که غلظت تام کلسیم به بالاتر از میزان طبیعی آن (حدود5/9 میلی گرم بر دسی لیتر) نرسد ، ترشح نمی شود و همراه با افزایش غلظت کلسیم پلاسما ، ترشح کلسی تونین نیز به نسبت مستقیم با آن افزایش می یابد.

به عنوان مثال در صورتی که غلظت طبیعی کلسیم پلاسما حدو mg/dL1 بالا رود، ترشح کلسی تونین هم به حدود 2تا 10 برابر افزایش می یابد. در بیمارانی که دارای تومور های ترشح کننده کلسی تونین هستند، تزریق کلسیم (اضفی)، ترشح این هورمون را به مقدار بسیار زیادتری افزایش می دهد وبرعکس، کاهش سریع در کلسیم یونیزه پلاسما ، ترشح کلسی تونین را به مقدار بیشتری کاهش می دهد. این اثر کلسیم بر ترشح کلسی تونین (مانند هورمون پاراتیروئید)، از طریق پاسخ حسگر ها یا گیرنده های حساس به یون کلسیم متصل به پروتئین جی موجود در غشای سلول های پارافولیکولی تیروئید و در نتیجه ، به وسیله افزایش cAMPداخل سلولی ایجاد می شود. البته علاوه بر کلسیم، عوامل دیگری نیز بر ترشح کلسی تونین تأثیر داند که عبارتند از:(1) غذا خوردن؛ ترشح کلسی تونین را قبل از آن که غلظت پلاسمایی کلسیم بالا رفته باشد، افزایش می دهد. این نوع ترشح کلسی تونین که وابسته به ورود غذاست؛ تحت تاثیر هورمون های گوارشی (سکرتین، کوله سیستو کینین ، گلوکاگون و گاسترین) قرار دارد. گاسترین مهمترین و قوی ترین محرک ترشح کلسی تونین می باشد و حتی می توان از آن به عنوان یک تست تشخیص مفید در موارد افزایش ترشح کلسی تونین( ناشی از انواع بدخیمی ها) استفاده نمود. بنابراین در بیماریهایی از قبیل آنمی پرنیسیوز (ناشی از کمبود ویتامین 12B) و سندروم زولینگرالیسون (ترشح نابجا و زیاد معده) که در آنها غلظت گاسترین پلاسمایی بالاست (گاسترینوما)، ترشح کلسی تونین ، در نتیجه غلظت پلاسمایی آن افزایش می یابد، (2) علاوه بر آن، هورمون های جنسی(به ویژه استروژن ها) ، پروستاگلاندین ها ، دوپامین و محرک های بتا آدرنرژیک نیز ترشح کلسی تونین را افزایش می دهند.

متابولیسم هورمون: کلسی تونین عمدتاً در کبد متابولیزه می شود و هورمون موجود در گردش خون به صورت تجزیه شده و غیر همسان (هتروژن) می باشد که نهایتاً به وسیله کلیه ها صاف شده و به وسیله ادرار دفع می شود. کلسی تونین ، دارای نیمه عمر کوتاه (حدود 10 دقیقه) می باشد.

مکانیسم عمل کلسی تونین

گیرنده های هورمون کلسی تونین ، در غشای سلول های هدف و مخصوصآً در استئوکلاست های استخوان وجود داند که پس از پیوند هورمون متصل به پروتئین جی تحریکی چسبیده به آنزیم آدنیلیل سیکلاز(G as) و در نتیجه با فعال شدن این آنزیم، غلظت AMP حلقوی در داخل سلول های هدف افزایش می یابد که منجر به بروز پاسخ مربوط به آن می شود. این گیرنده از نوع مارپیچی بوده و ز نظر ساختمانی شبیه گیرنده PTH RI می باشد. گیرنده های کلسی تونین علاوه بر استخوان( عمدتاً استئوکلاست ها و تا حدودی استئوبلاست ها)؛ در کلیه ها ، دستگاه گوارش، دستگاه ایمنی و حتی در دستگاه عصبی(مغز) هم وجود دارند که در بافت های اخیر ممکن است گیرنده کلسی تونین ، با گیرنده هورمون های پپتیدی مشابه آن، از جمله CGRP و آمیلین تداخل اثر داشته باشد و به دلیل میل ترکیبی بالای این هومرمون ها برای اتصال به گیرنده کلسی تونین می توانند این گیرنده را فعال نمایند.

 

 

اثرات کلسی تونین

کلسی تونین دو نوع اثر مشخص در بدن دارد که شامل اعمال فیزیولوژکی کلسی تونین در بافت های مختلف و اثرات فارماکولوژیکی و درمانی آن می باشد.

اثرات فیزیولوژکی کلسی تونین

اگرچه نوع اثرات و مکانیسم عمل کلسی تونین هنوز هم کامل نشده است و میزان اهمیت این هورمون در تنظیم کلسیم پلاسما نیز مشخص نیست ، اما آنچه که معلوم شده است، تاثیر کلسی تونین بر غلظت پلاسمایی کلسیم و فسفات می باشد. این اثر کلسی تونین، عمدتاً از طریق مهار جذب استخوانی کلسیم (و فسفات) پلاسما می شود (شکل ذیل). علاوه بر استخوان ، کلسی تونین بر کلیه ها، مغز و برخی بافت های دیگر نیز دارای اثرات فیزیولوژیک مشخص میباشد.

 

اثر کلسی تونین بر استخوان

در صورت ترشح فیزیولوژیک کلسی تونین یا تجویز درمانی آن؛ به دلیل سرکوب فعالیت استئوکلاست ها و در نتیجه مهار جذب استخوان ها ، غلظت پلاسمایی کلسیم به سرعت کاهش می یابد. البته شدت کاهش غلظت کلسیم کاملاً بستگی به مقدار پایه سوخت و ساز (ترن آور)استخوان ها دارد و در نتیجه این هورمون ، در بالغین سالم دارای حداقل اثر می باشد. اگرچه کلسی تونین در بیماری های همراه با افزایش فعالیت جذبی استئوکلاست های استخوان (مانند بیماری پاژه و استئوپوروز) موجب بروز هیپو کلسمی مشخص می شود، اما در همین بیماران نیز نهایتاً استخوان از اثر کلسی تونین – احتمالاً به دلیل پدیده تنظیم کاهشی در گیرنده های کلسی تونین – فرار می کند، در نتیجه این بیماران در دراز مدت ، کاهش چشمگیری در کلسیم پلاسما ندارند. همچنین اثر کلسی تونین بر فسفات استخوان ، مانند تاثیرش بر کلسیم استخوان هاست. باید توجه داشت که کلسی تونین حاشیه دندانه دار استئوکلاست ها نیز کاهش میابد و نهایتاً استخوان ها متراکم تر شده و حفره های جذبی کمتری خواهند داشت. البته کلسی تونین در بررسی تجربی و روش های آزمایشگاهی هم می تواند فعالیت استئوکلاست ها را مهار نماید. همچنین معتقدند که این هورمون علاوه بر مهار فعالیت استئوکلاست ها می تواند موجب تحریک(مستقیم) استئوپلاست ها و تحریک استخوان سازی گردد. به نظر می رسد که کلسی تونین همراه با پپتید وابسته به پاراتیروئید در رشد و نمو اسکلتی بدن اثر دارد. از آنجایی که غلظت پلاسمایی کلسی تونین در زنان کمتر از مردان است و با بالا رفتن سن نیز غلظت آن کاهش می یابد ، پیشنهاد می کنند که در پیشرفت استئوپوروز پس از یائستگی ، کلسی تونین دارای نقش موثری است.

اثر کلسی تونین بر کلیه ها

کلسی تونین می تواند از طریق گیرنده های موجود در غشای سلول های لوله ای کلیه ها ، دفع ادراری کلسیم و فسفات را افزایش دهد که در مقایسه با تأثیر کلسی تونین بر استخوان ها ، در روند تنظیم غلظت پلاسمایی کلسیم اهمیت کمتری دارد. به طور کلی اثر کلسی تونین بر استخوان و کلیه ، برای تنظیم کلسیم پلاسما مخالف اثر PTH بوده و به عنوان آنتاگونیست فیزیولوژیکی آن عمل می نماید. اما باید دانست که تاثیر کلسی تونین بر غلظت پلاسمایی فسفات ، همسو با هورمون پاراتیروئید بوده و مانند PTHنهایتاً غلظت فسفات پلاسما را پایین می آورد. این اثر کلسی تونین از طریق مهار جذب استخوان، تحریک پیشبرد ورود فسفات به داخل استخوان و اندکی نیز با افزایش دفع ادراری فسفات ایجاد می شود. باید توجه داشت که اثر هیپوفسفاتمی ناشی از کلسی تونین ، مستقل از اثر آن بر کلسیم پلاسما یا هیپو کلسمی بوجود آمده ، می باشد. همچنین کلسی تونین همراه با فسفات ، دفع ادراری سدیم را تا حدودی افزایش می دهد که ظاهراً سدیم تحت تاثیر هورمون های موثر دیگر مجدداً جذب می شود و در نتیجه (مانند هورمون پاراترین) تاثیر زیادی بر سدیم پلاسما ندارد .

اثر هورمون بر سایر بافت ها

اگرچه ترشح کلسی تونین پس از صرف غذا افزایش می یابد اما نقش آن در جلوگیری از افزایش غلظت پلاسمایی کلسیم هنوز مشخص نشده است. همچنین کلسی تونین ممکن است در بارداری و شیردهی ، مادر را نسبت به جذب استخوانی و افزایش بیش از حد کلسیم پلاسما (ناشی از افزایش غلظت 1 و 25-دی هیدروکسیD و هورمون پاراتیروئید) محافظت نماید. علاوه بر آن کلسی تونین می تواند به عنوان یک میانجی عصبی ، به روش پاراکرینی بر تاثیر مستقیم بر مغز (هیپوتالاموس ، هیپوفیز و برخی نواحی دیگر) موجب بروز اثرات ضد اشتها و ضد دردی گردد که ظاهراً مستقل از دستگاه ضد دردی اپیوئیدی در بدن عمل می کند.

اثرات فارماکولوژیکی و درمانی کلسی تونین

مقادیر فارماکولوژیک کلسی تونین در کلیه ها ف موجب افزایش دفع فسفر و کلسیم می شود. همچنین از کلسی تونین به عنوان یک داروی موثر برای مهار جذب استخوانی در بیماری پاژه و در درمان (کمکی) استئوپوروز استفاده می شود. این هورمون می تواند در مراحل اولیه کنترل و درمان هیپرکلسمی شدید – ناشی از مسمومیت با ویتامینD ، افزایش PTHیا علل دیگر مفید باشد و دفع ادراری هیدروکسی پرولین را نیز کاهش می دهد که نشان دهنده مهار تخریب استخوان و کاهش تجزیه کلاژن می باشد. جالب است بدانیم که در رابطه با هورمون کلسی تونین ، اختلال یا بیماری خاص که مربوط به تغییر تولید و ترشح آن باشد؛ اعم از فقدان کامل کلسی تونین در حذف غده تیروئید (تیروئید کتومی) یا افزایش شدید این هورمون در کارسینومای مدولاری تیروئید تاکنون گزارش نشده است .

ارزش تشخیصی و بیماریهای مربوطه:

برای تشخیص سراطان مدولاری تیروئید از کلسی تونین استفاده می شود . ممکن است سطح کلسی تونین بعد از عمل جراحی بالا رود .

موارد استفاده از کلسی تونین : برای تشخیص اولیه هایپرپلازی C-CELL و سرطان قسمت مرکزی تیروئید استفاده می شود. برای ارزیابی درمان موثر و اطمینان از عدم بازگشت بیماری ، در سرطان قسمت مرکزی تیروئید و هایپرپلازی C-CELL معمولاً دیگر تست های تیروئیدی نرمال هستند مانند TCH، T4، T3 و معمولاً سطح کلسی تونین باید ارزیابی شود.

بیماری های مربوطه : کم کاری پاراتیروئید(هیپوپاراتیروئیدیسم)، مقادیر ناکافی PTH منجر به بروز حالت کم کاری پاراتیروئید می شود. علائم و مشخصه بیوشیمیایی این عارضه به صورت کاهش کلسیم یونیزه سرم و افزایش میزان فسفات سرم است . کم کاری پاراتیروئید در کودکان بیشتر از بزرگسالان رخ می دهد.

روش اندازه گیری:

نام اختصاری : CT ، HCT

سایر نام ها : کلسی تونین انسانی ، تیرو کلسی تونین

بخش مورد انجام : آنالیز هورمون

نوع نمونه قابل اندازه گیری : سرم یا پلاسمای هپارینه

حجم نمونه مورد نیاز : ml8/0

شرایط نمونه گیری : بیمار باید یک شب ناشتا باشد . مصرف آب مجاز می باشد .

ملاحضات نمونه گیری:

  • از همولیز نمونه حین نمونه گیری اجتناب شود.
  • مصرف هرگونه داروی موثر (برای مثال داروهای ضد بارداری خوراکی ) بر نتایج آزمون را در برگه آزمایش یادداشت کنید.

موارد عدم پذیرش نمونه : نمونه های به شدت همولیز قابل قبول نمی باشد.

شرایط نگه داری :

  • سرم یا پلاسما باید سریعاً توسط سانتریفیوژ یخچال دار جدا گردد.
  • سرم یا پلاسما باید سریعاً در 20- درجه سانتی گراد فریز شود.
  • نمونه در 20- درجه سانتی گراد به مدت 15 روز پایدار است .

روش مرجع : IRMA

روش ارجح : کی لومینوسانس

سایر روش ها : EIA. کروماتوگرافی برای فرم های منومدیک

شرح آزمایش :

کلسی تونین هورمونی اشت که توسط سلول های پارافولیکولی یا C ترشح می شود. سطح بالای کلسیم سرم ، ترشح آن را تحریک می کند.

این آزمایش معمولا به منظور بررسی بیماران مشکوک یا دچار کارسینوم مدولاری تیروئید استفاده می شود. 75% این بیماران با وجود سطح کلسیم طبیعی دچار افزایش ترشح کلسی تونین می باشند. کلسی تونین در ارزیابی پاسخ به درمان و پیش بینی عود سرطان مدولاری تیروئید سودمند است. همچنین به عنوان آزمون غربالگری ربای افراد با سابقه سرطان مدولا که در معرض خطر ابتلای بالای 20% به این سرطان می باشند به کار می رود.

افزایش سطح کلسی تونین پیشرفت بیماری را هشدار می دهد و کاهش نشانه پس روی تومور می باشد.

هیپرپلازی سلول C که بیماری خوش خیمی است که در آن کلسی تونین تولید می شود . همچنین زمینه خانوادگی دارد و با افزایش سطح کلسی تونین همراه است . در صورت افزایش مبهم سطح کلسی تونین باید آزمون های تحریکی با استفاده از پنتا گا لتید ین یا کلسیم جهت تحریک ترشع کلسی تو ینین انجام داد. تحریک با پنتا گا لتید ین به صورت تزریق IV ظرف 10-5 ثانیه و انجام خون گیری پیش از تزریق وپس از 90 ثانیه،5دقیقه بعد از تزریق می با شد.

آزمایش تزریق کلسیم به روشهای گوناگونی انجام می شود که معمول ترین آن تزریق ان 1دقیقه پس از خون گیری

برای تعین حد پایه وپس نمونه گیری بعد از 5تا10 دقیقه از تزریق جهت تعین سطح خونی می شود. در سرطان

مد لاوی تیرئید تسنهای تحریکی افزایش قابل ملا حظه ای سطح کلسی تونین می باشد.

افزایش سطح در مبتلایان به سرطان ریه،پستان،لوزالمعده مشاهده می گردد. این حالت احتمالاً شکلی از سندروم پارانئوپلاستیک است که در آن ترشح نابجای کلسی تونین توسط سلول های سرطانی غیر تیروئیدی انجام می شود.

نتایج آزمایش و اهمیت بالینی :

افزایش سطح : هیپر پلازی سلول در این بیماری ها با وجود سطح کلسیم خون ، کلسی تونین از تیروئید ترشح می شود. این اختلالات به مکانیسم های طبیعی تنظیم کننده پاسخ نمی دهند .

کارسینوم سلول جدار ریه

کارسینوم پستان

سرطان لوالمعده

این سراطان ها محل هایی به نام تولید خود به خود کلسی تونین می باشد .

هیپر پاراتیروئید اولیه

هیپرپاراتیروئید ثانویه به علت نارسایی مزمن کلیوی وضعیت های فوق با افزایش سطح کلسیم سرم همراه می باشد.

سطح بالای کلسی تونین جبرانی است.

آنمی پرینسیوز

سندروم زولینگر – الیسون

تیروئیدیت

مقادیر طبیعی :

حد پایه مردان ml/pg19 یا ng/L19

زنان ml/pg14 یا ng/L14

تزریق کلسیم مردان ml/pg190 یا ng/L190

زنان ml/pg130 یا ng/L130

تزریق پنتا گاسترین mg/kg5/0

مردانml/pg110 یا ng/L110

زنانml/pg30 یا ng/L

هورمون ACTH

نویسنده:
20 می 15

گردآورنده:مریم مهوری- رشته پزشکی

خلاصه:

آدرنوکورتیکوتروپیک هورمون از هیپوفیز ترشح می‌گردد و عمل اصلی آن تحریک رشد و تولید استروئید از کورتکس آدرنال می‌باشد. هورمون CRHترشح ACTH را از هیپوفیز افزایش می‌دهد. افزایش ACTH ایجاد کننده سندرم کوشینگ است و کاهش آن بیماری آدیسون را بوجود می‌آورد. چون ACTH ترشح دوره‌ای و ضربانی دارد و نیمه عمر آن کوتاه است، اندازه‌گیری اتفاقی آن قابل اطمینان نیست و در صورت شک به آن در اولین قدم باید سطح کورتیزول چک شود.

معرفی مولکول:

مولکول کوچکی است که نیمه عمر آن در گردش خون کوتاه است (7 تا 12 دقیقه) از پیش ماده پرواپیوملانو کورتین (POMC) که از هیپوفیز ترشح می‌گردد ساخته می‌شود.

ساختار شیمیایی:

ACTH با افزایش تحریک کلسترول به پروگنولون، ساخت و آزادسازی هورمون‌های استروئیدی فوق کلیه را زیاد می‌کند. همچنین با افزایش ساخت پروتئین وRNAرشد قشر را زیاد می‌کند.

اثرات بیوشیمیایی در سلول هدف:

عمل اصلی آن تحریک رشد و تولید استروئید از کورتکس آدرنال می‌باشد که با اثر بر روی قسمت فاسیکولاتا و رتیکولاریس غده آدرنال حاصل می‌شود.ACTHاز طریق تولید CAMPروی کورتکس آدرنال اثر می‌کند. ACTHاعمال خارج آدرنال نیز دارد که شامل تحریک لیپولیز، افزایش پیگمانتاسیون پوست می‌باشد. که این اثر به خاطر داشتن اسیدآمینه‌های مشابه با MSH ( هورمون محرک ملانین) ایجاد می‌شود.

نشر ورهایش:

هورمون آزاد کننده‌ی کورتیکوتروپین (CRH) از هیپوتالاموس، ترشح ACTH را از هیپوفیز افزایش می‌دهد. CRHو ADH در هسته پاراونتریکولار متمرکز شده‌است و هر دو هورمون ADH و آنژیونانسین اثرات CRH روی آزادسازی ACTH را تقویت می‌کنند. خیلی از انواع استرس‌ها باعث تحریک ترشح ACTHمی‌شود که اثرات آن‌ها از طریق ADH و آنژیونانسین و سیستم عصبی مرکزی هدایت می‌شود.

ارزش تشخیصی و بیماری‌های مربوطه:

  • سندروم کوشینگ: تولید بیش از حد ACTH در هیپوفیز یا تولید نابه‌جای آن در تومور را سندروم کوشینگ گویند. که از عمل آن می‌توان به بیماری‌های اولیه هیپوتالاموس، هیپوفیز، ترشح نابجا ACTH توسط نئوپلاسم‌ها از جمله سرطان ریه نام برد.
  • آدیسون: دو نوع بیماری آدیسون وجود دارد:

الف) اگر غده فوق کلیه به دلایل وجود مشکل در خود غده به مدار کافی هورمون تولید نکند باعث ایجاد نارسایی اولیه غده فوق کلیه می‌شود.

ب) اگر غده آدرنال تحت تأثیر مشکلات بدن به مقدار کافی هورمون تولید نکند که عمدتاً مربوط به مشکلات هیپوتالاموس و هیپوفیز می‌باشد ایجاد نارسایی ثانویه غده فوق کلیه می‌کند.

روش‌های اندازه‌گیری:

بهتر است 10 تا 12 ساعت پیش از تست ACTH ناشتا باشد. دادن نمونه خون در زمان توصیه شده توسط پزشک ( صبح تا بعداز ظهر) اهمیت دارد. روش انجام این تست با گرفتن خون از بازو می‌باشد.

نمونه‌گیری از سینوس پتروزال تحتانی نیز می‌تواند برای اندازه‌گیریACTH مورد استفاده قرار گیرد. شطح آن در خون از PM11 شروع به افزایش می‌کند و این افزایش تا AM 6- 5 به حداکثر میزان ( 60- 10) می‌رسد پس به طور ثابت کم می‌شود تا به حداقل مقدار ( 10- 5) در عصر برسد.

مقادیر طبیعی در سرم یا ادرار:

چون ACTH ترشح دوره‌ای و ضربانی دارد و نیمه‌عمر آن هم کوتاه است، اندازه‌گیری اتفاقی آن قابل اطمینان نیست، بنابراین در شک به نارسایی آدرنال یا سندروم کوشینگ، دراولین قدم باید سطح کورتیزول چک شود. از اندازه‌گیری ACTHمی‌توان برای افتراق نارسایی اولیه و ثانویه آدرنال استفاده نمود.

ACTH در نارسایی اولیه آدرنال نرمال تا بالا و در نارسایی ثانویه آدرنال ( کم‌کاری هیپوتالاموس – هیپوفیز) کم تا صفر است

ویتامین E

نویسنده:
20 می 15

ویتامین E          

ویتامین E شامل گروهی از ترکیبات محلول در لیپید است که در ساختمان انها حلقه ی 6-کرومانل دارای استخلاف های متعدد متیلی و ایزوپرنوییدی است.بر اساس وجود پیوند دوگانه در زنجیر پلی ایزو پرنوییدی ، 2 دسته اصلی ترکیبات شامل توکوفرول ها(فاقد پیوند دوگانه) و توکوتری انول ها (دارای 3 پیوند 2 گانه) وجود دارند. این مشتقات بر اساس استخلاف های متیلی . به انواع الفل . بتا . گاما. تتا. تقسیم میشوند. ویتامرهای مختلف. ویتامرهای مختلف قدرت های متفاوتی دارند. در میان این ویتامرها. الفا توکوفرول ها بیشترین فعالیت بیولوزیکی را دارند. مصرف روزانه ی 10 mg ویتامین ث به شکل الفا توکوفرول کافی است که توسط اکثر مواد غذایی تامین میگردد.

متابولیسم ویتامین E

در گیاهان هشت ترکیب طبیعی وابسته به گروه ویتامین E سنتز میشود. این ترکیبات به خصوص در روغن گیاهانی نظیر افتابگردان ،جوانه ی گندم، ذرت، .برنج ،.میوهجات گردویی فراوان میباشد . الفا توکوفرول ها در گیا هانی نظیر گندم ، برنج و تخم پنبه وجود دارد . گوشت، میوهجات و سبزیجات مقادیر کم ویتامین ث دارند.

جذب ویتامید E وابسته به جذب لیپیدهای غذایی است. بعد از جذب ، این ویتامین در ساختمان ذرات شیلو میکرون قرار گرفته و وارد گردش خون میشود. شیلومیکرون ها در هنگام عبور ازمویرگ های مربوط به بافت های محیطی ، نظیر بافتهای چربی، تحت اثر انزیم لیپوپروتیین لیپاز قرار گرفته و مقداری از ویتامین E موجود در انها به بافت مورد نظر انتقال میابد. مقداری ویتامین E نیز توسط باقیمانده شیلومیکرون حاصل به کبد منتقل میشود. توکوفرول کبدی از طریق VLDL , LDL در اختیار سایر بافتها قرار داده میشود

ویتامین Eدر اکثر بافت ها ذخیره میگردد. به دلیل حلالیت لیپیدی . بیشترین میزان ویتامین ث در ساختمان های حاوی لیپید . به خصوص غشاهای سلولی ، لیپو پروتیین ها و ذخایر چربی وجود دارد

شناخته شده ترین نقش ویتامین E در انسان (نقش انتی اکسیدانی)

یکی از مهمترین انتی اسیدان های موجود در طبیعت است. به دلیل خاصیت ابگریزی. مشتقات ویتامین E نقش انتی اکسیدانی در فاز لیپیدی و شامل غشای سلول و ذرات LDL به انجام می رسانند. شناخته شده ترین نقش این ویتامبن در جلوگیری از پراکسیداسیون اسیدهای چرب دارای چند پیوند دوگانه می باشد. طی فرایند پراکسیداسیون لیپیدی گروه RH ابتدا با از دست دادن یک اتم هیدروژن به رادیکال R. و سپس با دریافت یک مولکول اکسیژن به یک رادیکال پراکسیل ROO. تبدیل می شود . رادیکال ROO.        می تواند با برداشت یک اتم هیدروژن از یک اسید چرب دیگر ان را به یک رادیکال جدید تبدیل نموده و خود به یک هیدرو پراکسید ROOH تبدیل گردد.بدین ترتیب یک واکنش زنجیری شکل می گیرد که طی ان یک رادیکال تولید رادیکال دیگر را ترسیع می کند. توکوفرول ها قادر اند سریع تر از اسید های چرب به رادیکال ROO. هیدروژن داده و سبب قطع زنجیر و تولید رادیکال های اسید چرب شوند .

بیماری های ناشی از کمبود ویتامین E

با توجه به انکه مطالعات اخیر مصرف PUFA برای کاهش میزان کلسترول سرمی و در نتیجه کاهش خطر بیماری های قلبی-عروقی را نشان میدهد، ولی این مصرف همراه با افزایش خطر تولید رادیکال های ازاد و بیماری های حاصل از انها می باشد. در این موارد افزایش مصرف ویتامین به همراه غذاهای حاوی PUFAتوصیه میگردد.

علی رغم انکه مطالعات متعدد ابیدمیولوزیکی نشان   داده اند که مصرف روزانه 100 mg ویتامین E همراه با کاهش خطر سکته قلبی است ، ولی مطالعات کارازمایی که در انها به افراد تحت مطالعه مکمل الفا – توکو فرول داده شده است، هیچ کاهش معنی داری را در مرگ ومیر ناشی از بیماری های قلبی – عروقی نشان نمیدهند. برای توجیه این یافته ها دو علت مطرح می باشد: اول احتمال دارد الفا توکوفرول تنها مانع مراحل ابتدایی اترزاسکلروز شود و در حالت بالینی بیشرفته تر موثر نباشد. دوم احتمال دارد گاما توکوفرول دیگر و یا توکو تری انول های موجود در مواد غذایی اثر بیشتری نسبت به الفا توکوفرول در بیشگیری از اترواسکلروز داشته باشند. زیرا مقادیر بالای الفا توکوفرول مکمل، با به کارگیری اشکال دیگر ویتامین E تداخل می کند

مبتلا یان به سو جذب چربی، فیبروزکیستیک و بیماری های کبدی مزمن ، به دلیل اختلال در جذب یا انتقال ویتامیت E دجار کمبود ویتامین E میشوند . علایم کمبود به صورت کم خونی ، ناهنجاری عصبی ، ناهنجاری عضلانی

می باشد که حاصل به ترتیب اسیب غشاء گلبول قرمزو سلول عصبی و سلول عضلانی است.جدی ترین شکل کمبود ویتامین E در بیماران مبتلا به ابتالیپو پروتیینمی مشاهده میگردد.علاوه بر پراکسیداسیون لیپیدی و همولیز، کاهش سنتز هموگلوبین نیز در ایجاد کم خونی ناشی از کمبود ودتامین E موثر است.

نوزادان نارس با وزن مولکولی پایین هنگام تولد، به خصوص به کمبود ویتامین E حساس هستند. زیرا ان ویتامین به طور ضعیف توسط جففت از مادر به جنین منتقل شده و نوزادان به طور طبیعی بافت چربی (محل طبیعی اصلی ذخیره ویتامینE ) محدودی دارند.نوزادان مبتلا به دچار کم خونی همولیتیک ، خیز و تحریک پذیری میشوند.

احتمال مسمومیت با ویتامین E

مسمومیت به دنبال مصرف مضمن مقادیر بالای ویتامین E حاصل میشود. علائم و عوارض این مسمومیت احتمالا نتیجه ی اختلال در جذب سایر ویتامین های محلول در لیپید ( نظیر D و K به دلیل رقایت در جذب ) میباشد. به وریکه مصرف مازاد ویتامین E در افراد مبتلا به کمبود ویتامین k یا بیماران تحت درمان با قرص های ضد انعقادی خوراکی میتواند منجر به اختلال در انعقاد خون شود .

 

آلکالن فسفاتاز

نویسنده:
20 می 15

جمع آوری: لیلا غزنوی- کارشناسی ناپیوسته

خلاصه:

آلکالن فسفاتاز ازدسته آنزیمهای هیدرولاز می باشد و دارای نیمه عمر 7 الی 10 روز می باشد.دارای سه گروه ایزوآنزیم روده ای – جفتی وایزوآنزیمهای غیر طبیعی یا آتیپیک و یا ایزوآنزیم ریگان که در زمان جنینی تولید میشود در سلول آلکالن فسفا تاز عمدتا برروی غشاء سلول است فعالیت مطلوب آلکالن فسفاتاز در شرایط قلیایی می باشد که انواع گوناگونی از سوبستراهای صناعی و طبیعی را کاتالیز می کند.آلکالن فسفاتاز به عنوان تومور مارکرو با شاخص بیماریهای استخوانی مانند راشیتیسم و استئومالاسی و کارسینومای همراه با متاستاز استئوبلاستیکوهمچنین در بیماریهای کبدی مانند کلستاز افزایش آلکالن فسفاتاز رامیبینیم در بیماریهایی مثل ریکتز مقائم به ویتامین D آلکالن فسفاتاز پایین تر از حد طبیعی است روشهای اندازه گیری شامل چندین روش است که روش الکتروفورز (استات سلولز، ژل آگارز و ژل پلی اکریل امید با قدرت تفکیک بالا دقیق ترین روش محسوب میشودو روش استفاده از نیترفنیل فسفات به عنوان روش مرجع استفاده میشود مقادیر طبیعی آلکالن فسفاتاز نیز باتوجه به سن و جنس متفاوت میباشد که معمولا مقدار آن در کودکان بیشتر از بزرگسالان می باشد.

معرفی مولکول به صورت کلی:

آلکالن فسفاتاز نماینده خانواده ای از آنزیمهاست که توسط ژنهای مختلف کد می شود.فراوانترین ایزوآنزیم های ALP توسط یک ژن منفرد برروی کروموزوم شماره یک کد میشودکه ایزوآنزیم غیراختصاصی بافتی راتولید میکند ودر کبد وکلیه واستخوان یافت می شود وتفاوت آنها در زنجیره جانبی کربوهیدراتشان میباشد.مکانسیم های مختلفی برای آزاد شدن ALP از سلول باید وجود داشته باشد که منجر به فرمهای مختلف آلکالن فسفا تاز در سرم می شود.دوژن دیگر بر روی کروموزوم دو آلکالن فسفا تاز را منشاء جفت و روده را کد میکند.در سلول آلکالن فسفاتاز عمدتا برروی غشاء سلول می باشد و در آنجا به نظر می رسد در شکستن ترکیبات حاوی فسفات نقش داشته باشد.آلکالن فسفاتاز از دسته آنزیمهای هیدرولاز می باشد که دارای نیمه عمر 7 تا 10 روز است.

ساختار شیمیای:

آلکالن فسفاتاز،اورتوفسفریک،مونواستر،فسفرهیدرلاز و فعالیت مطلوب در شرایط قلیایی که انواع گوناگونی از سوبستراهای صناعی و طبیعی را کاتالیز میکند.یونهای دو ظرفیت نظیر و و فعال کننده های این آنزیم هستند ویون روی جزئی از ساختار این آنزیم می باشد .یون های فسفات ، بورات ، اگزالات وسیانید مهارکننده های فعالیت این آنزیم هستند.

نقش بیوشیمیایی در سلول های طبیعی یا تومورها:

تست آلکالن فسفاتاز به عنوان یک تومور مارکر و باشاخص بیماریهای کبذی و استخوانی مطرح میباشد و آزمایش حساس برای متاستاز تومور به کبد می باشد.فعالیت آلکالن فسفا تاز در اکثر اعضای بدن دیده میشود و بویژه با غشاها و سطوح سلولی موجود در مخاط روده کوچک و توبولهای پیچ در پیچ پروگزیمال کلیه اسنتخوان ،کبد و جفت ارتباط دارد.عملکرد متابولیک این آنزیم هنوز مشخص نیست ولی بنظر می رسد که با انتقال لیپید ها در روده و فرایند کلسیفیکاسیون در استخوان ارتباط داشته باشد آلکالن فسفا تاز به شکلهای متعددی وجود دارد که بعضی از آنها ایزوآنزیم واقعی هستند که در لوکوسهای ژنتیکی جداگانه ای کدگذاری می شوند.ساختار اولیه ALP سرم منشاء کبدی و استخوانی دارد در نتیجه اندازه گیری آلکالن فسفا تاز سرم در بررسی بیماریهای مجاری صفراوی ، کبد وبیماریهای استخوانی و مرتبط با فعالیت استئوبلاست مورد توجه خاص قرار می گیرد.آلکالن فسفاتاز 8 ایزوآنزیم دارد که در سه گروه جای میگیرد. ایزو آنزیم های روده ای، ایزو آنزیم های جفتی، ایزو آنزیم های غیر جفتی که شامل:کبدی- ریوی- استخوانی- طحالی وایزوآنزیم غیر طبیعی یا آتیپیک یا ریگان(Regan) که در زمان جنینی تولید شده و بعدازتولد افزایش آن در سرم حاکی از سرطان می باشد.

ارزش تشخیصی و بیماریهای مرتبط:

در بیماریهای کارسینومایی استخوان و کبد فعالیت مقدار آلکالن فسفا تاز افزایش میابد.ایزوآنزیم های غیر معمول در تعداد کمی از بیماری ها در سرم افراد دیده میشود.اکثر این ایزو آنزیمها ریگان (Regan) می باشند که ویژگی ایزوآنزیمهای جفت را دارند.چند نوع ایزوآنزیم غیر معمول آلکالن فسفاتاز وجود دارد که آنها را         Tumor marker isoenzymes میگویند این آنزیم ها قادرند به میزانی آلکالن فسفا تاز سرم را بالا ببرند.در بیماریهای استخوانی میتوان به بیماری راشیتیسم ، واستئومالاسیا و کارسینومای همراه با متاستاز استئوبلاستیک.دربیماریهای کبدی، کلستاز از دوراه باعث افزایش آنزیم در پلاسما میشود.از طرفی سنتز آلکالن فسفاتاز را افزایش میدهدو از طرف دیگر تراوش آن در جریان خون میشوددر فسفاتازی و بعضی از بیماریهای ارثی مانند ریکتز مقاوم به ویتامین D سطح آلکالن فسفاتاز سرم پایینتر از حد طبیعی است که ممکن است مقدار قابل توجهی فسفوریل اتانول آمین در ادرار دفع میشود.

روشهای اندازه گیری، مقادیر طبیعی در سرم:

برای اندازه گیری آلکالن فسفاتاز باید از پلاسمای هپارینه یا سرم استفاده کرد و از ضد انعقاد هایی که تشکیل کمپلکس می دهند نظیر سیترات و اگزالات اجتناب کرد زیرا به کاتیونهایی نظیر و که کوفاکتورهای ضروری برای اندازه گیری ALP هستند متصل میگردند.

روش های اندازه گیری:

(aاستفاده از نیتروفنیل فسفات به عنوان سوبسترا در PH قلیایی (روش مرجع)

(b استفاده از حرارت(ایزوآنزیم جفتی پایدارترین وایزوآنزیم استخوانی حساسترین ایزوآنزیم به حرارت هستند.

(c الکتروفورز(استات سلولز،ژل آگارزوژل پلی آکریل آمید الکتروز با قدرت تفکیک بالا با استفاده ازژل پلی آکریل آمید توانایی جداسازی باندهای مختلف ایزوآنزیم های آلکالن فسفاتاز را دارد و دقیق ترین روش محسوب میشود

(d روش های ایمونواسی

(e آزمونهای مهاری مثل مهار با فنیل آلانین (مهار ایزوآنزیم های جفتی و روده ای)یا لوامیزول(مهار آنزیم های استخوانی وکبدی

 مقادیر طبیعی در سرم:

جنسیت                         سن                     محدوده مرجع(U/L)

مذکر                             20-50                             52-128

60≤                              56-119

مونث                            20-50                              42-98

60≤                              53-141

کودکان                            4-15                              54-369

هورمون رشد

نویسنده:
19 می 15

تهیه و تدوین : شادی علامه

معرفی هورمون رشد بصورت کلی

مهمترین و بزرگترین بخش هیپوفیز، قسمت قدامی آن است. که در انسان 70 درصد وزن غده هیپوفیز را تشکیل می‌دهد . این قسمت، محل سنتز و ترشح چندین هورمون است که بیشتر عمل تحریک و تنظیم ترشحات سایر غدد درون ریز را به عهده دارند و به همین جهت آنها هورمونهای محرک (Stimulating hormone) می‌نامند. هورمون رشد یا سوماتوتروپین و هورمون پرولاکتین یا لاکتوژن ، از مهمترین هورمونهای بخش قدامی هیپوفیز هستند. تمامی هورمونهای قدامی هیپوفیز از یک پیش ساز گلیکو پروتئینی حاصل می‌شوند. این ترکیب پیش ساز از 264 اسیدآمینه ساخته شده است که به آن ها پروا وپیوملانوکورتین می گویند. این ترکیب به پپتیدهایی با اندازه‌های مختلف تبدیل می‌شود که هر کدام از پپتیدهای حاصل ، عمل هورمونی خاصی را انجام می‌دهند. هورمون رشد مترشحه از هیپوفیز قدامی بر روی کبد و استخوان ، تاثیر می‌گذارد.

ساختار شیمیایی هورمون رشد

هورمونها از نظر ترکیب شیمیایی به سه دسته تقسیم می‌شوند: 1- هورمونهای پپتیدی که می‌توانند پپتید ساده باشند یا گلیکوپپتید یک هورمون پپتیدی ساده در بدن انسان مثل انسولین و هورمون گلیکوپپتیدی مثل FSH وLH 2- هورمون‌های استروئیدی که از کلسترول منشا می‌گیرند مثل هورمون‌های جنسی (استروژن و تستسترون) 3- هورمونهای آمینی: که فقط از یک اسیدآمینه تیروزین تشکیل یافته ‌اند که شامل هورمونهای تیروییدی و هورمونهایی می‌باشند که از قسمت مرکزی غده فوق کلیوی ترشح می‌شوند و عبارتند از دوپامین، آدرنالین و نورآدرنالین. هورمون رشد (growth hormone) ، یک پلی‌پپتید متشکل از 191 اسید آمینه است که در ساختمان آن دو پیوند دی‌سولفور وجود دارد. هورمون رشد در گونه‌های مختلف متفاوت است. هورمون رشد از قسمت قدامی غده هیپوفیز ترشح می‌شود.

نقش بیولوژیک هورمون رشد در سلولهای هدف

هیپوتالاموس مغز ، مرکز هماهنگ کننده سیستم آندوکرین می‌باشد که پیامها را از سیستم اعصاب مرکزی دریافت و هماهنگ می‌کند. در پاسخ به پیامها ، هیپوتالاموس تعدادی از هورمونهای تنظیمی را تولید می‌نماید که مستقیما از طریق عروق خونی اختصاصی و نورونهایی که دو غده را به‌ یکدیگر متصل می‌کنند به غده هیپوفیز مجاور ، منتقل می گردد. غده هیپوفیز از دو قسمت با عملکرد متفاوت تشکیل شده است. به هیپوفیز خلفی انتهای آکسونی نرونهای متعددی می‌رسد که از هیپوتالاموس منشا می گیرند. هورمون رشد از آن دسته از هورمونهایی است که در آب محلولند در خون حل شده و آزادانه در خون می‌گردند. مثل هورمون انسولین که آزادانه در خون حل شده و انتقال می‌یابد لازمه تاثیر هورمون به سلول هدف وجود گیرنده یا رسپتور در سلول هدف است. این گیرنده‌ها در سلول هدف می‌توانند غشایی باشند یا داخل سلولی. هورمونهای پپتیدی و هورمونهایی که از قسمت مرکزی غده فوق کلیوی ترشح می‌شوند، قادر به عبور از غشای سلول نیستند. در نتیجه گیرنده آنها در داخل غشای سلول قرار دارد. هورمون رشد تأثیر اساسی روی حجم عضلات، متابولیسم کربوهیدرات، پروتئین و چربی‌ها دارد. اول از همه باید گفت که هورمون رشد حجم خالص عضلانی بدن را به‌واسطه تحرک سنتز پروتئین و افزایش احتباس نیتروژن اضافه می‌کند. بخشی از این تأثیر به خاطر این است که هورمون رشد انتقال آمینواسیدهای خاصی به داخل سلول‌های عضلانی بهبود می‌دهد. افرادی که این هورمون را در بدن خود کم دارند نسبتاً درصد چربی بدن‌شان بالا است. هورمون رشد به‌ واسطه افزایش پروتئین بدن و عمدتاً عضلات، میزان چربی بدن را کاهش می‌دهد. گاهی اوقات به‌ویژه بعد از یک دوره فقدان گلوکز، هورمون رشد دارای تأثیری مثل هورمون انسولین می‌شود به‌طوری که جذب گلوکز و مصرف آن را افزایش می‌دهد. اثرات بیوشیمیایی در رشد بدن اثرات این هورمون در رشد بدن با دخالت پروتئین واسطی به نام فاکتور رشد شبه انسولین (IGF-1) و یا سوماتومدین C ، انجام می‌پذیرد. این پروتئین واسط از خانواده ژن فاکتورهای شبه انسولین و از نظر ساختمانی شبیه پروانسولین است. پپتید مشابه دیگری نیز به نام (IGF-2) در پلاسمای خون انسان وجود دارد که یک عامل محرک تکثیر سلولی است. (IGF-1) دارای 70 اسید آمینه و (IGF-2) دارای 67 اسید آمینه است. غلظت پلاسمایی (IGF-2) ، دو برابر (IGF-1) است. لیکن به نظر می‌رسد که واسط اصلی در انجام اثرات هورمون رشد همان (IGF-1) می‌‌باشد، زیرا افرادی که دارای مقدار کافی فاکتور (IGF-2) بوده ولی دچار کمبود (IGF-1) در بدنشان می‌باشند، کوتاه قد مانده و بدن آنها رشد طبیعی ندارد. بیماریهای ناشی از اختلال در ترشح هورمون رشد کمبود ترشح هورمون رشد بویژه در دوران کودکی ، حائز اهمیت زیادی است زیرا سبب متوقف شدن رشد طبیعی کودک و کوتاه قدی (Dwarfism) می‌گردد. اختلال در رشد بدن ممکن است به علت کمبود ترشح هورمون رشد باشد که در این صورت تجویز هورمون رشد باعث برطرف شدن کمبود و ادامه رشد می‌گردد.عدم رشد طبیعی ممکن است به علت اختلالاتی در بافتهای هدف و یا فقدان فاکتورهای IGF2 و IGF1 رخ دهد، در این نوع کوتاه قدی تجویز هورمون رشد موثر نخواهد بود. افزایش ترشح هورمون رشد اگر در سنین کودکی رخ دهد یعنی در زمانی که هنوز انتهای اپی‌فیزی استخوانهای طویل بسته نشده‌اند. در این صورت استخوانهای طویل ، رشدی بیشتر از حالت طبیعی داشته و بیماری بلند قدی و یا غول پیکری یا (Gigantism) بروز می‌کند. اگر افزایش ترشح هورمون رشد پس از دوران بلوغ رخ دهد موجب رشد غیر طبیعی قطری استخوانهای جمجمه ، صورت ، پیشانی ، فکها و دست و پا و درشت پیکری یا آکرومگالی می‌گردد که ممکن است با برخی عوارض متابولیسمی و حتی دیابت قندی همراه باشد. آکرومگالی با رشد فک و آرواره ضخیم شدن جمجمه، بزرگ شدن استخوان‌های دست و پاها قابل تشخیص است. همچنین با مصرف مصنوعی این هورمون رشد غیرعادی در قفسه سینه، کبد و طحال دیده می‌شود و پوست بدن هم ضخیم‌ می‌گردد.

روش های اندازه گیری هورمون رشد

1- Growth Hormone Stimulation Test (With Clonidine )

این تست برای بررسی ذخیره هورمون رشد در آدنو هیپوفیز و تشخیص کمبود هورمون رشد (Growth Hormone Deficiency= GHD) مورد استفاده قرار می گیرد. شایعترین علامت این بیماری در بچه ها کاهش سرعت رشد قد به ازای 5 سانت در هر سال نسبت به منحنی رشد طبیعی و افزایش چربی دور کمر و صورت می باشد و در بزرگسالان کاهش انرژی و توده عضلانی می باشد. تست های تحریک کننده هورمون رشد به دو دسته تقسیم بندی می شود: فیزیولوژیک (مثل ورزش و خواب که باعث افزایش ترشح هورمون رشد شده) و فارماکولوژیک (با استفاده از ترکیبات دارویی مثل آرژنین، گلوکاگون، انسولین و کلونیدین). بدلیل ماهیت ترشح ضربانی هورمون رشد باید برای افتراق وضعیت نرمال ترشح هورمون رشد از GHD از یک ترکیب تحریک کننده فارماکولوژیک یا فیزیولوژیک مثل انسولین، گلوکاگون، آرژنین یا کلونیدین برای این منظور استفاده می کند. کلونیدین (آلفا – 2 – آدرنرژیک آگونیست) به عنوان یک ترکیب تحریک کننده آدنوهیپوفیز (از طریق تحریک GHRH آندوژنز) باعث افزایش ترشح هورمون رشد در حالت نرمال می شود. بعنوان یک تست غربالگری جهت بررسی ترشح هورمون رشد عمل می کند. کلونیدین در معده جذب شده و از طریق سیستم گردش خون به مغز رسیده و طی 60-30 دقیقه بعد از خوردن کلونیدین اثر تحریکی آن برای ترشح هورمون رشد شروع شده و طی 4-2 ساعت به پیک اثر آن برسد. یک افزایش با شیب تندی (steep rise) در فاصله بین 60 الی 90 دقیقه بعد از خوردن کلونیدین دیده می شود.

2- روش دوم اندازه گيري اين هورمون «IEMA» Immune Assay 3-

3- سنجش راديوايمنی

مقادیر طبیعی در سرم

میزان ترشح هورمون رشد توسط دو هورمون دیگر هیپوتالاموس توسط هورمون آزادکننده GHRH (سوماتوکرینین) و هورمون مهار کننده SRLF ( سوماتوستاتین) ترشح GH را از هیپوفیز قدامی کنترل می‌کند. ترشح هورمون رشد دقیقه به دقیقه تحت کنترل سیستم عصبی می‌باشد. ترشح این هورمون در سن بلوغ به فعال‌ترین حد می‌رسد و تا بسته شدن صفحات رشد استخوان‌ها در همان حد می‌ماند و ترشح آن به‌تدریج در مردها و زن‌ها بین سن‌های ۲۰ و ۴۰ کاهش می‌یابد. ترشح بیش از حد این هورمون باعث رشد بیش از حد بدن می‌شود غلظت هورمون رشد در بافت هیپوفیزی 15 – 5 میلیگرم بر گرم یعنی بیشتر از غلظت سایر هورمونهای هیپوفیزی است. وزن مولکولی این هورمون 22 هزار دالتون است 70٪ هورمون رشد موقع شب و هنگام استراحت و 30٪ آن موقع روز ترشح می‌گردد.

منابع : بیوشیمی هارپر چاپ 26 – سایت ها

 

Hypothalamus1

عید مبعث مبارک باد

نویسنده:
16 می 15

20150516_125141

عید مبعث، آغاز رسالت پیامبر گرامی اسلام و رحمت هر دو عالم، بر شما و همه جهانیان مبارک باد.

شکفتن گلهای کاکتوس

نویسنده:
24 آوریل 15

کاکتوس هایم پس از چهار سال انتظار بالاخره گل دادند. امیدوارم در زندگی شما هم گلهای کاکتوس همیشه شکوفا باشند.

20150422_130256_Richtone(HDR)

گل کاکتوس1

بروشور ایمنی غذا

نویسنده:
13 آوریل 15

برای مشاهده پوستر در ابعاد اصلی، بر روی شکل کلیک فرمایید.

بروشور ایمنی غذا

 

گرامیداشت روز دندانپزشکی

نویسنده:
12 آوریل 15

23 فروردین روز دندانپزشکی گرامی باد 1

پیام وزیر محترم بهداشت،درمان و آموزش پزشکی به مناسبت روز دندانپزشکی به شرح زیر است:

به نام خداوند جان و خرد

بهار فصل شكفتن و آفرينش زيبايي‏هاست و چه زيباتر، كه در چنین ایام رویش و سرزندگی، مقام و جایگاه دندان‏پزشك به عنوان پرچم‏دار و طلايه‏دار طراحي و خلق زيبايي در عرصه سلامت دهان و بهبود كيفيت زندگي مردم عزیز ايران اسلامي هر ساله نکو داشته می‏شود.

«طرح تحوّل سلامت دهان» كه به همدلي و همراهي تمامي گروه‏های دندان‏پزشكي اميد بسته است در آغاز راه خود می‏باشد و این امیدبخش شکوفایی بخش ارتقای سلامت دهان بر اساس سند چشم‏انداز کشور است. بديهي است که در سالي كه به سال دولت و ملت، همدلي و همزباني نام گرفته، گرمي دستان هنرمند و ذهن خلاق جامعه دندان‏پزشكي كشور در راستاي اعتدال و با تكيه بر تدبير هوشمندانه اميدي دلگرم‏كننده در نظام سلامت خواهند آفريد و من به اين مهم ايمان دارم.

بدون ترديد اجرای اين برنامه با همكاري گروه‏هاي تخصصي مختلف و انديشمندان علوم دندان پزشكي میسر خواهد شد و در اين راستا از نظرات و راه‏كارهاي ايشان بهره خواهيم جست.

بر خود لازم مي‏دانم از تلاش‏های اعضای محترم شورای سلامت دهان و تمامي بزرگواراني كه در همفكري، طراحي، اجرا و نظارت اين طرح، كه در واقع شامل تمامي اعضاي خانواده دندان‏پزشكي مي شود، قدرداني كنم.

در پناه يكتاي بي‏ همتا سلامت و پيروز باشيد.