بیوشیمی

وب سایتی برای علاقه مندان علوم زیستی

آلفافیتوپروتئین

نویسنده:
20 آگوست 13

مرجان موذنی

 علوم ازمایشگاهی ورودی مهر90

 چکیده :

آلفافیتوپروتئین یاAFP یکی از اولین  globulin هاست که در سرم پستانداران درطول تکامل جنین  ظاهر می گردد و دراوایل  زندگی رویانی پروتئین سرمی  غالب است. آلفا فیتو پروتئین جزو پروتئین های انکوفتال  است .پروتئین ها انکوفتال به دسته ای از پروتئین ها گفته میشود که هم در در دوران جنینی وهم توسط بعضی از تومورهای بد خیم ترشح میشود . این پروتئین به طور نرمال توسط کیسه زرده وکبد جنین تولید میشود . AFPیک پروتئین مهم جنینی در سه ماهه او زندگی است ودر یک سالگی به پایین ترین سطح خود میرسد. در حالت طبیعی AFP در بزرگسالان در پایین ترین سطح  خود قرار دارد در بیش از 90درصد مبتلایان به سرطان هپاتو سلولار اولیه(هپاتوما) مقادیرسرمی ان افزایش میابد. هرچه تومور بزرگتر باشد مقدار AFPبیشتر است درصورت پاسخ سرطان به درمان سطح این ماده کاهش میابد. اگرچهAFPبرای هپاتوما اختصاصی نیست ودر موارد دیگری نیز افزایش میابد ولی مقادیر بسیار بالایی از ان برای هپاتوما ارزش تشخیصی دارد .

ساختار شیمیایی:AFP  مشابه آلبومین است و تقریبا 4 درصد از آن را کربوهیدرات تشکیل میدهد و وزن تقریبی ملکولی آن 70 کیلو دالتون است.پروتئین اصلی در سرم جنین است و عمدتا توسط کبد و کیسه زرده سنتز میشود.AFPدر الکتروفورز سرم جنین یا نوزاد بین البومین وAATقابل مشاهده است.

روش های اندازه گیری:    انجام امینو سنتز نیز به منظور اندازه گیری  آفافیتو پروتئین مایع امنیوم توصیه میشود . در زنان باردار مقدار الفا فیتو پروتئین در هفته 14 به تدریج  شروع به افزایش میکند. این حالت تا یک الی 2 ماه قبل از تولد ادامه یافته و سپس به تدریج کاهش میابد.

نقش بیوشیمیایی:  

آلفافیتوپروتئین یاAFP یکی از اولین  globulinاست که در سرم پستانداران درطول تکامل جنین  ظاهر می گردد و دراوایل  زندگی رویانی پروتئین سرمی  غالب است.AFP در سرم بزرگسالان در طول بزرگسالان  در طول  بعضی از شرایط پاتولوژیک ظاهر میگردد. معمولا AFPخون یک زن باردار مقدار پایینی است و به طور معمول در خون مردان سالم و یا زنان غیر باردار این ماده یافت نمیشود. ودر صورت وجود این ماده در خون این افراد بسیار اندک است . از روی مقدار AFPخون یک زن باردار میتوان جهت تشخیص بیماری ها یا شرایط خاص استفاده کرد و میتوان تشخیص داد که ایا جنین دچار مشکلاتی از قبیل مسدود شدن کانال نخاعی،انسفالی یا سندروم داون  و موارد خیلی نادر مانند سندروم های کروموزومی (تریزومی)یا امفالوسل که یک نقص مادر زادی در دیواره شکمی است ،هست یا نه.

ارزش تشخیصی و بیماری مربوطه:

اندازه گیریAFP در مایع آمنیوتیک و خون مادر در تشخیص Neural tube deffectواجد اهمیت است. افزایش AFPدر سرم یا مایع امنیوتیک نشان دهنده  احتمال نقص در دیواره شکمی یا با ز بودن  لوله عصبی در جنین است.غلظت AFPدر شرایط زیر نیز افزایش میابد :

1.جنین های متعدد

2.مرگ جنین

3.خون ریزی های جنینی_ مادری

4.تخمین نادرست سن حاملگی

 AFPدر 80 درصد موارد در کارسینوم  هپاتوسلولار،50 درصد در Tumors germ cellو همچنین در هپاتوبلاستومای کودکان افزایش میابد. در سایر نئوپلاسم ها مانند سرطان ژرم سل یا کیسه زرده ،تخمدان ،تومور سرطان جنینی یا ژرم سل بیضه ،ودر موارد کمتر لنفوم، بیماری هوجکین ،رنال سل کارسینوما RCCسرطان های معده، ریه و پستان وهمچنین بیماری های کبدی غیر سرطانی مانند سیروز وهپاتیت مزمن فعال باعث افزایش AFP  میشوند. اگر جنین دچار  تریزومی 18یا 21 باشد غلظت  ان در سرم مادر  کاهش میابد. کمبود نادر ژنتیکی AFP به نظر نمیرسد که هیچ گونه  عواقب بالینی به دنبال داشته باشد. در مسدود  شدن کانال نخایی(Spina bifida)چنان چه میزان AFPموجود در خون زودتر از 15 هفتگی مورد بررسی قرار بگیرد،قابل اطمینان نیست.از روی AFPموجود در خون به همرا ه نتایج دو تست دیگر به نام های استریول و HCGمیتوان سندروم داون را تشخیص داد.هنگامی که این سه تست با هم انجام شوند به ان تست تریپل میگوییند.این تست اسکرین (تشخیص)مشکلات جنینی ،بسیار دقیق تر از تست  AFPاست. کاهش AFPدر افراد مبتلا به سرطان کبد یا انواع دیگر سرطان ها نشان دهنده ی پاسخ مطلوب فرد به درمان است.

علل انجام تست الفا پروتئین :1.اسکرین جنین یک زن باردار جهت تشخیص مشکلات مغزی یا نخاعی. این نقایص از هر 1000مورد حاملگی تنها در 2مورد رخ میدهد.باید این تست در بین هفته های 15 تا22 حاملگی انجام شود.

2. اسکرین جنین یک زن باردار جهت تشخیص سندروم داون:سطح پایینAFPدر 60 درصد موارد میتواند نشانه سندروم داون باشد.اما هنگامی که نتایج تست الفا فیتو پروتئین همراه با نتایج دو تست استریول و HCGمورد بررسی قرار گیرد،احتمال تشخیص سندروم داون تا 80 درصد افزایش میابد

3. اسکرین  سرطان کبد(هپاتوما)در میان افراد مبتلا به سیروز یا هپاتیت Bمزمن :قبل از انجام این تست نیاز به امادگی خاصی نیست و خون گیری این تست مانند سایر ازمایشات است.

مقادیر AFPدر زنان  سیاه پوست  معمولا کمی بالاتر از زنان سفید پوست است .برای تخمین صحیح  سن جنین لازم است  مقدار AFPرا به دقت اندازه گیری کرد.اندازه  نرمال  مقدار AFP برای هر خانم  بر اساس  وزن،نژاد ،وضعیت  دیابت(یعنی این که  ایا شخص نیاز به تزریق انسولین دارد) و سن جنین  وی تنظیم  شده است.اگر طی سونوگرافی تخمین سن جنین تغییر کند باید مقدار AFPرا دوباره با ان تطبیق داد.

عوامل تاثیر گذار بر روی الفا فیتو پروتئین:     سیگار کشیدن باعث افزایش مقدار AFPخون میشود و نگه داری بد و نامناسب خون در یخچال و الوده بودن خون از دلایلی هستند که میتواند در نتایج تست اختلال  ایجاد کنند .چنانچه نتایج AFPغیر طبیعی باشد  باید تست های اضافه دیگری را نیز انجام داد.برای ارزیابی AFPغیر طبیعی از سونوگرافی استفاده میشود.سونوگرافی علاوه بر اینکه  مواردی از قبیل  چند قلو زایی و تخمین سن جنین را مشخص میکندريا،علت افزایش مقدارAFP خون را هم نشان میدهد.درصورتی که  با سونوگرافی نتوان علت AFPغیر طبیعی را تشخیص داد باید امینو سنتزیز انجام شود. مقدار AFPموجود در مایع امنیو تیک را میتوان به کمک امینو سنتزیز اندازه گیری کرد .

منابع:

بیوشیمی بالینی تیتز.جلد اول ترجمه دکتر هوشنگ امیر رسولی

بیوشیمی بالینی تالیف دکتر هوشنگ امیر رسولی

آلکالن فسفاتاز

نویسنده:
20 آگوست 13

مریم رهبرنیا  علوم آزمایشگاهی مهر 90

خلاصه :

آنزیمهای فسفاتاز و یا فسفو منو استراز ، در هیدرولیز فنیل فسفات و تبدیل آن به فنل و یون فسفات شرکت دارند ، و بر حسب فعالیت در PH اپتیمم محیط ، به دو گروه آلکالن فسفاتاز ( با PH اپتیمم 10-9 ) واسید فسفاتاز (با PH  اپتیمم 5 ) تقسیم بندی می شوند.

اگر چه ALP در بیشتر بافت ها وجود دارد با این حال بیشترین غلظت ALP  را می توان در کبد ، اپیتلیوم مجرای صفراوی و استخوان یافت. ALP همچنین در مخاط روده و جفت یافت می شود . بررسی این آنزیم در بیماری های کبد واستخوان بسیار مفید است . در مورد کبد ، ALP  در سلول های کوپفر موجود است . این سلول ها سیستم جمع کننده صفرا را می پوشانند . سطح آنزیم ALP در انسداد های صفراوی اینتراهپاتیک و اکسترا هپاتیک  و هچنین سیروز بسیار افزایش میابد. سایر بیماری های کبدی مثل تومورهای کبدی ، داروهای هپاتو توکسیک و هپاتیت باعث افزایش سطح آلکالین فسفاتاز به مقدار کمتر می شوند .

استخوان شایع ترین منشا ALP خارج کبدی است . رشد استخوان با سطح ALP ارتباط دارد . رویش پاتولوژیک استخوان های جدید در متاستازهای استئو بلاستیک ( مثل پستان و پروستات ) دیده می شود . بیماری پاژت، شکستگی های در حال بهبودی ، آرتریت روماتوئید ، هیپر پارا تیروئیدیسم و رشد طبیعی استخوان ها از جمله منابع ALP  هستند .

ایزو آنزیم های ALP برای افتراق بیماریهای کبدی از استخوانی به کار می رود .شناسایی ایزو آنزیم ها به افتراق دادن منشا پاتولوژی افزایش ALP کمک میکند به طوری که ALP1  مربوط به کبد و ALP2 از منشا استخوان است.

معرفی آنزیم :

آنزیم آلکالن فسفاتاز همانند اسید فسفاتاز از دسته آنزیم های هیدرولاز می باشد و به این دلیل آلکالن نام گرفته که فعالیتش در محیط بازی زیاد است . آلکالن فسفاتاز حدود 16 ایزو آنزم دارد که در سه گروه جای می گیرند:

1-     ایزو آنزیم روده ای

2-     ایزو آنزیم جفتی

3-     ایزو آنزیم غیر جفتی شامل کبدی ، ریوی، استخوانی، طحالی و ایزو آنزیم غیر طبیعی یا آتیپیک یا Tumor Isoenzyme یا ایزو آنزیم ریگان که در زمان جنینی تولید می شود  و بعد از تولد افزایش آن در سرم می تواند حاکی از سرطان باشد .

آلکالن فسفاتاز نشان دهنده یک خانواده آنزیمی کد شده به وسیله ی ژن های مختلف می باشد ،فراوان ترین فرم ALP  پلاسمایی توسط یک ژن منفرد بر روی کروموزوم 1  کد می گردد که ایزو آنزیم غیر اختصاصی بافتی نامیده می شود که در کلیه ، کبدو استخوان یافت شده است که تفاوت این ایزو آنزیم ها در زنجیره های کربو هیدراتی است ، دو ژن دیگر بر روی کروموزوم 2 آلکالن فسفاتاز جفتی وروده ای را کد می کنند این آنزیم به یون  به عنوان فعال کننده نیاز دارد و برخی از یونهای دیگر از جمله Mn2+  وCo2+ نیز آنزیم را فعال می کند.

نقش بیو شیمیایی در سلول ها:

در سلول ALP عمدتا متصل به غشای سلول می باشد و در آنجا  به نظر می رسد در شکستن ترکیبات حاوی فسفات نقش داشته باشد و ممکن است عبور مواد از غشای سلول را تسهیل کند.

هپاتوسیت ها ،ALP کبدی تولید می کنند که به صورت متصل به سطح کانالیکولار سلول ها وجود دارند . استئو بلاست ها ALP  استخوانی تولید می نمایند که به نظر می رسد در برداشت پیروفسفات دخیل باشند. سلول های اپی تلیال روده ALP روده ای تولید می کنند که به دنبال بلع  غذاهای چرب به روده آزاد می شود.

با آسیب کبد سنتز ALP افزایش می یابد اما اسید های صفراوی ، قطعاتی از غشای سلول های کانالیکولار حاوی آنزیم های متصل شده را حل می کنند اگر چه در سرم طبیعی فقط یک فرم منفرد از ALP (با منشا کبدی یا استخوانی) به طور ویژه مشاهده می شود اما در بیماری های کبدی – مجاری صفراوی هر دو محصول طبیعی و فرم اتصال به غشا را که به لیپو پروتئین ها متصل است می توان دید . ایزو آنزیم روده ای آلکالن فسفاتاز به میزان زیادی به درون مایع دئودنوم آزاد می شود و میزان زیادی از آن بعد از صرف وعده غذایی به درون مایع لنفاوی تخلیه کننده ی دستگاه گوارش وارد می شود . به هر حال مقدار زیادی از ایزو آنزیم ها ظاهرا به آنتی ژن های ABO سلول های قرمز خونی متصل می شوند به طوری که تنها میزان کمی به پلاسما می رسد ، البته به جز در افرادی که دارای هم ژن ترشحی و هم میزان زیادی از ماده H (گروهOیا B ) باشند و آلکالن فسفاتاز می تواند بعد از وعده ی غذا تا IU/L  30 افزایش یابد . همچنین ALP در افرادی با گروه  خونیo یاB بیشتر از افراد با گروه های خونی  AوAB می باشد که به دلیل تفاوت در میزان ALP روده ای می باشد . ALP جفتی نیز در زنان باردار با گروه خونی AوB به طور شگفت انگیزی کم است . نیمه عمر ایزو آنزیم های ALP به طور بارزی متفاوت است ،  آنزیم روده ای نیمه عمر دقیقه ای ، استخوانی یک روزه ، کبد سه روزه وجفت 7 روزه دارند ، تغییر روز به روز در ALP کل 10%-5% می باشد اگر چه ایزو آنزیم استخوانی تغییر روز به روز 20% نشان میدهد.

ارزش تشخیص و بیماری های مربوطه :

عمومی ترین علل افزایشALP   بیماری های کبدی واستخوانی می باشد سطح آنزیم ALP در انسداد صفراوی  اینترا هپاتیک و اکسترا هپاتیک و همچنین سیروز بسیار افزایش میابد سایر بیماری های کبدی مثل تومورهای کبدی ،دارو های هپاتو توکسیک و هپاتیت باعث افزایش سطح آلکالن فسفاتاز به مقدار کمتر می شود . افزایش فعالیت استئو بلاست ها در بیماری پاژه ، استئو سارکوما ، متاستاز تومورها به استخوان و بیماری های متابولیک استخوان رایجترین علل افزایش ایزو آنزیم های استخوانی می باشند . افزایش آلکالن فسفاتاز روده ای می تواند در بیماران با سکته روده ای ، التهاب و زخم روی دهد . افزایش ایزو آنزیم های جفت مانند از قبیل ریگان و ناگو عموما در بیماران دارای بد خیمی (تخمدان ، سرویکس ، ریه ، پستان ، کولون و پانکراس) یافت می شود که به واسطه ی تولید اکتو پیک به وسیله ی نئو پلاسم می باشد . ALP پایین می تواند به طور موقتی پس از انتقال خون یا بای پس قلبی- ریوی رخ دهد .مقادیر پایین ، شدید و طولانی از ALP درهیپو فسفاتازی روی دهد . کاهش ALP همچنین در کمبود روی نیز اتفاق می افتد .

اندازه گیری:

اگر چه روش های فراوانی برای اندازه گیری ALP  وجود دارد اما فعالیت آن معمولا با استفاده از پارانیترو فنیل فسفات به عنوان سوبسترا در PH قلیایی اندازه گیری می شود . بسیاری از بافر ها جهت اتصال به گروه های فسفات به کار میروند این امر موجب افزایش فعالیت می گردد.فسفات معدنی(وهمچنین برخی دیگر از آنیون ها ) ALP را مهار می کنند . فلز روی جزئی از این آنزیم می باشد و همچنین منیزیم و دیگر کاتیون ها آنزیم را فعال می کنند . شلاته کننده های موجود در لوله های جمع آوری شده (مانند EDTA ،سیترات و اگزالات ) فعالیت ALP  را به طور غلط کمتر نشان می دهند. در مورد EDTA  فعالیت اغلب خیلی کاهش میابد. اما نمونه ها در 4 درجه برای یک هفته نسبتا پایدار می مانند.

تعدادی از روش ها برای جدا سازی ایزو آنزیم ALP به کار رفته است . مهار توسط فنیل آلانین فعالیت مجدد ایزو آنزیم های روده ای و جفتی را کاهش می دهد در حالی که لوامیسل ایزو آنزیم های استخوانی وکبدی را مهار می کند . تقسیم بندی دمایی برای سال های متمادی برای تعیین منبع افزایش ALP کل مورد استفاده قرار گرفته است . پایدارترین ایزو آنزیم نسبت به حرارت ، ALP جفتی می باشد در حالی که ایزو آنزیم کبدی پایداری متوسط و ایزو آنزیم استخوانی نا پایدار ترین نوع به حرارت است . برای کسب نتایج قابل اطمینان ،از استاندارد هایی با ترکیب مشخص استفاده می گردد و کنترل دقیق دما وزمان ضروری است . بنا به دلایل بالا ، جداسازی بر پایه الکترو فورز برای چندین سال است که استفاده می شود. الکتروفورز با استات سلولز و ژل آگارز نمی توانند ایزو آنزیم های استخوانی وکبدی را از هم تفکیک کنند و بنابراین استفاده از آنها برای مطالعات غیر کیفی مناسب است. از آنجایی که تفاوت در این ایزو آنزیم ها در زنجیره های جانبی کربو هیدرات شان می باشد استفاده از نور آمینیداز (برای برداشت اسید سیالیک ) و لکتین گندم (برای اتصال دیگر ایزو آنزیم ها) جداسازی اشکال استخوانی و کبدی را بهبود می بخشندو تعیین کمی آن ها را ممکن می سازند. الکتروفورز با تفکیک بالا با استفاده از ژل پلی اکریل آمید و الکتروفورز کانونی قادر به تفکیک چندین باند آلکالن فسفاتاز می باشد . سنجش های ایمنی برای ایزو آنزیم های استخوانی و جفتی ALP  به طور تجاری در دسترس هستند به طوری که سنجش های ایزو آنزیم استخوانی به طور ویژه مقدار کمی فعالیت متقاطع با ایزو آنزیم کبدی نشان می دهند ، در حالی که سنجش ایزو آنزیم های جفتی فعالیت متقاطع متغییری با ایزو آنزیم سلول زایا نشان میدهند

مقادیر طبیعی در سرم یا ادرار:                                                                  

محدوده مرجع برای ALP  بسیار وابسته به سن و جنس می باشد.

یافته های طبیعی: 

بزرگسالان :120-30U/ml

سالخوردگان :مختصری بیشتر از بزرگسالان

زیر 2 سالگی:   U/L  235-8

2تا 8 سالگی: U/L 210-65

9  تا 15 سالگی : U/L 235-85

16 تا 21 سالگی:  U/L 200 -30

تعدادی از فاکتور های دیگر نیز میزان ALP  را متاثر می سازند . شاخص جرم بدن (BMI ) بالا با افزایش 10% در ALP همراه است ، ترکیبات ضد بارداری خوراکی به طور متوسط ALP را 20% کاهش می دهند در حالیکه مشتقات فیبریک اسید مقدار ALP کل را تا 25% کاهش و ایزو آنزیم کبدی را تا 40% کاهش می دهند . سیگار کشیدن موجب یک افزایش متوسط 10% در ALP کل می گردد

عوامل مداخله کننده در آزمایش:

1-    دریافت مواد غذایی در ساعات نزدیک به آزمایش سطح ALP را بالا می برد

2-    داروهایی که سطح ALP را کاهش می دهند عبارتند از:مشتقات آرسنیک،سیانید ها ، ،نمک های روی، اکسالات ها ، نیترو فورانتوئین

3-    داروهایی که سطح ALP را بالا می برند عبارتند از : آلبومین حاصل از بافت پلاسنتا، آ لو پورینول ،

آنتی بیوتیک ها ، آزا تیو پرین ، ایندو متاسین، کلشی سین و …. .

 منابع :

بیو شیمی بالینی هنری دیویدسون

مرجع تست های تشخیصی و آزمایشگاهی

بیو شیمی بالینی تیتز

هورمون گونادوتروپين جفتي

نویسنده:
20 آگوست 13

فائزه عابدي ،ماندانا ابراهيمي فخار

رشته دندانپزشکي

مقدمه:

گونادوتروپين جفتي انسان يا HCG، هورمون گلکيو پروتئيني است که براي تشخيص حاملگي استفاده مي شود . علاوه بر اين سطح بالايي از اين ماده در خون پس از حاملگي ممکن است نشانه‌اي از بيماري تروفو بلاستيک حاملگي باشد. اين هورمون داراي عملکردهاي متعددي نيز در سلول هاي طبيعي است که به تتفصيل در زير بيان مي شود:

معرفي تومورمارکر

گونادو تروپين جفتي ، هورموني براي مادر و جنين :

گونادوتروپين کوريونيک انساني (HCG) گليکوپروتئيني است که بيشترين مقدار کربوهيدرات را در ميان هورمون هاي انساني داردو ترشح آن بدين ترتيب است که در روز 14 سيکل قاعدگي زنان که تخمک گذاري انجام مي شود ، اگر اسپرم در مجاورت تخمک قرار بگيرد و سلول تخم ايجاد شود اين سلول شروع به تکثير کرده و بلاستوسيت ها را بوجود مي اورد در اطراف سلول هاي بلاستوسيت ، سلول هاي تروفوبلاست و سپس سلول هاي سن سشنيو توفوبلاست بوجود مي ايد که اين سلول ها اولين سلول هايي هستند که HCG را توليد مي کنند . علاوه بر اين سلول ها برخي از بافت هاي جنيني مثل کليه نيز اين هورمون را مي سازند.

HCG در طول 9 ماه حاملگي توسط جفت توليد مي شود که ميزان آن در ابتداي حاملگي کم ولي در روزهاي 60-80 (ماه دوم ) توليد /ان در بالاترين حد خود انجام مي گيرد و بعد از آن مجددا کاهش مي يابد ولي هرگز به صفر نمي رسد

ساختار شيميايي

اين هورمون از 2 زير واحد (αو β ) ساخته شده که هر دو براي اتصال آن به گيرنده هايش در جسم زرد و بيضه مورد نياز است . زير واحد α با 92 اسيد آمينه در ساير هورمون هاي گليکوپروتئيني همانند LH، FSH و TSH نيز يافت مي شود . اما اين زير واحد β با 145 اسيد آمينه مي باشد که سبب فعاليت متابوليک اختصاصي اين هورمون مي گردد. اين دو زير واحد با پيوند هاي غير کوالان و با کمک نيروهاي الکترواستاتيک و هيدروفوبيک ساختار شيميايي در کنار هم قرار مي گيرند.

نقش بيوشيميايي در سلول هاي طبيعي يا تومور

شناخته شده ترين عملکرد بيولوژيک HCG احيا و حفظ جسم زرد که همان تداوم توليد پروژسترون است مي باشد . پروژسترون توليد شده از جسم زرد بر روي سلول هاي ديواره رحم اثر گذاشته و با جلوگيري از ريزش آن زمينه را براي لانه گزيني و شروع حاملگي محيا مي سازد . در روز 22 ، لانه گزيني انجام مي شود و با تشکيل جفت توليد هورمون هاي HCG و پروژسترون توسط سلول هاي جفتي آغاز مي گردد . علاوه بر ان HCG  ترشح تستوسترون توسط بيضه جنين را نيز تحريک مي کند . و تقريبا در همان زماني از حاملگي که ميزان ترشح HCG به بالاترين حد خود مي رسد ترشح تستوسترون از بافت بيضه جنين نيز در بيشترين مقدار خود است پس در يک زمان بسيار مهم از تمايز جنسي جنين مذکر HCG که از سن سيشيوتروفوبلاست وارد پلاسماي جنين مي شود به عنوان جانشين LH ، تکثير سلول هاي ليديک بيضه و ساخت تستوسترون را به منظور تمايز جنسي مذکر تحريک مي کند.

از ديگر عملکرد هاي HCG تحريک ترشح ريلاکسين از جسم زرد است . گيرنده هاي LH-HCG  در ميومتر بافت عروقي رحم يافت مي شود همچنين HCG  ممکن است که سبب افزايش اتساع عروق رحم و شل شدن عضلات ان شود.علاوه بر آن مي توان با جستجو ي وجود يا عدم وجود HCG در نمونه ادرار يا خون حاملگي را تشخيص داد.

ارزش تشخيصي

با توجه به اينکه ميزان نرمال اين هورمون در خون mlu/ml 5 است مي توان با اندازه گيري ميزان آن برخي حالات پاتوژنيک را نيز مشخص کرد.

-کاهش هورمون از ميزان طبيعي (mlu/ml 5 ) مطرح کننده احتمال سقط جنين و حاملگي خارج از رحمي (ectopic pregnancy ) مي باشد .

- افزايش سطح اين هورمون در خون بيش از حد طبيعي آن نيز احتمال بروز بيماري ها و تومور هاي زير را بيان مي دارد:

1) تروفو بلاسيک : بيماران مبتلا به آن اکثرا تا هفته 3 و معمولا تا هفته 6 داراي منحني غير طبيعي اين هورمون اند در اين بيماري شواهد بيوشيميايي و باليني هاپيرتيروئيدي يافت مي شود که ناشي از تحريک غده تيروئيد مادر در اثر مقادير بالاي hcg  مي باشد .

2) کارسينوماي جفتي chorio carcinoma

3) کارسينوماي اوليه تخمدان

4) مول هيداتي فرم hydatidi form mole

5) بعلاوه در سرطان هاي غير تروفوبلاستيک مانند سرطان هاي پستان ، بيضه ، ريه و لوله گوارش از زنجيره β هورمون hcg   به عنوان مارکرتومور استفاده مي شود.

روش هاي مختلف اندازه گيري  hCG:

1)روش ممانعت از آگلوتيناسيون غير فعال ذرات لاتکس Passive latex agglutination inhibition

2)روش آگلوتيناسيون غير فعال ذرات لاتکس Reversed passive latex agglutination

3)روش الايزا

4)روش رادیوایمونواسی

که در ميان روش (4) دقيقترين و حساسترين و روش (1) متداولترين روش آمايشگاهي مي باشد.

شرح روش (1):اين آزمايش با استفاده از کيت و در دو مرحله انجام مي شود:

روش کيفي:بروي اسلايد زمينه سياه ،يک قطره از نمونه ادار خانم،يک قطره کنترل مثبت و يک قطره کنترل منفي را اضافه کرده و به هرکدام از آنها يک قطره آنتي بادي ضد زنجيره بتا هورمون hcg اضافه مي کنيم .با اپليکاتور دو قطره را مخلوط کرده و در مرحله دوم به هرکدام از مجموعه ها ذرات لاتکس را اضافه کرده .پس ار 2 دقيقه در نمونه ادار مورد آزمايش اگر ذرات آلگوتينه مشاهده شد نشان دهنده عدم وجود هورمون hcg و حامله نبودن شخص استو برعکس.

روش کيفي :براي محاسبه مقدار نسبي هورمون hcg  در ادرار مي بايست ابتدا ،نمونه ادرار را در لوله هاي آزمايش ،با سوم فيزيولوژي ، به ترتيب 1/2،1/4، 1/8 و غيره رقيق کرد.سپس از هرکدام از لوله ها يک قطره برداشته و بر اساس روش کيفي براي وجود يا عدم وجود hcg بررسي کرد. آخرين قطره اي که در آن آلگوتينا سيون مشاهده نشود به عنوان تيتر هورمون hcg آن ادرار در نظر گرفته مي شود.در نهايت مقدار هورمون را از فرمول زير محاسبه مي کنيم: v.d.s

حجم ادرار بر حسب ميلي ليتر:v          مخرج کسر تيتر هورمون :d           حساسيت کيت :s

منابع:

کتاب هاي:بارداري و زايمان ويليافرو دولين و کتاب بيماري هاي غدد و متابوليسم هاريسون

وب سايت:

www.healthtestingcenters.com

هورمون ACTH

نویسنده:
20 آگوست 13

خلاصه تحقیق

این هورمون توسط سلول های کورتیکوتروف هیپوفیز قدامی ساخته می شود که پلی پپتیدی است با 39 آمینواسید و فاقد کربوهیدرات.که پیش ساز آن ، پرو اپیوملانوکورتین (pome) می باشد.

عملکرد : این هورمون بر روی سطح غد فوق کلیه (آدرنال) دارای رسپتورهای اختصاصی است و با عث تحریک سنتز هورمون های بخش فوق کلیوی مانند کورتیزول ، آلدوسترون ، کورتیکوسترون و آندروژن و …

البته بیشترین تاثیر این هورمون بر سنتز کورتیرول می باشد که چون این هورمون (کورتیزول) بر متابولیسم بدن ، تغییر غلظت قند خون ، میزان استرس و حالت  ستیزوگریز و حتی بر سیستم ایمنی بدن تاثیر گذار است لذا هورمون ACTH هم بر عوامل فوق موثر است.

تنظیم هورمون ACTH با مکانیسم فیدبک منفی کنترل می شود به طوری که با افزایش کورتیزول خون ، مقدار این هورمون کاهش میابد و برعکس.

کاربرد بالینی : مهم ترین استفاده بالینی این هورمون ، تشخیص نارسائی غده آدرنال و یا هیپوفیز.

بیشترین مقدار این هورمون در خون در ساعات اولیه ی (7 تا 10) صبح است.که بین 8 تا 80 پیکوگرم بر میلی لیتر بوده و کمترین مقدار آن حین خوابیدن و انتهای شب است که کمتر از 10 پیکوگرم بر میلی لیتر است. بیماری های مربوط به ACTH شامل سندرم کوشینگ و سندرم آدسیون است.

بررسی ساختار ACTH      

(مهرداد امیری پریان)

Aderno Cortico Tropic Hormon که به اختصار ACTH نامیده میشود هورمونی پلی پپتیدی و مترشحه از هیپوفیز میباشد که برروی غده آدرنال اثر گذاشته و باعث تحریک این غده در ساخت هورمونهایی مانند کورتیزول میشود. این هورمون از pro-opiomelanocortin ساخته شده و از لوب کورتیکوتروپ غده هیپوفیز در پاسخ به cortico Releasing Hormon یا CRH مترشحه از هیپوتالاموس ترشح میشود. CRH در شرایط استرس به میزان زیادی ترشح شده و باعث افزایش ترشح هورمون فوق میشود. Pro-opiomelanocortin به ACTH و B-Lipotropin شکسته شده که محصول انتهایی به نوبه خود به گاما لیپو تروپین و بتا اندورفین شکسته میشود. ACTH به گیرنده های موجود بر سطح سلولهای غده آدرنال متصل شده و با ایجاد cAMP باعث فعال سازی مسیرهای ساخت هورمونها در قشر غده آدرنال میشود. مهمترین گروه هورمونی که تحت تاثیر این هورمون ساخته میشود هورمونهای  استروئیدی به ویژه گلکوکورتیکوئیدها مانند کورتیزول میباشد و بعد از آن مینرالوکورتیکوئیدها و آندروژنها نیز تحت اثر این هورمون ساخته و ترشح میشوند. همانطور که ذکر گردید مهمترین اثر این هومرمون در ترشح کورتیزول میباشد و بنابراین مهمترین عامل تنظیم کننده ترشح ACTH میزان کورتیزول خون بوده به طوریکه در  شرایط نرمال کاهش میزان کورتیزول باعث افزایش ACTH و افزایش آن باعث کاهش ACTH میگردد. کورتیزول هورمون مهمی در پاسخ به شرایط استرس زا، تنظیم متابولیسم لیپیدها و کربوهیدراتها و پروتئین ها، سرکوب عملکرد و فعالیت بیش از حد سیستم ایمنی و حفظ فشار خون میباشد.  یکی از منابع تولید ACTH در جریان عفونتها لنفوسیتها و ماکروفاژهای فعال میباشند که این خود باعث تولید کورتیزول و سرکوب سیستم ایمنی و درنتیجه جلوگیری از پاسخ های بیش از حد این سیستم میباشد

مکانیسم عمل هورمون  ACTH

(علی ایرانپور دندانپزشکی)                      

این هورمون از مولکولی پیش ساز به نام  POMC  (pro-opiomelanocortin ) ساخته شده و از لوب کورتیکوتروپ غده هیپوفیز در پاسخ به هورمون آزادکننده کورتیکوتروپین یا CRH (  cortico  Releasing Hormon )  مترشحه از هیپوتالاموس ترشح می شود. ریتم های زیستی و سایر رویداد های فیزیولوژیک در مغز، باعث ترشح دوره ای و شبانه روزی CRH از هیپوتالاموس می شوند. این مسئله خود باعث تغییر شبانه روزی در رهاسازی ACTH می شود. علاوه بر CRH سایر عوامل در حال گردش در خون نیز بر دینامیک ترشحی آزاد شدن  ACTH تاثیر می گذارد که از جمله آنها می توان به آرژینین -  وازوپرسین از هیپوفیز خلفی و سایر پپتید ها ( آنژیوتانسین II، activin، سیتوکین ها، مخدرها و سوماتواستاتین ) و کاتکول آمین ها اشاره کرد. CRH تحت تاثیر عوامل عصبی و سایر عوامل قابل تغییر که ضربان و ریتم شبانه روزی آن را کنترل می کنند، به منظور تولید هورمون ACTH بر روی هیپوفیز اثر می کند.  ACTH پس از آزاد شدن از هیپوفیز از طریق خون به غده آدرنال رفته و به گیرنده های موجود بر سطح سلول های رتیکولاریس و فایسکولاتای قشر غده آدرنال متصل شده و بدين ترتيب فعاليت آدنيلات سيکلاز تحريک مى‌شود و هم سرعت تشکيل و هم غلظت cAMP در سلول‌هاى قشر آدرنال افزايش مى‌يابد که این امر باعث فعال سازی مسیرهای ساخت هورمون ها در قشر غده آدرنال می شود. مهمترین گروه هورمونی که تحت تاثیر این هورمون ساخته می شود هورمون های  استروئیدی به ویژه گلکوکورتیکوئیدها مانند کورتیزول می باشد و بعد از آن مینرالوکورتیکوئیدها و آندروژن ها نیز تحت اثر این هورمون ساخته و ترشح می شوند. آلدسترون، کورتیکوسترون، دهیدرواپی اندروسترون (DHEA) و اندروستن دیون از دیگر هورمون هایی هستند که تحت اثر ACTH از قشر آدرنال ترشح می شوند. کورتیکواستروئیدها و گاما-آمینوبوتیریک اسید (GABA)، ترشح ACTH و CRH را مهار کرده، AVP ترشح ACTH را تحریک می کند.(تصویر ضمیمه مربوط به مکانیسم عمل )

همانطور که ذکر گردید مهمترین اثر این هومرمون در ترشح کورتیزول می باشد و بنابراین مهمترین عامل تنظیم کننده ترشح ACTH  میزان کورتیزول خون بوده به طوری که در  شرایط نرمال کاهش میزان کورتیزول باعث افزایش ACTH و افزایش آن باعث کاهش ACTH می گردد. کورتیزول هورمون مهمی در پاسخ به شرایط استرس زا، تنظیم متابولیسم لیپیدها و کربوهیدرات ها و پروتئین ها، سرکوب عملکرد و فعالیت بیش از حد سیستم ایمنی و حفظ فشار خون می باشد.  یکی از منابع تولید  ACTH در جریان عفونت ها لنفوسیت ها و ماکروفاژهای فعال می باشند که این خود باعث تولید کورتیزول و سرکوب سیستم ایمنی و درنتیجه جلوگیری از پاسخ های بیش از حد این سیستم می باشد.

 اندازه گیری ACTH

(علی ایرانپور دندانپزشکی)

اندازه گیری میزان این هورمون در خون برای کمک به تشخیص بیماری های غده فوق کلیوی و هیپوفیز، مانند سندرم کوشینگ، بیماری کوشینگ، بیماری آدیسون، تومورهای آدرنال و تومورهای هیپوفی؛ يا هنگامی که فرد علائم مرتبط با تولید زياد یا کمبود کورتیزول دارد؛ زمانی که پزشك مشکوک است که فرد عدم تعادل هورمونی دارد که می تواند باعث ايجاد مشکل در غدد هیپوفیز یا آدرنال شود، انجام می شود.

ACTH توسط روش های ایمونواسی گوناگونی از جمله chemiluminescence و سنجش جذب ایمنی وابسته به آنزیم (ELISA) اندازه گیری می شود.اجزای جداگانه ایمونواسی (آنتی سرم های ضد ACTH و کالیبراتورهای ACTH) و کیت های آزمایشگاهی کامل به صورت تجاری موجود هستند. در اکثر این کیت ها از آنتی سرم های پلی کلونال بر ضد قسمتی از بخش فعال پایانه N مولکول استفاده می شود. این آنتی سرم ها با ACTH کامل (حاوی اسیدهای آمینه 1تا39) و با قطعات ACTH (حاوی اسیدهای آمینه 1تا24) و مولکول های پیش ساز نظیر POMC و pro-ACTH واکنش نشان می دهند.

روش های ایمونواسی برای ACTH روی دستگاه های ایمونواسی اتوماتیک نیز موجود هستند که یک سیگنال chemiluminescence برای اندازه گیری غلظت های کم این پپتید که در افراد سالم یافت می شود، استفاده می کند. مقایسه نتایج عددی روش های گوناگون ایمونواسی ACTH ممکن است به دلیل تفاوت در کالیبراسیون دشوار باشد در آزمایشگاه ها و کارخانجات تولید کیت های تجاری، معمولا سنجش های خود را در برابر فراورده های ACTH به دست آمده از مراکز تحقیقاتی کالیبره می کنند.

مقادیر طبیعی

(علی ایرانپور دندانپزشکی)

از ساعت 7 تا 10 صبح: 8 تا 80 پیکوگرم بر میلی لیتر؛ سطوح خیلی بالا در صبح زود رخ می دهد.

ساعت 4 بعد از ظهر: 5 تا 30 پیکوگرم بر میلی لیتر.

از ساعت 10 بعد از ظهر تا نیمه شب: 10> پیکوگرم بر میلی لیتر؛ کمترین سطح در زمان خواب رخ می

دهد.

بیماری های مربوطه به هورمون ACTH

{محمد صالحی رشته دندان پزشکی}

سندرم کوشینگ:  سندرم کوشینگ همچنین به دنبال وجود تومورهایی در غده آدرنال ، استفاده و درمان طولانی با داروهای استروئیدی و تومور هایی با قابلیت ساخت هورمون کورتیکوتروپک که در نقاطی غیر از هیپوفیز مانند ریه ها قرار دارند اتفاق می افتد.این بیماری  از رشد بیش از حد بخش قشری غده فوق کلیوی به وجود می‌ آید، و بافت چربی در نواحی گردن و پشت افزایش می ‌یابد، ولی دست‌ ها و پاها لاغر می‌ شوند، ضعف عضلانی عارض می‌ شود، و پوست نازک و استخوان ‌ها شکننده می گردند، و افسردگی و اضطراب و اختلال در حافظه نیز ایجاد می‌ شود. به علاوه صورت این بیماران به حالت پف کرده و دارای جوش‌ های فراوان و موی زیاد دیده می ‌‌شود.
تشخيص اين بيماري با آزمايش خون و اندازه‌گيري هورمون کورتيزول و هورمون محرک ترشح کورتيزول در خون است که با اين آزمايشات تشخيص اوليه داده مي‌شود و در ادامه با انجام ام‌.آر‌.آي از مغز يا سي‌تي‌اسکن شکم و آزمايش‌هاي فوق تخصصي ديگر به تشخيص مي‌رسيم.
درمان بيماري کوشينگ، جراحي و خارج كردن تومور است. تومور مي‌تواند در هيپوفيز، در خود غده فوق کليه يا در نقاط ديگر باشد که خوشبختانه با روش‌هاي جديد جراحي در بسياري موارد موفقيت‌آميز بوده و بيمار مي‌تواند به زندگي طبيعي برگرد
در این بیماری میزان کورتیزول و همچنین آلدوسترون زیاد شده و درتیجه باعث ایجاد علائم مرتبط مانند افزایش فشار خون به دلیل افزایش میزان سدیم، کاهش پتاسیم، سرکوب بیش از اندازه سیستم ایمنی، تغییراتی در جهت پوکی استخوان و … میشود.
راه های درمانی عبارتند از: 1.کاهش مصرف داروهای کورتیکواستروئید -2 عمل جراحی  3- پرتودرمانی 4- دارو درمانی

سندرم آدیسون:در این سندرم میزان کورتیزول خون کاهش میابد که به 2 صورت اولیه و ثانویه میباشد. در نوع اولیه کاهش کورتیزول به دلیل آسیب غده آدرنال بوده ولی ترشح ACTH به دلیل تلاش برای جبران کمبود کورتیزول بالا میرود. در حالیکه در نوع ثانویه کاهش کورتیزول به دلیل آسیب غده هیپوفیز و در نتیجه کاهش میزان ACTH میباشد.

بیماری آدیسون میتواند با تشخیص نادرست با سایر بیماریها اشتباه گرفته شود.به عنوان مثال از علایم بیماری آدیسون مانند خستگی،بیقراری و بی اشتهایی با علایم افسردگی اشتباه گرفته شود.به همین ترتیب علایمی چون کاهش وزن،حالت تهوع و استفراغ و دردهای مبهم شکمی با علایم اختلالات دستگاه گوارش اشتباه گرفته شود.از علایم انتهایی آدیسون میتوان به افت فشار خون پاسچر(سنکوپ،سرگیجه وضعی) اشاره نمود.از مهمترین نشانه های اصلی این بیماری تغییر در رنگدانه های پوست و غشای مخاطی است.بیماری آدیسون باید قبل از بروز سندرم ترشح نامناسب ADH و هایپرکالمی تشخیص و درمان شود،در غیر اینصورت تلفات زیادی خواهد داشت.

برای پیشگیری بهتراست هیچگاه‌ داروهای‌ كورتیزونی‌ را سر خود قطع‌ نكرده‌ یا دوز آنها را تغییر ندهید

تستهای آزمایشگاهی برای تشخیص نارسایی آدرنال و افتراق نوع نارسایی که اولیه یا ثانویه می باشد و یا علل جانبی ایجاد نارسایی ، مورد استفاده قرار می گیرند. این آزمایش ها اغلب برای ارزیابی تعادل الکترولیت بیمار،میزان قند خون وعملکرد کلیه درخواست می شوند. که یکی از این تست ها تست ACTH  و تست تحریک ACTHاست.

ACTH یکی از هورمون های هیپوفیز است که نقش انتقال پیام به غده آدرنال جهت تولید کورتیزول را به عهده دارد. این تست در ابتدا به عنوان یک تست اصلی برای ارزیابی عملکرد آدرنال به حساب می آید که البته ممکن است مقدار آن کافی باشد یا نباشد.در بیماران مبتلا به نارسایی آدرنال کاهش ACTH بیانگر نارسایی ثانویه آدرنال می باشد در حالیکه افزایش آن بیانگر نارسایی اولیه می باشد.(بیماری آدیسون)     ACTH اغلب بطور همزمان با تست تحریک ACTH درخواست می شود.

تست تحریک ACTH:این تست شامل اندازه گیری میزان کورتیزول خون بیمار قبل  و بعد از تزریق سنتتیک (مصنوعی) ACTH می باشد.اگر غدد آدرنال فعال باشند میزان کورتیزول در پاسخ به تحریک بوسیله ACTH افزایش می یابد.اگر این غدد آسیب دیده یا غیر فعال باشند پاسخ آنها به ACTH به حداقل خود خواهد رسید.این تست غربالگری سریع ممکن است به همراه تست ACTH درخواست شود ، اگر غیر طبیعی باشد ممکن است به همراه تست تحریک ACTH برای پیگیری و افتراق بین نارسایی اولیه وثانویه مدت آن از ا تا 3 روز به طول انجامد.

درمان : این بیماری برای تمام عمر گریبانگیر بیمار خواهد بود و در اغلب موارد، نیاز به یک مینرالوکورتیکویید برای کنترل تعادل نمک و مواد معدنی توصیه میشود.

Hypopituitarism

این اختلال یکی از اختلالات غده هیپوفیز است که در اثر تومور، تروما، کاهش خون رسانی، سارکوئیدوز ، عفونت، بیماری های اتوایمیون و جراحی در سیستم عصبی مرکزی اتفاق میافتد و باعث کاهش ترشح هورمونهای مختلف هیپوفیز از جمله ACTH میگردد.

علایم : از دست دادن وزن، فتق، اختلال در سیکل قاعدگی، هیپو گنادیسم. اگر این اختلال در اثر تومورهای هیپوفیزی باشد علائم دیگری مانند کاهش بینایی، دوبینی، سردرد و علائمی دیگر بسته به مکان تومور و نزدیکی با سلولهای مختلف دارد.

تست دارویی دیگر تست تزریق دگزامتازون میباشد. دگزا متازون بعد از تزریق مانند کورتیزول باعث کاهش ترشح ACTH در افراد نرمال میشود ولی چنانچه بعد از تزریق همچنان افزایش سطح ACTH را داشتیم بیانگر سندرم کوشینگ و یا تومورهای مترشحه ACTH میباشد.

داروهایی که مصرف آنها باعث افزایش در میزان ACTH به صورت کاذب میشود عبارتند از انسولین، آمفتامین، متوکلوپرامید، لوودوپا و داروهایی که باعث کاهش ACTH میشوند شامل دگزامتازون و سایر داروهایی که مانند کورتیزول عمل میکنند مانند پردونیزولون و کورتیزون میباشد

هاپتوگلوبین

نویسنده:
20 آگوست 13

نام ارائه دهنده : زهرا فلاح(9011727026)

رشته :علوم آزمایشگاهی(مهر90)

خلاصه تحقیق:

جزء پروتئین های دسته یآلفا-دو-گلوبولین قرار گرفته است.وزن مولکولی آن در انسان تقریبا ۹۰KD است.دارای ۲جفت زنجیره ی آلفا وبتا است که توسط پلهای دی سولفید به هم متصل هستند.نیمه ی عمر آن قریب ۵روز است .هاپتوگلوبین یکی از پروتئین های فاز حاد است و میزان پلاسمایی آن در وضعیت های التهابی مختلف بالا میرود.

هاپتوگلوبین به هموگلوبین متصل می شود ونوعی کمپلکس محکم غیر کوالانسی Hb-Hpمی سازد.مقدار هاپتوگلوبین هر دسی لیترپلاسمای انسان ظرفیت اتصال به ۴۰تا۱۸۰میلی گرم هموگلوبین را دارد.هموگلوبین آزاد از گلومرولها می گذرد،وارد توبولها می شود ومعمولا در آنجا رسوب می کند.اما کمپلکس Hb-Hpبه حدی بزرگ است که نمی تواند از گلومرول بگذرد.لذا به نظر می رسد وظیفه ی هاپتوگلوبین جلوگیری از اتلاف هموگلوبین آزاد از راه کلیه باشد.این کار باعث حفظ آهن ارزشمند موجود در هموگلوبین می شود تا از دسترس بدن خارج نشود.

ساختار بیوشیمیایی هاپتوگلوبین:

هاپتوگلوبین(HP) یک گلیکوپروتئین پلاسمایی)آلفا گیکوپروتئین) است که با هموگلوبین (Hb)خارج سلولی ایجاد کمپلکس(HP-Hb) میکند, اتصال موجود دراین کمپلکس از نوع غیرکوالان محکم می باشد. هاپتوگلوبین در کبد سنتز میشود واز چهار زنجیره پپتیدی تشکیل شده است که توسط پیونهای دی سولفیدی به دو جفت متصل شده اند. هر مونومر HP-1به حداکثر دو دیمر HPab(یا هم ارز یک مولکول HP) متصل میشود.زنجیره بتای HPبه زنجیره آلفای HP متصل میشود.میزان هاپتوگلوبین موجود در پلاسمای انسان به میزانی است که ظرفیت اتصالی آن دردامنه 40mgتا180mgهموگلوبین در هردسی  لیتر میباشد.حدود10% هموگلوبین که هر روز تجزیه می گردد,به داخل خون آزاد میشود و بنابراین خارج سلولی است.بقیه 90% در داخل گلبول های قرمز پیر وآسیب دیده وجود داشته که توسط سلولهای سیستم هیستیوسیتیک تخریب می گردد.جرم مولکولی هموگلوبین حدود65KDa میباشد,درحالی که جرم مولکولی ساده ترین شکل هاپتوگلوبین پلی مورفیکHb-HP موجود در انسان,حدود90KDa میباشد بنابراین کمپلکس Hb-HP دارای جرم مولکولی تقریبی 155KDaاست.

هاپتوگلوبین انسانی به سه شکل پلی مورفیک وجود دارد که HP1-1وHP2-1وHP2-2 نامیده می شود.در الکتروفورز بر روی ژل نشاسته, HP1-1 به صورت یک باند مجزا حرکت نموده در حالیکه HP21وHP2-2 الگوی باندی مخلوطی را نشان می دهند,دو ژن که به صورت HP1 وHP2 نمایش داده میشوند,این سه فنوتیپ را به وجود می آورند.HP2-1فنوتیپ هتروزیگوت بیان این ژنها می باشد.ارتباط بین پلی مورفیسم هاپتوگلوبین وشیوع بسیاری از بیماری های التهابی مطرح شده است.

بیوشیمی وعملکرد:

هموگلوبین آزاد از گلومرول کلیه عبور نموده,وارد توبولها شده وتمایل دارد در داخل توبولها رسوب کند(این حالت ممکن است به دنبال انتقال خون  ناسازگار مشاهده گردد که طی آن میزان هموگلوبین آزاد شده بیشتر از ظرفیت هاپتوگلوبین برای اتصال به هموگلوبین میباشد) هرچندکمپلکسHb-HP آنقدر بزرگ است که از گلومرول ها عبور نمیکند بنابراین به نظر میرسد نقشHP در جلوگیری از دفع کلیوی هموگلوبین آزاد می باشد.به این طریق آهن با ارزش موجود در هموگلوبین حفظ می گردد که در غیر این صورت می توانست از بدن خارج گردد.HPهمچنین یک عامل باکتریواستاتیک طبیعی برای باکتری های نیازمند آهن نظیر(Escherichia)است که مانع استفاده این ارگانیسم از آهنHb میشود.

اهمیت بالینی:

غلظت HPباهورمون های کورتیکواستروئیدی وبسیاری ازNSAIDافزایش می یابد.غلظت HPدر بعضی از سندروم های از دستسندروم نفروتیک ,در افراد دارای HP2-1وHP2-2بالا می رود. انسداد صفراوی در غیاب بیماری هپاتوسلولار شدید با تغییرات چشمگیر لیپید و افزایش غلظت HPهمراه است.

افتHPمعمولا حساس ترین شاخص آزمایشگاهی همولیز است وشاخص هایی که به دنبال آن می آیند عبارتند از افت هم-هموپکسین یا هموپکسین و وجود متهماگلوبولینمی,هموگلوبینوری,یا هردو آنها.استروژن ها سنتزHPرا کاهش می دهند.اکثر انواع بیماری های هپاتوسلولار حاد یا مزمن,ازجمله هپاتیت ویروسی حاد وسیروز به همراه یرقان,به واسطه تغییر متابولیسم استروژن علاوه بر افزایش تخریب گلبول های قرمز,غلظتHPکاهش می یابد.مقادیر پایین هاپتوگلوبین در بیماران مبتلا به کم خونی همولیتیک یافت میشود.علت این مقادیر پایین آن است که بر خلاف نیمه عمر حدود 5روز برای هاپتوگلوبین نیمه عمر کمپلکس HP-Hbحدود90دقیقه است واین کمپلکس سریعا توسط سلولهای کبدی از گردش خون برداشت میگردد.بنابراین وقتی هاپتوگلوبین به هموگلوبین اتصال می یابد,حدود80 برابر سریع تر لز حالت طبیعی از گردش خون پاک میشود بدین ترتیب در حالاتی که هموگلوبین بطور پیوسته از گلبول قرمز خون آزاد می گردد,مثل کم خونی همولیتیک, میزان سریعا کاهش می یابد.هاپتوگلوبین یک پروتئین فاز حاد است وافزایش مقدار پلاسمایی آن در انواع مختلفی از حالات التهابی مشاهده میشود.

ملاحظات آزمایشگاهی:

روش سنتی اندازه گیریHPبه این صورت بود که پس از مخلوط کردن سرم با مقدار زیادی هموگلوبین آزاد,غلظتHPباسنجش فعالیت پراکسیداز اندازه گیری میشد این روش موسوم به ظرفیت اتصال به هموگلوبین (BC)مشهر بود.به طور متوسط{HP}={HPBC}.1/5 بسته به فنوتیپ فرد,تقریبا1/5MgHP به1MgHb متصل میشود.

روشهای ایمنوشیمیایی امروزی,سنجش های انتخابی برای کاربردهای بالینی هستند زیرا سریع بوده و به آسانی به صورت اتوماتیک در می آیند به دلیل اختلاف در اندازه مولکولی و سرعت انتشار متناظر با آن تکنیکهای انتشار ژلی نظیر ایمونودیفیوژن شعاعی(RID)باتوجه به فنوتیپ فرد نیازمند اصلاح هستند و در نتیجه وقتگیر و مشکل میباشد.ایمونواسی هایی که در محلول انجام میشوند(نظیر نفلومتری وتوربیدومتری)به میزان کمی تحت تآثیر اندازه مولکولی قرار میگیرند ولی این اختلافات نسبتا ناچیز است.

منابع تحقیق:

Tietz fundamentals of clinical chemistry, 6th edition, Burtis, Ashwood, Bruns. 2008. Elsevier,WB Saunders)

-Henry’s Clinical Diagnosis & Management By Laboratory Methods. 21st edition. Richard A. McPherson, MD and Matthew R. Pincus, MD, PhD. 2006. Elsevier (WB Saunders).

-3Harpers biochemistry. Robert K. Murray, Daryl K. Granner, Peter A. Mayes, Victor W Rodwel. McGraw-Hill.

 

کلسی تونین

نویسنده:
20 آگوست 13

محقق : فاطمه سادات رحمتی

علوم آزمایشگاهی (مهر 90) 

خلاصه تحقیق:

کلسی تونین یک پلی پپتید است که شامل 32 اسیدآمینه است . این هورمون توسط سلول هایc  در غده تیروئید ساخته میشود. کلسی تونین در حالت عادی در پاسخ به افزایش یون کلسیم سرم ترشح میشود . یعنی ترشح کلسی تونین و PTH در رابطه معکوس با یکدیگر است . افزایش یون کلسیم پلاسما باعث افزایش هورمون کلسی تونین میشود . این هورمون از رها شدن کلسیم از استخوان ها جلوگیری می کند و با این کار باعث کاهش غلظت کلسیم پلاسما میشود .

در افراد سالم غلظت سرمی کلسی تونین کمتر از g/lµ 0.1 است و افزایش غلظت آن با کارسینوم مدولاری غده تیروئید ارتباط دارد . هورمون گلوکان و پنتا گاسترین از محرک های قوی در ترشح کلسی تونین هستند .

بیشترین کاربرد کلسی تونین در تشخیص کارسینوم مدولاری تیروئید است. در آزمایشگاه تست تحریکی با تجویز داخل وریدی کلسیم و پنتاگاسترین نیز باعث افزایش غلظت کلسی تونین میشود.

 ساختار شیمیایی

کلسی تونین یک پلی پپتید شامل 32 اسید آمینه است که وزن مولکولی آن3400 است که توسط سلول های c در غده تیروئید ساخته میشود.منشا رویانی این سلول ها ستیغ عصبی Neural Crest است،یعنی از نظر بافت شناسی مشابه سلول های سایر غدد درون ریز می باشد. اسید آمینه های این هورمون در گونه های حیوانی بسیار متفاوت است بطوریکه کلسی تونین انسان و خوک تنها در 14 اسید آمینه مشترک هستند،علیرغم اختلاف بین ردیف و نظم اسید های آمینه شباهت زیادی در خواس بیولوژیک این هورمون ها وجود دارد. فعال ترین هورمون طبیعی که تا کنون به دست آمده کلسی تونین ماهی آزاد است.

 نقش بیو شیمیایی و نحوه تنظیم سنتز و ترشح:

کلسی تونین در حالت عادی در پاسخ به افزایش یون کلسیم سرم ترشح میگردد یعنی ترشح کلسی تونین وPTH در رابطه معکوس با یکدیگر هستند. به طوری که افزایش یون کلسیم پلاسما از 9.5 الی15 میلی گرم متناسبا باعث افزایش کلسی تونین میگردد.این هورمون از رها شدن کلسیم از استخوان ها جلو گیری می کند و با این کار باعث کاهش غلظت کلسیم پلاسما می شود. نیمه عمر سرمی کلسی تونین در حدود 12 دقیقه است.در افراد سالم غلظت سرمی آن کمتر از g/lµ 0.1 است و افزایش غلظت آن معمولا با کارسنیوم مدولاری تیروئید ارتباط دارد. هورمون گلوکاگون و پنتا گاسترین از محرک های قوی در ترشح کلسی تونین هستند.

عملکرد:

مطالعات زیادی درباره محل سنتز و ساختمان شیمیایی این هورمون انجام گرفته است اما هنوز نقش فیزیولوژیک آن در انسان به خوبی روشن نشده است.سلول های هدف این هورمون در بافت استخوانی وجود دارد و این هورمون برعکس PTH از تحلیل بافت استخوانی و آزاد شدن کلسیم و فسفات جلوگیری می کند.به نظر می آید که کلسی تونین در بافت استخوانی در سلول هایی به غیر از سلول هایی که تحت تاثیر PTH قرار می گیرند،مستقل اثر کرده و باعث افزایش سنتز cAMP می شود و از این طریق عمل بیولوژیک خود را انجام می رساند.

کلسی تونین در متابولیسم فسفات ها نیز اثر قابل توجهی دارد بطوری که باعث انتقال فسفات ها به داخل سلول های استخوانی شده و همزمان با آن از انتقال کلسیم سلول های استخوانی به جریان خون ممانعت می کند.احتمالا همزمان با ورود فسفات ها،یون کلسیم نیز به داخل سلول کشانده میشود زیرا تجربه نشان می دهد که اثر کلسی تونین در کاهش کلسیم خون وابسته به غلظت فسفات است.از این خاصیت کلسی تونین و همچنین از اثر آن در جلوگیری از تحلیل استخوانی در  درمان عوارض هیپوکلسمی در بیماریهای سرطانی استفاده می شود.

بیماریها:

تا کنون عوارض خاصی در رابطه با فقدان ترشح  کلسی تونین شناخته نشده است.بیشترین کاربرد کلسی تونین در تشخیص کارسینوم مدولاری خانوادگی تیروئید (FMTC) است.این سرطان یک اختلال اتوزومال غالب است.اعضای بدون علامت خانواده بیمار مبتلا به این بیماری می توانند از غربالگری با توموگرافی کامپیوتری استفاده کنند زیرا غلظت کلسی تونین پلاسما ممکن است تا هزار بار بیشتر از حد طبیعی آن افزایش یابد ولی  علیرغم غلظت زیاد آن به ندرت هیپوکلسیمی رخ می دهد.در آزمایشگاه تست تحریکی با تجویز داخل وریدی کلسیم و پنتاگاسترین نیز باعث افزایش غلظت کلسی تونین می شود.بدخیمی نهفته یا میکروسکوپی در بیمارانی دیده می شود که اسکن رادیوایزوتوپ آن ها منفی بوده و معاینه ی فیزیکی غدد تیروئید آن ها طبیعی است.

به نظر میرسد که غلظت کلسی تونین با یک چنین شاخص های وسعت بیماری نظیر حجم تومور و درگیری تومور بصورت موضعی و متاستازهای دور دست رابطه داشته باشد.از کلسی تونین برای پایش درمان و تشخیص عود بیماری استفاده میشود.همچنین در بعضی از بیماران مبتلا به کارسینوئید و سرطان ریه،کلیه،کبد و پستان غلظت کلسی تونین بالا می رود.البته تومورمارکر بودن کلسی تونین در این بیماری ها هنوز به اثبات نرسیده است.

افزایش کلسی تونین در بیماری های غیر بدخیم نظیر بیماری های ریوی،پانکراتیت،هیپرپاراتیروئیدیسم،کم خونی وخیم،بیماری پاژه استخوان و بارداری گزارش شده است.

نویسنده:
28 می 13

دانشجویان گرامی

از  علاقه و حسن توجه شما به درس بیوشیمی بسیار متشکرم.

 تنظیم جدول ذیل بر اساس فایل های ارسالی شما بوده است.

چنانچه نام شما در جدول نیست، سریعا فایل ورد و فایل پاورپوینت را به ایمیل اینجانب ارسال فرمائید.

نکته مهم:  در فایل های ارسالی حتما نام و رشته تحصیلی خود و همکاران را ذکر فرمائید.

 

 

 

 

سخنرانی در کلاس

ارائه فایل word

ارائه فایل پاورپوینت

Adenomatous Polyposis Coli: APC

 

 

 

 

 

 

Adrenocorticotropic Hormone

 علی ایرانپور

 

مهرداد امیری

فاطمه جیریائی

محمد صالحی

+

+

 

Alanine Transaminase

 

 

 

 

 

 

Alfa1 antitrypsine

 

 

 

 

 

 

Alfa2 macroglobuline

 

 علی کلوطی

 

 

+

 

Alkaline Phosphatase

حمیده دهقانی

سعید کوشکی

سحر لک

مریم رهبرنیا

+

+

 

Alpha Fetoprotein

مرجان موذنی

زهرا فلاح

 

+

+

 

Antinuclear Antibody

 

 

 

 

 

 

Antismooth muscle antibody

 

 

 

 

 

 

ApolipoproteineA1

 

 

 

 

 

 

Aspartate transaminase

 میلاد کرمانیان

 

 

 

 

+

bcl-2

 

 

 

 

 

 

Blood Urea Nitrogen

 شیما صادقی

 

 

 

+

 

Brain natriuretic peptide

 

 

 

 

 

 

BRCA1 and BRCA2

 

 

 

 

 

 

CA 125

 

 

 

 

 

 

CA 19-9

سیده گلناز نیک نژاد

 

 

 

+

 

CA 242

 

 

 

 

 

 

CA 27.29

 

 

 

 

 

 

CA 50

 

 

 

 

 

 

CA 549

 

 

 

 

 

 

CA 72-4

 

 

 

 

 

 

Calcitonin

فاطمه سادات رحمتی

شقایق یوسفی

 

+

+

+

Carcinoembryonic Antigen: CEA

 

 

 

 

 

 

Cardiac troponine

 راضیه روغنی

 یاسمن نوابی

 فائزه موسوی تبریزی

+

+

 

catecholamines

فاظمه فلاح

ملیحه باقری

 

+

+

 

Cathepsins

   

 

 

 

 

Cell-Free Nucleic Acids

اکرم ترابی

 

 

+

+

 

Choline

 

 

 

+

 

 

C-reactive protein

 عرفان احمدی

 عبدالرزاق ایرانی طرفی

 

+

+

 

Creatine Kinase

 

 

 

 

 

 

Creatinine

 

 مصطفی داودآبادی

 

+

+

+

Cytokeratin 19 Fragments

 

 

 

 

 

 

Cytokeratin 19 fragments: CYFRA 21-1

 

 

 

 

 

 

Deleted in colorectal Carcinoma

 

 

 

 

 

 

Endoglin:CD105

 

 

 

 

 

 

Estrogen and Progesterone Receptors

فاطمه محمودیان

محمد اکبری

فاطمه قدیریان

+

+

+

Gamma glutamyl transferase

 فرانک بهمنی

 

 

 

+

 

Glycogen phosphorylase BB

 مریم جعفرپور

 

فروزان سلجوقی

 مریم براتی

الهه مسعودی

+

+

+

Haptoglubin

 زهرا فلاح

 

 

+

+

 

Her-2/neu

 

 

 

 

 

 

Human Chorionic Gonadotropin

مریم رضایی

ماندانا ابراهیمی فخار

مریم غیاث ابادی

فائزه عابدی

+

+

+

Ischemia modified albumin

   

 

 

 

 

Lactate Dehydrogenase

 

سعیده رحمانی

 

+

+

+

Matrix Metalloproteinases

 

 

 

 

 

 

Myeloperoxidase

 

 

 

 

 

 

Neurofibromatosis Type 1

 

 

 

 

 

 

Neuron-Specific Enolase: NSE

     

 

 

 

Nonprostatic PSA

     

 

 

 

Oxidized LDL

     

 

 

 

P53 Gene

فرانک بهمنی

میلاد کرمانیان

مهرناز کریم نژاد 

 

 

+

Placental growth factor

 

 

 

 

 

 

Prostate-Specific Antigen

رویا نظم ابادی

زهرا آجرلو

 

+

+

 

p-selectin

 الهام رضوانی

 فاطمه افرایی

 

+

+

+

RET

 

 

 

 

 

 

Retinoblastoma Gene

معصومه حقیقی

شادی پوربخش

 نیلوفر کـثیـــری

 الهه رضایی

+

+

+

S-100 Proteins

   

 

 

 

 

SCD40 Ligand

   

 

 

 

 

Squamous Cell Carcinoma Antigen

   

 

 

 

 

Thyroglobulin and Antibodies

میثم رضایی

بابک رضایی

حسین عسگری

مهدی دولت ابادی

+

+

 

Tissue Polypeptide Antigen

 

 

 

 

 

 

Urokinase-Plasminogen Activator Syste

     

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده:
21 می 13

سخنرانی در کلاس

نویسنده:
24 آوریل 13

ضمن تشکر از دانشجویان گرامی،تقاضا دارم به موارد ذیل توجه فرمایید:

  1. فایل Word و فایل Powerpoint را به ایمیل hadyansary@yahoo.com ارسال فرمائید.
  2. در بخش نظرات، زمان پیشنهادی برای ارائه تحقیق خود را اعلام فرمائید.

سخنرانی ها در فاصله زمانی 92/2/7 تا  92/3/7 تنظیم خواهد شد.

موفق باشید.

دکتر هادی انصاری هادی پور

نویسنده:
22 آوریل 13