بارداری

با تشکر از دانشجویان محترم خانم ها:لیلاصفی وفاطمه مرادی

بارداری موقعیتی است که دستگاههای مختلف فیزیولوژیکی و آندوکرینی را متأثر می‌کند. هورمون‌هایی که ازجفت در دوران بارداری ترشح می شوند شامل HCG،لاکتوژن جفتی انسانی، پروژسترون و استروژن است. ترشح LH و FSH در اثر غلظت‌های بالای استروژن و پروژستین‌های تولید شده توسط جفت کاهش می‌یابد. استروژن سبب افزایش انقباضات رحمی هنگام زایمان می‌شود ولی پروژسترون تأثیری عکس استروژن دارد. استریول استروژن عمده در طول حاملگی است که از جفت ترشح می‌شود. به صورت کنژوگه و غیر کنژوگه در پلاسما وجود دارد. شرح برخی ازهورمون هادر دوره بارداری Hcg این هورمون که به اصطلاح هورمون حاملگی نامیده می شودگلیکوپروتئینی با فعالیت بیولوژیک بسیار مشابه هورمون لوتئینیزان است . hCGتقریباً به طور انحصاری در جفت تولید می شود اما درکلیه جنین نیز ساخته میشود و تعدادی از بافت های جنینی مولکول زیر واحد بتا یا مولکول کاملhCGرا تولید می کند.چندین نوع از تومورهای بدخیم نیزhCGتولید میکنند و همچنینhCGبه مقدار بسیار کم در بافتهای مردان و در زنان غیر حامله نیز تولید می شود.باوجود شناساییhCGدر خون یا ادرار تقریباً همیشه نشانه حاملگی است.

● مشخصات شیمیایی: hCGنوعی گلیکوپروتئین با بیشترین مقدار کربوهیدرات(۳۰ درصد) درمیان همه هورمونهای انسانی است. جزء کربوهیدراتی هورمون و به ویژه اسید سیا لیک انتهایی ان مولکول را درمقابل کاتابولیسم محافظت می کند.نیمه عمر پلاسماییhCGکامل(۳۶ساعت) بسیار بیشتراز نیمه عمر پلاسماییLH(۲ساعت) است. مولکولhCGازدو زیرواحد غیر مشابه ساخته شده است که عبارتند از : زیر واحد الفا( دارای۹۲ اسید امینه) وزیر واحد بتا(دارای۱۴۵ اسید امینه).این دو زیر واحد با پیوندهای غیر کووالان به یکدیگر متصل شده اند.این زیر واحدها با کمک نیروهای الکترواستاتیک و هیدروفوبیک درکنار یکدیگر قرار گرفته اند.این هورمون از نظر ساختمانی به سه هورمون گلیکوپروتئینی دیگر یعنی LH,FSH,TSH شباهت دارد.توالی اسید امینه ای زیر واحدهای الفای این چهارگلیکوپروتئین یکسان است.زیر واحدهای بتا نیز شباهت هایی به هم دارند اما با توالیهای اسید امینه ای مجزایی مشخص میشوند.

● بیوسنتز: ساخت زنجیره های الفا و بتا مجزا ازهم تنظیم می شود.یک ژن منفردکه در روی کروموزوم ۶ قرار دارد زیر واحد الفای هر یک از چهار هورمون گلیکوپروتئینی(hCG,LH,FSH,TSH) را رمزگذاری میکند.هفت ژن مجزا بر روی کروموزوم ۱۹برای خانوادهB hCG,B LH وجود دارند.۶ عدد از این ژنها B hCGویک ژن دیگر B LH رارمزگذاری میکنند اما فقط ۳ژن B hCGدرمقادیر قابل توجه بروز می کنند. هر دو زیر واحد الفا و بتایhCGبه صورت پیش سازهایی با وزن مولکولی بیشتر ساخته میشوند که اندوپپتیدازهای میکروزومی انها را می شکنند.به محض این کهhCGکامل مونتاژ شد مولکول به سرعت از طریق اگزوسیتوز گرانول های ترشحی ازسلول آزاد می شود.

▪ hCGمنشاء سلولی چنین به نظر میرسد که منشائhCGبه میزبان زیادی به زمان حاملگی بستگی دارد. قبل از هفته پنجم بروزhCGهم در سن سیشیوتروفوبلاست و هم در سلول هایسیوتروفوبلاست دیده میشود.در اواخر حاملگی زمانی که میزان سرمی مادر در حداکثرمیزان قرار داردhCGتقریبا به طور انحصاری در سن سیشیوتروفوبلاست تولید میشود.مقدار mRNAمربوط به زیر واحدهای الفا وبتایhCGدرسن سیشیوتروفوبلاست در سه ماهه اول حاملگی بیشتر از زمان ترم است.این امر ممکن است نکته قابل توجهی در اندازه گیریhCGپلاسمادر فرایندهای غربالگری برای شناسایی جنینهای غیر طبیعی باشد.

▪ غلظتhCGسرم و ادرار: مولکول کاملhCGدر پلاسمای زنان حامله ۹ ۷ روز بعد از اوج ترشح LH در میانه سیکل (که قبل از تخمک گذاری رخ می دهد) قابل تشخیص است.بنابراین احتمالاhCGدر زمان لانه گزینی بلاستوسیت وارد جریان خون مادر میشود.میزان خونیhCGبه سرعت افزایش می یابد هر دو روز دو برابر می شود و بیشترین مقدار ان در هفته های ۱۰ ۸ حاملگی حاصل می گردد.حد اکثر میزانhCGدربین روزهای ۶۰و۸۰ بعد از اخرین قاعدگی دیده میشود و تقریبا ۱۰۰۰۰۰ میلی یونیت در میلی لیتر است. تقریبا در هفته های ۱۲ ۱۰ حاملگی میزانhCGدر پلاسمای مادرشروع به کاهش می کند و حدود هفته۲۰ به کمترین حد می رسد.در بقیه دوره حاملگی مقدارپلاسماییhCGدر همین حد پایین حفظ می شود.الگوی ظهورhCGدر خون جنین مشابه طرحی است که در مادر وجود دارد اما مقدارhCGدر پلاسمای جنین فقط حدود ۳ درصد مقدارhCGدر پلاسمای مادر است.در اوایل حاملگی غلظتhCGدر مایع امنیون مشابه غلظت ان درپلاسمای مادر است.با پیشرفت حاملگی غلظتhCGدر مایع امنیون کاهش می یابد به طوریکه در حوالی ترم مقدارhCGدر مایع امنیون فقط یک پنجم میزان ان در پلاسمای مادراست.hCGادراری مادر از انواع فراورده های حاصل از تجزیه تشکیل می شود.شکل اصلیhCGدر ادرار فراورده نهایی تجزیهhCGیعنی قطعه مرکزی بتا است.غلظت این جز از همان الگوی پلاسمای مادر تبعیت می کند و تقریباَ در هفته ۱۰ به حداکثر می رسد.مطلب مهم این است که أانتی بادی به اصطلاح ضد زیر واحد بتا که در اکثر تست های حاملگی مورداستفاده قرار می گیرد هم باhCGسالم(شکل اصلی در پلاسما) و هم با قطعاتhCG(شکلاصلی در ادرار)واکنش نشان می دهد.

▪ hCGتنظیم ساخت هورمون ازاد کننده گنادوتروپینGnRHجفتی احتمالا در تنظیم تولیدhCGدخالت دارد.هم گنادوتروپین و هم گیرنده ان بر روی سیتوتروفوبلاست ها و سنسیشیوتروفوبلاست بروز می کنند.تجویز گنادوتروپین سبب افزایش میزانhCGدر گردش خونمی شود و سلول های کشت شده ی تروفوبلاست با افزایش ترشحhCGبه افزودن گنادوتروپین پاسخ می دهند.تولید گنادوتروپین توسط غده هیپوفیز نیز توسط مقادیر اینهیبین واکتیوین تنظیم می شود.در سلول های کشت شده ی جفتی اکتیوین سبب تحریک و اینهیبین سبب مهار تولیدGnRHوhCGمی شود.

▪ hCGعملکرد بیولوژیک هر دو زیر واحدhCGبرای اتصال طبیعی ان به گیرندهhCG LH درجسم زرد و بیضه ضروری هستند.شناخته شده ترین عملکرد بیولوژیکhCGاحیا و حفظ عملکردجسم زرد یعنی تداوم تولید پروژسترون است.در زمانی از حاملگی مدتها بعد از خاتمه ترشح پروژسترون از جسم زرد در اثر تحریکhCGحداکثرغلظتhCGدر پلاسما حاصل می شودبه خصوص ساخت پروژسترون توسط جسم زرد تقریبا در هفته ۶ حاملگی علی رغم تداوم وافزایش تولیدhCGشروع به کاهش می کند. گنادوتروپین کوریونی ترشح تستوسترون توسط بیضه های جنین راتحریک می کند و تقریبا در همان زمانی از حاملگی که میزان ترشحhCGبه بالاترین حدخود می رسد ترشح تستوسترون از بافت بیضه جنین نیز در بیشترین مقدار خوداست.بنابراین در یک زمان بسیار مهم از تمایز جنسی جنین مذکرhCGکه از سنسیشیوتروفوبلاست وارد پلاسمای جنین می شود به عنوان جانشینLH تکثیر سلول های لیدیگ بیضه جنین و ساخت تستوسترون را به منظور افزایش تمایز جنس مذکر تحریک می کند. قبل از حدود روز ۱۱۰حاملگی هیچ نوع ساختار عروقی از هیپوتالاموس به هیپوفیز جنین نمی رود و بنابراین ترشح LH از هیپوفیز بسیار ناچیز است.hCGقبلازاین زمان به عنوان LH عمل می کند.پس از این زمان همچنان که مقدارhCGکاهش مییابدLH هیپوفیزی درجات کمتری از قابلیت تحریک بیضه جنین را حفظ می کند. hCGغده تیروئید مادر را تحریک می کند.بعضی از ایزوفورم های اسیدیhCGفعالیت تیروئید را تحریک می کنند و بعضی از انواع قلیایی تر محرک برداشتید نیز هستند. بنابراین این احتمال وجود دارد کهhCGفعالیت تیروئید را ازطریق گیرنده LH hCGو نیز از طریق گیرندهTSH تحریک کند. یکی دیگر از عملکردهای hCG تحریک ترشح ریلاکسین از جسم زرداست.

گیرنده هایLH hCGدر میومتر و بافت عروقی رحم یافت شده اند و با توجه به این موضوع این تئوری مطرح شده است کهhCGممکن است در جهت پیشبرد اتساع عروق رحم و شل شدن عضله صاف میومتر عمل کند. اکسی توسین هورمون اکسی توسین که توسط هیپوفیز خلفی ترشح می‌شود باعث انقباضات رحم و مجاری شیری پستان‌ها می‌شود.که ساختار آن به صورت زیراست. وهم چنین ترشح این هورمون سبب انقباضات رحم طی زایمان وتسهیل در زایمان است .ومانع از خونریزی جفت درهنگام زایمان می شود.

لاکتوژن جفتی انسانی(HPL) هورمونی پلی پپتیدی است که به راحتی در پلاسما منتقل می‌شود و نقش عمده‌ای را در آماده سازی پستان‌ برای ترشح شیر بازی می‌کند. باعث مهار جذب گلوکز شده و لیپولیز تشدید می‌شود به این صورت گلوکز مادری برای مصرف جنین حفظ می‌شود.بالاتر بودن سطح HPL از مقدار طبیعی آن نشانه‌ی وجود ناهنجاری یا ارتیروبلاستوز جنینی است. استریول مشتق از استران هیدروکربنه با ۱۸ اتم کربن می‌باشد با کمک سایر استروژن‌ها باعث ایجاد شدن آندومتر پرولیفراتیو می‌شود. مقادیر استریول در دوران بارداری تحت تأثیر عواملی مانند وزن جنین، کمبود آنزیم‌های جفتی، هیپوپلازی اولیه یا ثانویه آدرنال جنین و تغییراتی در محیط میکروبی روده‌ی مادر، دفع کلیوی مادر و عملکردهای کبدی مادر است. پرولاکتین هورمونی است که در طول دوران بارداری از قسمت جلویی غده هیپوفیزمادر ترشح شده و موجب می‌شود تا بافت‌ پستان تکامل یافته و شیر در آن تولید شود. طیبارداری، غده هیپوفیز مادر پرولاکتین زیادی می‌سازد (۱۰ برابر حالت عادی) و پس ازتولد کودک با مکیدن ممتد پستان‌ها، غده هیپوفیز را همچنان تحریک می‌کند که به ساخت پرولاکتین ادامه دهد. در حالت طبیعی، تنها وقتی که افزایش پرولاکتین را داریم،دوران شیردهی است و اگر در مواقع دیگر مشاهده شود، باید به دنبال بیماری خاصی بگردیم. از جمله مشکلاتی که می‌تواند به افزایش پرولاکتین منجر شوند: وقتی تشکیل توموری در همان ناحیه از هیپوفیز در مغز بوده و سلول‌های طبیعی که پرولاکتینمی‌ساختند، تغییر شکل یافته و به تومور تبدیل شدند (پرولاکتینوما) و بی‌دلیل هورمون می‌سازند. اختلالات هورمونی در زمان بارداری دربرخی زنان حامله براثراختلالات هورمونی درخط وسط شکم پوست پیگمانته شده وبه رنگ قهوه ای مایل به سیاه که آنراخطوط سیاه می نامند.گاهی برروی پوست صورت وگردن زنان حامله نقاط قهوه ای رنگ ظاهر میشود که ماسک حاملگی شناخته میشود که این پیگمانتاسیون وایجادلکه های پوستی مربوط به تراوش بعضی هورمون ها که از هیپوفیز آزاد می شود، هورمون محرک ملانوسیت ها یا  (Melanocyte Stimulating Hormone) می باشد که دارای ماهیت پپتیدی بوده و از سلول های ملانوتروپ این بخش ازاد می شود. همانطور که گفته شد هورمون های پپتیدی و پروتئینی به صورت preprohormon سنتز می شوند که این پیش ساز، خود متشکل از یک signal peptide و سایر بخش هاست که پس از ورود پپتید سنتز شده به شبکه آندوپلاسمی این بخش سیگنال قطع شده و جزء پروهورمون برای بسته یندی وارد دستگاه گلژی شده و در نهایت در آنجا، هورمون نهایی پس از شکسته شدن بخش دیگری از مولکول تولید شده و در وزیکول ها ذخیره می شود. پیش ساز هورمونMSH و هورمون ACTH ، همچنین ترکیبات اندورفینی و انکفالینی ماده ای به نام پرپرواوپیوملانوکورتین preproopiomelanocortin می باشد که قسمت opio اشاره به جزء مواد شبه مخدر اندورفینی و انکفالینی، melano اشاره به نقش پیش سازی آن در هورمون MSH و cortin اشاره به سنتز ACTH دارد. بسته به آنزیم های موجود در سلول هایی که این پیش ساز در آن ها وجود دارد، مواد فوق در آن سلول ها سنتز می شوند. مثلا سلول کورتیکوتروپ که ACTH را ترشح می کند آن را از proopiomelanocortin می سازد. سلولی که MSH ترشح می کند ابزار لازم آنزیمی را دارا بوده و عمدتا این هورمون را می سازد اگرچه به مقدار بسیار کمتر می تواند هورمون های دیگر مشتق از پرپرواوپیوملانوکورتین (کورتیکوتروپین و اندورفین) را نیز بسازد. محصول نهایی تشکیل شده از proopiomelanocortinدر هیپوفیز میانی عمدتا MSHα و مقداری MSHβ است. به این صورت که از شکستن proopiomelanocortinدو محصول عمده به نام های adernocorticotrophin hormone ACTH و β-lipotrophin hormone حاصل می شود. و از این دو محصول در هیپوفیز میانی MSHα و MSHβ تولید می شود. تاثیر این دو هورمون روی سلول های ملانوسیت پستانداران است. البته در حیوانات پست تر که دارای سلول های ملانوفور به جای ملانوسیت هستند، به علت گسترش بیشترهیپوفیز میانی، میزان تولید MSH بالاتر از پستانداران است. لذا در این موجودات تنوع رنگی بیشتری نسبت به پستانداران مشاهده می شود.


سرطان پروستات

 تحقیق توسط دانشجویان محترم آقایان:پوریا خانی و محمد محمدی فیروز جایی

توضیحی مختصر در مورد سرطان

سرطان :  رشد نسبتاً خودکار یک بافت

درسال ۲۰۰۷ تعداد تخمینی موارد جدید سرطان ایالات متحده به جز سرطان پوست۴۴/۱میلیون نفر بود.سرطان پروستات در اول فهرست قرار داشت و به دنبال آن سرطان های ریه،پستان،کولون،رکتوم و مثانه قرار گرفته بودند. 

تومور مارکر :  ماده ای که توسط یک تومور ساخته می شود و وارد خون، مایعات بدن یا بافت ها میشود که ممکن است برای پیش بینی  وجود تومور، اندازه آن و پاسخ به درمان مورد استفاده قرار گیرد.

کارسینوژن:عاملی است که باعث رشد سرطان میشود.یک کارسینوژن ممکن است فیزیکی،شیمیایی یا بیولوژیک باشد.

انکوژن:یک ژن سلولی جهش یافته که فعال شدنش باعث تغییر شکل بدخیم سلول های سالم شود.

ژن سرکوبگر تومور:ژنی که در تنظیم رشد سلولی نقش دارد ،از دست رفتن یک ژن سرکوبگر تومور، این پتانسیل را دارد که رشد خودمختار را میسر میسازد.

از لحاظ ریخت شناسی، پاتولوژیست ها بافت های سرطانی را شبیه به بافت های جنینی می دانند که هنوز مانند بافت های طبیعی بزرگسالان تمایز نیافته اند. بعضی از تومور مارکر ها مختص یک نوع سرطان هستند، در حالی که بعضی دیگر در انواع متعدّدی از سرطان ها دیده می شوند. در بسیاری از موارد ،غلظت خونی تومورمارکرها منعکس کننده فعالیت و حجم تومور است. از نظر بالینی، یک تومور مارکر شاخص باید هم مختص نوع خاصی از سرطان باشد،هم اینکه حساسیت کافی برای تشخیص تومورهای کوچک را داشته باشد تا تشخیص زود هنگام را میسر سازد و در غربالگری مورد استفاده قرار گیرد. تشخیص زود هنگام سرطان باعث می شود که شانس معالجه قطعی بسیار بالا باشد. هدف از این کار این است که سرطان زمانی تشخیص داده شود که تومور به قدری کوچک باشد که بتوان آن را با عمل جراحی برداشت. 

قسمت اوّل تشخیص آزمایشگاهی (پروستات):

به طور کلی تومورمارکرها را می توان برای تشخیص، پیش آگهی و پایش اثرات درمانی و به عنوان هدف برای تعیین محل سرطان ودرمان به کار گرفت.  آنتی ژن مختص پروستات (PSA) به همراه معاینه ی مقعد با انگشت ،برای تشخیص زود هنگام سرطان پروستات استفاده شده است. به دلیل بالا رفتن PSA سرم در هیپرپلازی خوش خیم پروستات (BPH) ، PSA آزاد و سیر افزایش آن ، برای بهبود تشخیص سرطان پروستات  مورد استفاده قرار گرفته است. مرحله بندی بالینی سرطان ، به کمک تعیین مقدار تومورمارکر انجام می شود ، به عبارت دقیق تر ، غلظت سرمی بعضی از شاخص ها حاکی از بار سنیگین تومور است.

اکثر شاخص های  سرطانی که در خون گردش می کنند به استثنای PSA  به طور چشمگیری  در مراحل پایانی بیماری بالا می روند.

اسید فسفاتاز پروستاتی :

استفاده ی بالینی از اسید فسفاتاز پروستاتی (PAP) ، با PSA جایگزین شده است. PAP  برای غربالگری و تشخیص مراحل اولیه سرطان به اندازه ی PSA حساس نیست . احتمال بالا رفتن این آنزیم در BPH  نسبتPSAکمتراست؛ با این وجود ، وقتی که PSA در دسترس باشد ، اندازه گیری  PAP اطلاعات اضافه تری به دست نمی هد . در حال حاضر ، روش انتخابی برای PAP ، اندازه گیری فعالیت آنزیمی آن است.

آنتی ژن مختص پروستات :

سرطان پروستات ،رتبه ی اوّل را در میان سرطان های مردان داردو هنگامی که زود تشخیص داده شود به طور بالقوه می توان آن را با پروستاکتومی  رادیکال به طور قطعی درمان کرد . بنابراین ،تشخیص زودرس این سرطان در مردان اهمیت دارد و امید به زندگی  در این سرطان حداقل ۱۰ سال است.

  PSAدر حال حاضر یکی از امید بخش ترین تومورمارکرهای موجود است. این آنتی ژن ، یکی از تومور مارکرهای مختص عضو می باشد.

بیو شیمی:

PSA یک گلیکوپروتئین تک زنجیره ای مرکب از ۲۳۷ اسید آمینه و ۴ زنجیره جانبی کربوهیدرات در محل اسید های آمینه ی ۴۵ (آسپاراژین) ،۶۹(سرین) ، ۷۰(تره اونین) و ۷۱ (سرین) به زنجیره ی اصلی متصل می شوند. نقطه ی ایزو الکتریک PSA  به دلیل ایزوفرم های گوناگون آن از ۸/۶ تا۲/۷ است. ژنPSA   (KLK3)  بر روی کروموزوم ۴۱ /۱۳q 19 واقع شده است. شباهت این ژن به ژن کالیکرین -۱  ۸۲%  است. PSA از نظر عملکرد، یک پروتئاز سرینی از خانواده ی کالیکرین است و منحصراً  توسط سلول های اپیتلیال انگورک ها و مجاری غده پروستات تولید می شود .

PSA  به داخل مجرای غده ی پروستات و مایع سمینال ترشح می شود و به عنوان بخشی از فرایند میعان  لخته ی سمینال ، یک پروتئین مختص وزیکول سمینال را به چند پروتئین وزن مولکولی کمتر می شکند. بنابراین ، PSA فعالیتی مشابه کیمو تریپسین و تریپسین دارد. گزارش شده است که هضم خودبه خودی PSA در سه محل احتمالی ، lys185 ، Arg85 ،lys 148   انجام می شود. اضافه نمودن مهارکننده های پروتئاز می تواند در جلوگیری از هیدرولیز خود به خودی PSA در محلول مهم باشد.

اشکال مولکولی آنتی ژن مختص پروستات :

PSA در گردش خون، هم  به شکل آزاد وهم به صورت ترکیبی وجود دارد. قسمت اعظم PSA در ترکیب با مهارکننده ی پروتئاز a1-آنتی کیمو تریپسین (ACT) یا در ترکیب با a2- ماکروگلوبولین (AMG) را اندازه گیری می کنند. در مایع سمینال انسان ،PSA می تواند به۵ ایزوفرم تقسیم شده باشد.PSA-A  و PSA-B  ، آنزیمهای فعال و دست نخورده ای هستند که قادرند با ACT  ترکیب شوند.

PSA-C،PSA-D ،وPSA-E اشکالی هستند که پیوندهای دی سولفیدی آن ها شکسته شده است ;این ایزوفرم ها فعالیت آنزیمی ندارند. یا فعالیت آن ها بسیار کم است. اشکال غیرفعال fPSA ازسه نوع مولکولی مجزا  ( bPSA  ، pPSA  ، iPSA  ) تشکیل شده اند. bPSA   موجود در بافت عموماً در ناحیه انتقالی پروستات واقع شده است و بخشی از fPSA در سرم بیماران مبتلا به BPH  است. pPSA در ناحیه محیطی پروستات واقع شده و بخشی از fPSA در سرم بیماران مبتلا به سرطان را تشکیل میدهد.

ویژگی های فیزیولوژیک:

سرعت پاکسازی متابولیسم PSA از یک مدل دو جزئی پیروی میکند: نیمه عمر موقت PSA  آزاد وPSA  تام ، به ترتیب ، ۲/۱ ساعت و۷۵/۰ ساعت است و نیمه عمرهای متعاقب آن ها ،۲۲ساعت و ۳۳ ساعت است. به دلیل این نیمه عمر نسبتاً طولانی ،پس از انجام بعضی از کارها از جمله بیوپسی از طریق رکتوم و… ممکن است ۲ تا ۳ هفته وقت لازم باشد تا PSA  سرم به غلظت پایه ی خود برگردد . پروستاتیت و احتباس حاد ادراری نیز می توانند غلظت PSA  را بالا ببرند. اگر چه معاینه ی پروستات با انگشت از طریق رکتوم هیچگونه اثر بالینی مهمی بر روی غلظت PSA  سرم در اکثر بیماران ندارد ولی در بعضی از بیماران ممکن است میزان آن را ۲ برابر افزایش دهد.

PSAغیرپروستاتی:

محققین ابتدا تصور می کردند که PSA صرفاً از بافت پروستات ترشح می گردد. اما مطالعات نشان داد که PSA در بافت های متعددی  بروز می کند که از همه بیشتر در بافت هایی می باشد که به صورت هورمونی تنظیم می شوند. PSA در بافت پستان ،با مثبت بودن گیرنده ی پروژسترون و استروژن رابطه دارد و پیش آگهی بیماری در این گونه بیماران مطلوب است ولی به شکل شگفت انگیزی با مقاومت به درمان با tamoxifen رابطه دارد. مشخص گردید که مثبت بودن  PSA ارتباط چشمگیری با تومور های کوچکتر، مثبت بودن گیرنده ی استروئید، کم سلولی،تومورهای مضاعف ، کوتاه بودن فاز S ، پیشرفته نبودن بیماری ،وبقای طولانی تر دارد. PSA موجود در مایع آسپیره شده از نوک پستان (NAF) همچنین به عنوان یک ابزار احتمالی  برای بررسی احتمال خطر سرطان پستان ، مورد استفاده قرار می گیرد. میزان NAF PSAدر زنانی که هیچگونه عامل خطر سازی ندارند نسبتاً بالا بوده است ، و به طور کلی در زنانی که مبتلا به سرطان پستان هستند کمتر است .

کاربرد های بالینی:

PSA برای غربالگری ، مرحله بندی و پایش درمان و عود سرطان پروستات استفاده می شود.

تشخیص زود رس سرطان پروستات :

تست PSA به خودی خود در غربالگری و تشخیص مراحل اولیه ی سرطان پروستات مؤثر نیست زیرا PSA ، مختص بافت پروستات است. BPH  یک مشکل شایع در مردان بالای ۵۰سال است. مطالعات نشان داده اند که مقدار  PSA در بیماران مبتلا در BPH  ، مشابه مقدار آن در بیماران مبتلا به سرطان پروستات است ولی با این حال از نظر آماری با مقدار آن در بیماران مبتلا به مراحل اولیه ی سرطان پروستات تفاوت دارد. استفاده از PSA سرم به همراه معاینه ی پروستات با انگشت و پس از آن سونوگرافی ازراه رکتوم تشخیص دقیق تر و حساس تری نسبت به معاینه ی انگشت به تنهایی به دست می دهد. حساسیت بالینی PSA در حد تشخیصی L/µg4 ، ۷۸% است.با پایین آوردنحد تشخیصی به مرز L/µg 8/2 ،حساسیت به ۹۲% افزایش می یابد در حالی که ویژستگی آن از ۳۳% به ۲۳% کاهش می یابد. بالا بردن حد تشخیصی  تا حد L/µg 8 ، ویژستگی را تا حد ۹۰% بهبود می بخشد ولی حساسیت تست را کاهش می دهد. برای بهبودی توانایی تست PSA  در تشخیص زودرس سرطان پروستات ، از چندین رویکرد به شرح زیر وجود دارد:

۱-      از محدوده های مرجع مطابق با سن استفاده می شود. L/gµ ۰ـــ۲۵/۰ برای مردان ۴۰ـــ۴۹ سال ،L /µg 0ـــ۵/۳برای۵۰ـــ۵۹ سال ،  L/gµ ۰ـــ۵/۴ برای ۶۰ـــ۶۹ سال و L/µg 0ـــ۵/۶ برای ۷۰ـــ۷۹ سال.

۲-     از تراکم PSA استفاده می شود یعنی غلظت PSA  تقسیم بر حجم پروستات  که توسط سونوگرافی  از راه رکتوم تعیین شده است.

۳-     از سرعت بالا رفتن PSA  استفاده می شود. پس از تثبیت یک غلظت پایه ی PSA در هر بیمار ، سرعت افزایش PSA تعیین می شود.‏

درمطالعه ای که در سال۱۹۹۶ بر روی fPSA  انجام شد ، مشخص گردید که درصد fPSA  زودرس ترین شاخص  سرم برای پیش بینی تشخیص سرطان پروستات  است و همچنین  در یک کارآزمایی  بالینی ثابت شد که ویژستگی PSA ترکیبی  برای تشخیص سرطان پروستات  از PSA  تام بهتر است.

قسمت دوم بالینی (سرطان پروستات):

غده پروستات غده‌ ای است که تنها در مردان یافت می‌ شود. این غده در زیر مثانه قرار دارد و مایعی به داخل منی ترشح می‌ کند.
سرطان پروستات نوعی بیماری است که در آن سلولهای بدخیم از بافتهای پروستات نشات می گیرد و به طور نامنظم و فزاینده‌ای تکثیر و منجر به افزایش حجم در هر یک از اجزای سلولی غده پروستات می‌شود.

سرطان پروستات دومین سرطان شایع بعد از سرطان ریه در میان مردان است. اطلاعات آماری و علائم بالینی میزان مرگ و میر ناشی از سرطان پروستات مبین سه طیف گسترده روند رشد این بیماری است. سرطان پروستات می‌تواند دارای رشد آهسته بوده و زمانی طولانی تا بروز علائم بالینی آن داشته باشد. در مواردی دیگر تومور به سرعت رشد کرده و تهاجم تومور به بافت‌های دیگر امکانپذیر می شود. در چنین مواردی مدت فاصله زمانی بین شروع بیماری و گسترش دامنه آن بسیار کوتاه است. مابین این دو طیف رشد، تومورهایی وجود دارند که سرعت روند رشد آنها در حد متوسطی است.

سرطان پروستات با نشانه‌های مرتبط با دفع ادرار و یا درد شکم تظاهر می‌کند. این نشانه‌ها با علائم بیماریهای رایجی مانند عفونت و هیتروفی (بزرگی) خوش خیم پروستات (Benign Prostatic Hyperplasia) مشترک است.

علائم هشدار دهنده سرطان پروستات عبارتند از:

۱-ادرار کردن پی در پی یا سخت ۲- جاری شدن ضعیف ادرار ۳- عدم توانایی در ادرار ۴- بی‌ اختیاری ادراری ۵ – جریان منقطع و ضعیف ادرار ۶- وجود خون در ادرار۷-  خروج منی همراه با درد ۸- درد مداوم قسمت پائین کمر ۹- سوزش ۱۰- ناتوانی جنسی

سبب‌شناسی سرطان‌ زایی پروستات:

علت ابتلا به سرطان پروستات هنوز ناشناخته است اما تحقیقات آماری و بالینی، روند بدخیمی بیماری سرطان پروستات را به این عوامل ارتباط می دهد:

سن ‌: سرطان پروستات اغلب در افراد سالمند دیده می‌شود و افراد زیر ۵۰ سال به ندرت به آن مبتلا می شوند. مردان بالای ۶۰ سال بیشتر در معرض خطر ابتلاء به سرطان پروستات هستند و باید بیشتر متوجه علائم هشدار دهنده این بیماری باشند.

عوامل ژنتیکی : سابقه ارثی سرطان پروستات عامل مهمی در ابتلا به این سرطان است. وجود سابقه سرطان پروستات بین اعضای نزدیک خانواده از جمله پدر و برادر احتمال ابتلا به این سرطان را افزایش می ‌دهد.

عوامل هورمونی :هورمون‌های استروئیدی (تستوسترون و آندروژنها) برای رشد و حفظ و عمل طبیعی آن در مردان بالغ نقش مهمی را ایفا می کند. افزایش میزان ترشح هورمون تستوسترون در خون اغلب موجب تسریع روند بدخیمی سرطان پروستات می شود.

تغذیه : رژیم غذایی دارای اثرات بالقوه ‌ای در پیشگیری و یا پیشتازی ایجاد سرطان پروستات به شمار می رود. مطالعات و تحقیقات علمی ثابت کرده ‌اند که سبزیجات حاوی مقادیر قابل توجهی ویتامین C و E، به خصوص گوجه فرنگی، عاملی محافظتی در مقابل سرطان پروستات تلقی می شوند در حالی که استفاده از مقادیر زیاد چربی حیوانی عامل مستعد کننده و پیشتاز در ایجاد سرطان پروستات شناخته شده است .  آقایانی که اسیدلینولئیک خونشان بالااست، بیشتر مبتلا می‌شوند.، لیکوپن(که در سیب‌زمینی است)، اسید چرب امگا-۳ و ماده معدنی سلنیوم، کم‌ مصرف می‌کنند بیشتر هم از سایرین احتمال ابتلا به سرطان را دارند. کاهش ویتامین D بدن هم می‌تواند احتمال سرطانی‌شدن پروستات را افزایش دهد.

مواد شیمیایی : تماس با مواد شیمیایی سرطان‌زا در محیط مانند کادمیم، که در تهیه برخی آلیاژها و باتری کاربرد دارد، عامل مستعد کننده و پیشتاز در ایجاد سرطان پروستات است. بعضی داروها و اقدامات پزشکی هم بر سرطان پروستات تأثیر دارند. به عنوان مثال، مصرف روزانه داروهای ضد التهابی مثل آسپیرین، ایبوپروفن یا ناپروکسن و همچنین استفاده مرتب از داروهای پایین‌آورنده چربی خون، مثل استاتین‌ها که برای بیماران قلبی تجویز می‌شود، می‌تواند خطر ابتلا به سرطان پروستات را کاهش دهد. از طرفی بعضی اقدامات پزشکی مثل وازکتومی یا بیماری‌هایی مثل عفونت یا التهاب پروستات و علی‌الخصوص بیماری‌های عفونی پروستات که از طریق جنسی منتقل می‌شوند (سوزاک، کلامیدیا و سیفیلس) خطر ابتلا به سرطان را افزایش می‌دهند و بالاخره چاقی و سطح بالای هورمون مردانه تستوسترون در خون نیز می‌تواند احتمال ابتلا به سرطان پروستات را بالا ببرد.

بیماری های مقاربتی : وجود بیماریهای مقاربتی احتمال ابتلاء به سرطان پروستات را افزایش می‌دهد.

الگوهای غربالگر سرطان پروستات

معاینه غده پروستات از طریق معاینه مقعد (Digital rectal examination) از الگوهای غربالگر سرطان پروستات است. در این روش پزشک از داخل مقعد بیمار، غده پروستات را معاینه می ‌کند. وجود سطح خشن و نامنظم بافت از علائم هشدار دهنده سرطان پروستات محسوب می ‌شود.

تومورهای سرطانی آنتی‌ ژن‌های مشخصی را تولید می ‌کنند که ممکن است از طریق آزمایش خون کشف شوند. آنتی ‌ژنی که به طور کامل توسط غده پروستات تولید می ‌شود، آنتی ‌ژن اختصاصی پروستات (Prostate Specific Antigen ,PSA) است. تشخیص سریع سرطان پروستات با اندازه‌ گیری آنتی‌ ژن اختصاصی پروستات از آزمایش های غربالگر این بیماری است. در بیمارانی که مبتلا به سرطان پروستات هستند، مقدار این آنتی ژن در سطح بالاتری است.

البته تنها سطح PSA در آزمایش خون فرد نمایانگر ابتلا به سرطان پروستات نیست. در برخی از موارد عفونت و یا ”بزرگی خوش ‌خیم“ حجم غده پروستات می ‌تواند سبب افزایش میزان PSA در خون شود. از این رو، ترکیب معاینه مقعد توأم با آزمایش تعیین سطح PSA از طریق خون روش دقیق‌تری برای تشخیص سرطان پروستات است و برای اطمینان بیشتر، در مراحل بعدی آزمایشات دیگری مانند تصویرنگاری باز آوای مغناطیسی (MRI)، سونوگرافی (Ultrasound)، توموگرافی کامپیوتری (CT SCAN) و نمونه ‌برداری از غده (Biopsy) نیز انجام می‌گیرد.

تشخیص به موقع بیماری، دست کم ۵ سال بیشتر به زندگی مبتلایان به سرطان پروستات اضافه می‌کند. توصیه می‌شود مردان در سنین بالای ۴۰ سال سالیانه مورد معاینه غده پروستات ازطریق معاینه مقعد قرار گیرند و در سنین بالای ۵۰ سال، هر سال آزمایش آنتی‌ژن مخصوص پروستات را انجام دهند.

درمان سرطان پروستات

با در نظر گرفتن شرایط بیمار ممکن است یک یا ترکیبی از این الگوها تجویز شود:

۱-تحت نظر گرفتن بیماری: در این روش بیمار به طور دقیق تحت نظر پزشک قرار می گیرد، بدون اینکه الگوی درمانی بر روی او اعمال شود. این روش برای بیمارانی تجویز می‌ شود که جراحی برایشان مفید نیست و یا رشد غده سرطانی پروستات آنها بسیار کند و آهسته است و در درازمدت تأثیر سوء بر سلامتی او نخواهد گذاشت.

۲-جراحی: برداشتن کامل غده پروستات (پروستکتومی Prostatectomy).

۳-کرایوتراپی (Cryotherapy) : استفاده درمانی از سرمای شدید. در این روش سوند (probe) سونوگرافی به داخل مقعد انداخته می شود تا پزشک تصویر محل مورد نظر را بر روی صفحه ببیند. در این روش پزشک با انداختن سوند درون غده پروستات از طریق شکاف کوچکی بین مقعد و کیسه حاوی بیضه‌‌ ها نیتروژن مایع را به غده پروستات هدایت می‌ کند. نیتروژن مایع در داخل بافت منجر به انجماد بافت و انهدام سلول‌های سرطانی بافت غده پروستات می‌ شود. کرایوتراپی روشی موثر برای درمان مقاطع کوچک ابتلا به سرطان است. احتمال آسیب دیدگی مثانه و التهاب دستگاه تناسلی از عوارض جانبی این روش است.

۴-شیمی درمانی: استفاده از داروهای شیمیایی منجر به انهدام سلولهای سرطانی می ‌شود. عوارض جانبی شیمی درمانی عبارتند از: ریزش موی سر و ابرو، کاهش گلبولهای سفید خون، ضعف سیستم ایمنی و دفاعی بدن، عفونت، احساس درد، خشکی دهان و پوکی استخوان.

۵-رادیوتراپی: از آنجا که تومور ممکن است بافتهای اطراف غده پروستات را در بر گرفته باشد انجام جراحی و برداشتن غده پروستات کافی نیست و هر تظاهری از وجود PSA در آزمایش حاکی از گستردگی تومور است. در چنین وضعیتی الگوهای درمانی وسیع‌ تری مانند رادیوتراپی پی ‌گیری می ‌شود. هدف از رادیوتراپی کنترل رشد سلولهای سرطانی است. تابش اشعه به محل تومور ممکن است به صورت خارجی یا داخلی باشد.

رادیوتراپی خارجی: در این روش بیمار در معرض تشعشع قرار می‌ گیرد. اشعه از چند زاویه مختلف از خارج از بدن به تومور هدایت می ‌شود. این روش کاملا بدون درد است و به مدت ۷ تا ۸ هفته ادامه دارد. ولی بیمار از عوارض جانبی مانند تحریک‌ پذیری مقعد، اسهال و خستگی مفرط ناشی از تابش پرتو گزارش می ‌دهد. اثرات اشعه ممکن است واکنشهای پوستی به صورت التهاب، خارش، سوزش، ترشح یا پوسته پوسته شدن پوست را به دنبال داشته باشد. تهوع، ‌استفراغ، بی‌ اشتهایی و آسیب‌های عروقی و تنفسی می تواند از دیگر عوارض جانبی رادیو تراپی باشد. همچنین رادیوتراپی ممکن است باعث سرکوب سیستم خونساز بدن و کاهش گلبولهای سفید و ضعف سیستم ایمنی بدن و نهایتا بروز عفونت شود .  رادیو تراپی داخلی یا براکی تراپی (Brachy therapy): براکی تراپی برای رساندن مستقیم مقدار زیادی اشعه به ضایعه بدخیم است. در این روش، در اتاق عمل با استفاده از سرنج‌ های نازک مواد یونیزه در بدن بیمار کاشته می‌ شود.

۶-هورمون درمانی : از آنجا که هورمون تستوسترون به رشد سرطان غده پروستات کمک می کند، هدف از هورمون درمانی کاهش هورمون جنسی در بدن است. این روش با به کارگیری داروهای ضد تستوسترون انجام می‌ گیرد و شامل تجویز هورمون استروژن به عنوان قرص است که تاثیر ضد تستوسترون دارد. عوارض جانبی استفاده از قرصهای حاوی استروژن شامل درد در پستان و رشد پستان است که با قطع مصرف قرص‌ ها از بین می ‌رود . جلوگیری از مرگ و میر ناشی از سرطان پروستات با تشخیص زودرس امکان‌پذیر است. اکنون با اطلاعات و روشهای جدید الگوهای درمانی، برای درصد بالایی از بیماران مبتلا به سرطان پروستات، امکان بهبودی کامل فراهم شده است.

پیشگیری
پیشگیری از سرطان پروستات با توجه و تنظیم عوامل خطر امکا‌ن‌پذیر است. تنظیم رژیم غذایی و کاهش مصرف چربی‌های حیوانی، استفاده از ویتامینE، D و ماده معدنی سلنیوم به طور روزانه،
استفاده از سویا در رژیم غذایی به خاطر وجود نوعی استروژن به نام فیتواستروژن در آن ممکن است از سرطان پروستات جلوگیری کنند. اثر بعضی داروها مانند فیناستراید و دوتاستراید با جلوگیری از تبدیل تستوسترون به دی‌هیدرو تستوسترون که فرم فعال آن است، هنوز در مرحله آزمایش قرار دارد و به طور گسترده از این داروها استفاده نمی‌شود.
آزمایش سالانه PSA و مراجعه به پزشک برای انجام معاینه انگشتی مقعد نیز هم از روش‌های مؤثر و هم غربالگری برای پیشگیری و تشخیص به موقع سرطان پروستات هستند.


سنتز کلسترول

تحقیق توسط دانشجوی محترم حضباوی

اهمیت زیست پزشکی :

کلسترول در بافت ها و در پلاسما به شکل کلسترول آزاد یا به شکل ذخیره ای آن، متصل به اسید چرب یا زنجیره بلند به صورت کلسترول استر وجود دارد. کلسترول یک لیپید آمفی پاتیک بوده و یک جزء ساختمانی ضروری غشاها ولایه ی خارجی لیپوپروتئین های پلاسماست. این ماده در بافت های مختلف از استیل کو آنزیم A ساخته می شود و پیش ساز تمامی استروئیدها شامل کورتیکواستروئیدها هورمون های جنسی، اسیدهای صفراوی و ویتامین D است. لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL) پلاسما وسیله حمل کلسترول و استرکلسترول به بافت های مختلف است. کلسترول آزاد بوسیله لیپوپروتئین با چگالی بالا (LDL) پلاسما در طی فرآیندی به نام انتقال معکوس کلسترول از بافت ها به کبد منتقل می شود و در آن جا یا به صورت کلسترول آزاد و یا بعد از تبدیل شدن به اسیدهای صفراوی از بدن رفع می شود.

 مراحل سنتز کلسترول :

مرحله اول : ساخته شدن موالونات از HMG-COA تحت اثر آنزیم HMG-COA reductase است. این واکنش مرحله ی تنظیمی اصلی مسیر سنتز کلسترول و محل اثر موثرترین داروهای کاهش دهنده ی کلسترول یعنی مهار کننده ی HMG-COA ردوکتاز( استاتین ها ) می باشد. 

مرحله دوم : ساخته شدن ایزوپنتیل پیروفسفات و دی متیل آمیل پیروفسفات (که هر ۲ ترکیب ۵ کربنه هستند) از موالونات.و این ۲ با هم ترکیب می شوند Geranyl pyrophoshosphat ساخته شود.

مرحله سوم Geranyl pyrophoshosphat با یک ایزوپنتیل پپروفسفات دیگر ترکیب شده و فارنسیل پیروفسفات را ایجاد می کند.

مرحله چهارم : فارنسیل پیروفسفات با یک فارنسیل پیروفسفات دیگر ترکیب می شود و یک ترکیب ۳۰ کربنه به نام اسکوالن (sqaalen) را تولید می کند.

مرحله پنجم : اسکوالن پیچ می خورد و ساختاری مانند هسته ی استرودید ایجاد می کند در نهایت لانوسترول را ایجاد می کند .

مرحله ششم : کلسترول از لانوسترول در غشای شبکه آندوپلاسمی ساخته می شود. و شامل تغییراتی در هسته ی استروئید و زنجیره جانبی است .

سنتز کلسترول با تنظیم HMG-COA ردوکتاز کنترل می شود.

تنظیم سنتز کلسترول تقریبا در آغاز مسیر دو مرحله HMG COA ردوکتاز صورت می گیرد. تنها سنتز کبدی کلسترول توسط کلسترول رژیم غذایی مهار می گردد. HMGCOA ردوکتاز در کبد بوسیله موالونات  کلسترول مهار می شود. کلسترول با فعال کردن یک فاکتور رونویسی به نام پروتئین متصل شونده به قسمت تنظیمی استرول، رونویسی HMG COA ردوکتاز را  مهار می کنند.

پروتئین متصل شونده بر قسمت تنظیمی استرول (SREBP) خانواده ای از پروتئین ها هستند که رونویسی ژن های دخیل در برداشت و متابولیسم سلولی کلسترول و لیپیدهای دیگر را تنظیم می کنند.

انسولین یا هورمون تیروئیدی فعالیت HMG COA ردوکتاز را افزایش می دهند در حالی که گلوکاگون یا گلوکوکورتیکوئیدها فعالیت آن را کاهش می دهند. فعالیت آنزیم بوسیله مکانیسم های فسفریلاسیون و دفسفریلاسیون به طور برگشت پذیری تغییر می کند. بعضی از این مکانیسم ها به CAMP وابسته اند و بنابراین فورا به کلوکاگون پاسخ می دهند. . LCAT پلاسما مسئول تولید تقریبا تمامی کلسترول استرپلاسمایی در انسان است.

فعالیت LCAT با HDL حاوی آپو AI مرتبط است. با استریفیه شدن کلسترول در HDL، یک گرادیان غلظتی به وجود می آید و کلسترول را از بافت ها و لیپوپروتئین های دیگر به داخل HDL  می کشاند و به این ترتیب HDL را قادر می سازد که در انتقال معکوس کلسترول شرکت نماید.

پروتئین انتقال دهنده ی استروکلسترول، انتقال استرکلسترول را از HDL به لیپوپروتئین های دیگر را تسهیل می کند. این پروتئین که با HDL مرتبط است در پلاسمای انسان یافت می شود . این پروتئین انتقال استرکلسترول از HDL به VLDL ، IDL و LDL را تسهیل می کند. در این فرآیند استرکلسترول با تری آسیل کلسترول معاوضه می شود و بدین ترتیب موجب کاهش مهار LCAT بوسیله محصول آن در HDL می شود.

 جنبه های بالینی :

کلسترول سرم با میزان بروز بیماری عروق کروز قلبی مرتبط است : در حالی که افزایش سطح کلسترول پلاسما به عنوان یک فاکتور اصلی درایجاد آترواسکلروز مطرح است، مشخص شده است که تری آسیل کلیسرول ها یک ریسک فاکتور منتقل می باشد. بیماری هایی که در آنها سطح VLDL ، IDL باقی مانده شیلومیکرون یا LDL به مدت طولانی در خون بالا باشد، (مثل دیابت ملینوس ، نفروز لیپیدی ، هیپوتیروئیدسیم و سایر حالات هیپرولیپیدی) غالبا با اترواسکلروز زودرس یا بسیار شدید همراهند.

رژیم غذایی می تواند نقش مهمی در کاهش کلسترول سرم داشته باشد، هر جند فاکتورهای ارثی بیشترین نقش را در تعیین غلظت کلسترول سرم بر عهده دارند، اما رژیم غذایی و فاکتورهای محیطی نیز در آن نقش دارند و از بین آن ها جایگزینی اسیدهای چرب دارای یک یا چند پیوند غیر اشباع مفیدترین روش است.

علت اثر اسیدهای چرب دارای چند پیوند غیر اشباع در کاهش کلسترول هنوز مشخص نیست. با این حال یکی از ارگانیسم های افزایش گیرنده های LDL (تنظیم افزایشی) بوسیله اسیدهای چرب دارای یک یا چند پیوند غیر اشباع در مقایسه با اسیدهای چرب اشباع است که موجب تشکیل ذرات vLDL کوچکتر می شوند که دارای کلسترول نسبتا بیشتری هستند و نسبت به ذرات بزرگتر با سرعت کم تری مصرف می شوند این ویژگی های اسیدهای چرب اشباع را می توان به عنوان ویژگی های آتروژنیک در نظر گرفت .

-    اختلالات اولیه لیپوپروتئین ها (دیس لیپوپروتئینمی) ارثی هستند. نقایص ارثی متابولیسم لیپوپروتئین به هیپو یا هیپرلیپو پروتئینمی اولیه منجر می شود. علاوه بر این بیماری هایی مثل دیابت ملیتوس ، هیپوتیروئیدیسیم، بیماری کلیه ، موجب الگوهای لیپوپروتئینی غیر نرمال ثانویه می شوند که بسیار شبیه حالات ارثی اولیه هستند.

-    نام چند نوع از اختلالات اولیه ی لیپوپروتئین های پلاسما : هیپولیپوپرونئینمی ، هیپرلیوپروتئینمی – هیپرکلسترولمی فامیلی – هیپرآلفا پروتئینمی فامیلی – کمبود لیپاز کبدی – افزایش لیپو پروتئین فامیلی

 مشتقات کلسترول :

کلسترول یش ساز تمامی استروئیدهای دیگر مثل کورتیکو استروئیدها ، هورمون های جنسی ، اسیدهای صفراوی و ویتامین D در بدن است. کلسترول هم چنین دارای نقش ساختمانی مهم در غشاها و لایه های خارجی لیپوپروتئین است .

 داروهای کاهش دهنده ی کلسترول

یک خانواده ی از داروها به نام استاتین ها کارآیی بالایی در کاهش کلسترول پلاسما و پیشگیری از بیماری قلبی دارد. استاتین ها HMG COA ردوکتاز را مهار می کنند و موجب تنظیم افزایشی گیرنده ی LDL می شوند.

استاتین هایی که در حال حاضر مصرف می شوند عبارتند از : آتورواستاتین ، لسیمواستاتین، فلوو استاتین و پراواستاتین. داروهای دیگری که استفاده می شوند شامل فیبرات ها هستند مثل کلونیترات و ژمفیبروزیل و اسیدنیکوتیک که با کاهش ترشح VLDL حاوی تری  آسیل گلسیرول از کبد، عمدتا موجب کاهش تری آسیل کلسترول های پلاسما می شوند علاوه بر این یک دارای جدید به نام ازتیمب که با مهار جذب کلسترول از طریق روده سطح کلسترول خون را کاهش می دهد اخیراً معرفی شده است. از تیمب به روده ی آزتیدنیون از مهار کننده های جذب کلسترون تعلق دارد.   

 

 


نیمسال تحصیلی

شروع نیمسال تحصیلی از ۱۴/۱۱/۱۳۹۱ می باشد.



به مناسبت ایام امتحانات


اراک- دانشکده پزشکی



آسکوربات

تصویر کریستالهای آسکوربات