بیوشیمی

وب سایتی برای علاقه مندان علوم زیستی

رتینوبلاستوما

نویسنده:
21 آوریل 13

تصاویر تومورهای رتینوبلاستوما در چشم، قبل و پس از شیمی درمانی

 

معصومه حقیقی علوم آزمایشگاهی نا پیوسته

خلاصه تحقیق

چشم , یکی از اعضا مهم وا صلی بدن انسان است که از بخشهای مختلفی تشکیل شده است که شامل :

1)      اربیت ← حفره کاسه چشم است

2)      کره چشم

3)      ملتحمه چشم  : الف ) ملتحمه پلکی   ب) ملتحمه بولبار. غدد اشکی هم در این قسمت هستند.

4)      کپسول تنون : یک غشا فیبروز است که کره چشم را از لیمبوس تا عصب اپتیک می پو شاند .

5)      صلبیه : قسمت سفید و متراکم چشم است .

6)      قرنیه : یک بافت شفاف در قسمت قدامی صلبیه است .

7)      یووه آ : از عنبیه تا مشیمیه تشکیل شده است . لایه عروق میانی چشم است .

8)      عدسی : یک ساختمان محدب , بدون عروق و کاملا شفاف که در پشت عنبیه قرار دارد .

9)      شبکیه : یک صفحه نازک , نیمه شفاف و چند لایه  از بافت عصبی است که سطوح داخلی 3 / 2 خلفی دیواره کره چشم را می پوشاند .

لایه های تشکیل دهنده شبکیه از خارج به داخل:

  1. اپیتلیوم پیگمانته رتین   
  2. لایه گیرنده های نوری (شامل سلولهای استوانه ای و مخروطی )
  3. غشا محدود کننده خارجی
  4. لایه هسته دار خارجی (حاوی هسته های سلولهای گیرنده نوری )
  5. لایه شبکیه خارجی (حاوی اتصالات سلولهای دو قطبی و افقی با گیرنده های نوری )
  6. لایه هسته دار داخلی (حاوی هسته های سلولهای دو قطبی )
  7. لایه  شبکیه داخلی ( حاوی اتصالات سلولهای گانگلیونی با سلولهای دو قطبی )
  8. لایه سلولهای گانگلیونی
  9. لایه رشته های عصبی ( حاوی آ کسون های سلولهای گانگلیونی که بسوی عصب بینایی می روند.)
  10. غشا محدود کننده داخلی 
  11. زجاجیه
  12. عضلات چشمی 

 سرطان چیست ؟

سرطان بیماریی است که افراد را بدون توجه به نژاد , جنس , وضعیت اقتصادی – اجتماعی و  فرهنگی  مبتلا می کند . با این حال برخی از سرطان ها در سنین , نژاد و گروه های جنسی خاصی بیشتر شیوع دارد . سرطان نتیجه پیدا شدن میتوز در یک سلول سوماتیک است که باعث تکثیر بی رویه سلوله می شود . عواملی که بعنوان سرطانزا شناخته شده اند در واقع عوامل جهش زا هستند . مجموعه ای از جهش های خاص همسو باید در یک سلول اتفاق بیافتد تا آن سلول دچار سرطان شود .

مجموعه ای از جهش های متفاوتی که تا کنون در مورد تومورهای مختلف , شناسایی شده اند .

یکی از اعضای اصلی بدن، چشم است و سرطان یکی از درگیریهای اساسی این عضو است . رتینو بلاستوما یک نئوپلاسم نادر جنینی با منشا شبکیه است . از بخشهای رده زاینده و سوماتیک در هر دو آلل RB1 ایجاد می شود. پروتئین رتینو بلاستوما یک پروتئین مهارکننده تومور است  که مربوط به کروموزوم  13 می باشد . شایعترین زمان ابتلا در کودکی است که در واقع اعصاب بنیادی درگیر می شود . بیماری به دو صورت ایجاد می شود :

1)      یک طرفه ← در یک چشم

2)      دو طرفه ← در دو چشم

بطور طبیعی افراد دو کپی از ژن رتینو بلاستوما روی کروموزوم 13 دارند . 50% بیماران با نقص در کپی اول متولد می شوند که معمولا از والدین به ارث رسیده است . فقدان یا غیر فعال بودن دو آ لل نشان دهنده شکل ژرمینال است .  93% موارد ابتلا غیر ارثی و 7% بصورت ارثی است .

علائم بیماری : 1) شفافیت مردمک   2)انحراف چشم   3) ریزش اشک   4) خونریزیهای داخل چشم 

تشخیص : معاینه بالینی – سونوگرافی چشم – سیتی اسکن چشم و مغز – MRI

از نظر اسیب شناسی : سلولهای بدخیم نور و اپتلیال که از سلولهای شبکیه منشا گرفته اند . سلولهای بزرگ + هسته آبی + نکروز مرکزی

درمان : 1 ) شیمیو تراپی و شیمی در مانی    2 ) پرتو درمانی یا رادیو تراپی   3 ) لیزر  4 ) سرما  

پیشگیری : وجود ندارد .

 معرفی تومورمارکر و بیماری

رتینو بلاستوما یک نئو پلاسم نادر بافت شبکیه است که از جهش های رده زاینده و سوماتیک یا هر دو منشا می گیرد . در هر دو , آ لل ژن RB1 ایجاد می شود. پروتئین RB1 یک مهارکننده تومور است که نقش مهمی در تنظیم پیشرفت سلول در حال تقسیم در طول چرخه سلولی و خروج سلولهای کامل از چرخه سلولی را دارد . جهش های RB1 مرتبط با رتینو بلاستوما در طول منطقه کد کننده پروموتور ژن رخ می دهدکه سبب از دست رفتن عملکرد RB می شود . جهش های RB1 شامل ناهنجاری های سیتوژنیک کروموزوم 13 , جایگزینی های تک – بازی , درج شدگی های و حذف     کوچک  می باشد. رتینو بلاستوما معمولا بصورت یک بیماری اتوزومال غالب با نفوذ کامل رخ می دهد . در حدود 40% بیماران با یک نقص در یک آ لل متولد می شوند  که  از یکی از والدین به ارث رسیده است . نقص دومین آ لل با یک موتاسیون جداگانه در چشم ایجاد می شود . میانگین سنی رتینو بلاستوما 2 سالگی است . بعد از بروز در یک چشم امکان در گیر شدن چشم دیگر تا بزرگسالی وجود دارد . وقتی فقدان یا غیر فعال بودن هر دو آ لل نرمال مشخص  می شود که بیماری به شکل ژرمینال ایجاد می شود که فرم غیر ارثی آن است ,یعنی در فرم ارثی یک آ لل غیر فعال است . در حدود 93% موارد غیر ارثی و در حدود 7% ارثی است . تومورایجاد شده ممکن است بزرگ یا کوچک باشد یا همراه به خورندگی شدید شبکیه باشد . این بیماری به دو قسمت تقسیم می شود 

  • یک طرفه ← که در یک چشم بروز می کند (70% )
  • دو طرفه ← که در دو چشم بروز می کند (30% )

اگر رتینو بلاستوما درمان نگرد کشنده می شود . با درمان مناسب حدود 85% از بیماران بعد از تشخیص عاری از بیماری می شوند . در بیماران امکان جهش و بروز نوع ثانویه هم وجود دارد . شایعترین نئوپلاسم های ثانویه استئوسارکوما , سارکومای بافت نرم و ملانوما است . اگر والدی رتینو بلاستومای دو طرفه داشته باشد خطر داشتن فرزند مبتلا 45% است و اگر والد ابتلای یک طرفه داشته باشد خطر ابتلای فرزند 15 – 7 % است . در 90% موارد کودکان مبتلا اولین افراد مبتلای خانواده هستند .

علائم بیماری :

  • شفافیت مردمک  , شایعترین علامت چشمی سفیدی رنگ چشم از ورای مردمک می باشد که به آن لوکوریا می گویند .
  • انحراف چشم
  • ریزش اشک
  • خونریزی های داخلی چشمی

 تشخیص بیماری :

مهمترین روش تشخیص , معاینه بالینی و گرفتن شرح حال و استفاده از اوپتال موسکوپ می باشد . در مراحل بعدی سونوگرافی و سیتی اسکن چشم و مغز و در نهایت MRI بسیار مفید است .

باید با توجه به شجره نا مه فرد بررسی های لازم از خون , مایع نخاع و مغز استخوان صورت گیرد . از نظر شکل , سلولهای مبتلا بزرگ ودارای هسته آبی هستند که وسط آن نکروز دارد . رسوب کلیسم نیز وجود دارد که عصب بینایی را در گیر می کند.

درمان :

  1. شیمیو تراپی و شیمی درمانی ( یکی از راههای درمان سرطان است  که در آن از داروهای مختلف برای مراقبت – درمان و یا کنترل سرطان استفاده می شود . داروهای شیمی درمانی داروهای سیت تو کسیک می باشند . سیتو به معنای سلول و توکسیک به معنی سمی و مسموم کننده می باشد که برای از بین بردن سلولهای بد خیم استفاده می شود . در حال حاضر بیش از 50 نوع داروی مختلف شیمی درمانی در دسترس می باشد . گاهی شیمی درمانی برای توقف رشد تومور بکار می رود و گاهی هم برای جمع و کوچک نمودن آن قبل از عمل جراحی استفاده می شود . انواع داروها : خوراکی – تزریقی – پمپ انفوزیون] به آهستگی به داخل رگ می رسد).
  2.  پرتو درمانی  (با استفاده از دستگاه های مولد اشعه X و دستگاه های مولد ذرات شتابدار صورت می گیردکه در این روش میزان زیادی اشعه  را به ضایعات سرطانی می رسانند  که میزان اشعه هم به حجم هدف مورد نظر بستگی دارد .)
  3. لیزر درمانی  ( ابتدا ماده ای بنام فتو سنسیتا یزر به بیمار تزریق می شود . این ماده 48 – 24 ساعت بعد از تزریق به صورت انتخابی در بافت سرطان تجمع می یابد . این ماده فقط نسبت به یک طول موج از اشعه لیزر حساسیت نشان می دهد . پش از تزریق ماده و تجمع آن در بافت سرطانی , اشعه لیزر با طول موج انتخابی , از طریق فیبر نوری به محل مورد نظر هدایت می شود که اثر چشمگیری در درمان بافت سرطانی دارد . )
  4. سرما

آنتی ژن اختصاصی پروستات

نویسنده:
20 آوریل 13

رویا نظم آبادی- رشته علوم آزمایشگاهی- مهر 91

 معرفی تومور مارکر به صورت کلی:

PSA در حال حاضر یکی از امید بخش ترین تومور مارکر های موجود است.این آنتی ژن ، یکی از تومور مارکر های مختص عضو می باشد.سرطان پروستات ، رتبه اول را در میان سرطان های مردان دارد و هنگامی که زود تشخیص داده شود(محدود به عضو باشد) به طور بالقوه می توان آن ار با پروستاتکتومی رادیکال به طور قطعی درمان کرد.

PSA گلیکو پروتئینی است که با غلظت بالایی در مجرای پروستات وجود دارد. موانع بزرگی چون بافت غده ای پروستات و ساختمان عروقی بین مجرای پروستات و جریان خون قرار گرفته است. این سدهای محافظ به هنگام بیماری هایی مثل سرطان ، عفونت و هیپرتروفی خوش خیم باز میشوند.

PSA در تمامی مردان قابل سنجش است ، اما سطح آن در مبتلایان به سرطان پروستات افزایش چشمگیری پیدا می کند.

سطوح بالای PSA  در ارتباط با سرطان پروستات است. سطح آن در بیشتر از 80 درصد مردان مبنلا به سرطان پروستات بیش از 4ng/ml بوده است. هرچه سطح PSA بالاتر باشد ، حجم توده توموری نیز بزرگتر است. افزون بر آن ، سنجش PSA آزمون حساسی برای پایش پاسخ به درمان نیز می باشد.

ساختار شیمیایی:

PSA یک گلیکوپروتئین تک زنجیره ای مرکب از 237 اسید آمینه و چهار زنجیره جانبی کربوهیدرات در محل اسیدهای آمینه 45 (آسپاراژین)،69(سرین)،70(ترئونین)؛71(سرین) به زنجیره اصلی متصل است.نقطه ایزوالکتریک PSA به دلیل ایزوفرم های گوناگون آن از 6.8 تا 7.2 است.

ژن PSA (KLK3) بر روی کروموزوم 19q13.41 واقع شده است.شباهت این ژن به ژن کالیکرئین -1 ، 82% است. PSA  از نظر عملکرد ، یک پروتئاز سرینی از خانواده کالیکرین است و منحصراً توسط سلول های اپیتلیال انگورک ها و مجاری غده پروستات تولید می شود. PSA به داخل مجرای غده پروستات و مایع سمینال ترشح می گردد و به عنوان بخشی از فرآیند میعان لخته سمینال ، یک پروتئین مختص وزیکول سمینال را به چند پروتئین دارای وزن مولکولی کمتر می شکند. بنابراین ، PSA فعالیتی مشابه کیموتریپسین و تریپسین دارد.گزارش شده است که هضم خود به خودی PSA در سه محل احتمالی LYC185،ARG85،LYS148 انجام می شود. اضافه نمودن مهارکننده های پروتئاز می تواند در جلوگیری از هیدرولیز خود به خودی PSA در محلول مهم باشد.

نقش بیوشیمیایی در سلول های طبیعی یا تومور ها:

PSA در گردش خون ، هم به شکل آزاد و هم به صورت ترکیبی وجود دارد. قسمت اعظم PSA در ترکیب با مهار کننده پروتئاز a1 – آنتی کیموتریپسین (ACT) (MW=100000) یا در ترکیب با a2 – ماکروگلوبولین (AMG) وجود دارد.جزء کمتر آن ، PSA آزاد است(fPSA با وزن مولکولی 28430).اکثر روش های ایمونواسی ، PSAآزاد و PSA ترکیب شده با ACT (و نه PSA ترکیب شده با AMG) را اندازه گیری می کند.در مایع سمینال انسان ، PSA می تواند به 5 ایزوفرم تقسیم شده یاشد. PSA-A و PSA-B ، آنزیم های فعال و دست نخورده ای هستند که قادرند با ACT  ترکیب شوند. PSA-C ، PSA-D و PSA-E اَشکالی هستند که پیوند های دی سولفیدی آن شکسته شده است ؛ این ایزوفرم ها فعالیت آنزیمی ندارند.یا فعالیت آن های بسیار کم است.اَشکال غیر فعال f PSA از سه نوع مولکولی مجزا (bPSA ،p PSA و i PSA) تشکیل شده اند. bPSA  موجود در بافت عموماً در ناحيه انتقالي پروستات واقع شده است و بخشي ازfPSA‌ در سرم بيماران مبتلا به BPH است.pPSA در ناحيه محيطي پروستات واقع شده و بخشي از fPSA در سرم بيماران مبتلا به سرطان را تشكيل مي دهد.

ارزش تشخيصي و سرطان هاي مربوطه:

PSA براي غربالگري ،‌مرحله بندي ،‌و پايش درمان و عود سرطان پروستات استفاده مي شود.

تست PSA به خودي خود در غربالگري و تشخيص مراحل اوليه سرطان پروستات موثر نيست زيراPSA ، مختص بافت پروستات (و نه مختص سرطان پروستات )‌است.BPH يك مشكل شايع در مردان بالاي 50 سال است. مطالعات نشان داده اند كه مقدار PSA در بيماران مبتلا در BPH  ، مشابه مقدار آن در بيماران مبتلا به سرطان پروستات است ولي با اين حال از نظر آماري با مقدار آن در بيماران مبتلا به مراحل اولیه سرطان پرستات (به عبارت دقيق تر، در بيماراني كه سرطان، مربوط به پروستات آنها مي باشد) تفاوت دارد.متأسفانه همپوشاني مقاديرPSA بين اين دو گروه به حدي زياد است كه تعيين حد تشخيصي براي PSA (چه 4 و چه 10 ميكروگرم در ليتر)‌تقريباً‌ ناممكن است.استفاده از PSAسرم به همراه معاينه پروستات با انگشت و پس از آن سونوگرافي از راه ركتوم تشخيص دقيق تر و حساس تري نسبت به معاينه انگشت به تنهايي به دست مي دهد.

PSA با مرحله باليني سرطان پروستات ارتباط دارد؛ بالا بودن غلظت PSA ،‌و بالا بودن درصد افزايش PSA در بيماران ،‌با پيشرفته بودن مرحله بيماري رابطه دارد.با اين وجود نمي توان براي تعيين مرحله بيماري ،‌به تنهايي به تستPSA اكتفا كرد.

همچنين مشخص شده است كه PSA با مرحله پاتولوژيك گسترش تومور با متاستاز مطابقت مي كند.مراحل پيشرفته پاتولوژيك با بالا بودن غلظت PSA در سرم ارتباط دارند.غلظت PSA در بيماراني كه سرطان در آنها محدود به پروستات مي باشد، ‌به ندرت بيشتر از ug/L50 است ،‌كه اين مسئله نشان مي دهد كه غلظت ug/L50 يا بيش تر از آن، ‌به احتمال بيشتر حاكي از گسترش خارج كپسولي تومور است. از آنجا كه مقدار PSA در بين مراحل مختلف بيماري همپوشاني چشمگيري دارد، نمي توان از‌آن براي تعيين مرحله پاتولوژيك در يك فرد استفاده كرد. بنابراين نبايد از PSA به تنهايي براي روشن شدن اينكه سرطان پروستات محدود به عضو مي باشد ، استفاده كرد و اينكه بيمار احتمالاً كانديد پروستاتكتومي راديكال است يا نه. غلظت PSA ميتواند به عنوان يك راهنما در ارزيابي وجود متاستاز عمل كند و در اين مورد مفيد تر است. بيماراني كه غلظت PSA در آنها كمتر از ug/L20 باشد، ‌ندرتاً متاستاز هاي استخواني دارند. مطالعات نشان داده اند كه PSA مي تواند در بيماراني كه به تازگي تشخيص پروستات بر روي آنها گذاشته شده و درمان نشده اند و غلظت PSA سرم آنها پايين است(كمتر از ug/L10) و هيچگونه علامتي دال بر درگيري سيستم عضلاني ندارند،‌جايگزين اسکن راديونوكلئيد استخوان بشود.

روش هاي اندازه گيري:

براي اندازه گيري PSA ،‌هم سنجش هاي مرسوم و هم سنجش هاي فوق حساس وجود دارند.

سنجش هاي مرسوم

براي اندازه گيري PSA ،ايمونواسي هاي تجاري مورد استفاده قرار مي گيرند.مانند ايمونواسي الكتروكمي لومينه سنت،ايمیونوهيستوشيمي، يا راديو ايمیونواسي. اكثر آن هاي از برچسب هاي غير ايزوتوپي نظير آنزيم فلوئورسانس، يا لومينسانس شيميايي استفاده شده است.اكثر اين سنجش ها به صورت اتوماتيك در يك سيستم ايمونواسي انجام مي شوند.سنجش هاي متفاوت و يا سنجش هاي يكسان با معرف هاي گوناگون ممكن است نتايج متفاوتي ايجاد كنند. دليل يك چنين تفاوت هايي ، تغيير در كاليبراسيون سنجش ،‌گوناگوني در سري توليد ،‌زمان واكنش سنجش ،‌ ماتريكس هاي معرف، حساسيت سنجش و عدم دقت است.

سنجش های فوق حساس

محدوده های تشخیصی سنجش های فوق حساس PSA ، ug/L0.001-0.01 است که به طور چشمگیری کمتر از محدوده تشخیصی سنجش های مرسوم PSA است. کاربرد اصلی PSA فوق حساس ، تشخیص سرطان پروستات باقی مانده پس از پروستاتکتومی است.

روش های فوق حساس همچنین در اندازه گیری PSA در زنان مفید هستند زیرا غلظت طبیعی PSA در زنان کمتر یا مساوی ug/L0.01 است.افزایش PSA در زنان در طول بارداری و در سرطان پستان دیده می شود.

 

 

دامنه مرجع آنتی ژن اختصاصی پروستات سرم بر اساس سن

دامنه سنی

سفید پوستان

49-40

2.5 – 0.0

59-50

3.5-0.0

69-60

4.5-0.0

79-70

6.5-0.0

  

 

 

 

 

 

 

 

 

گیرنده های استروژن و گیرنده های پروژسترون

نویسنده:
20 آوریل 13

فاطمه محمودیان

خلاصه تحقیق

گیرنده های استروژن (ER) و گیرنده های پروژسترون (PR) اعضای خانواده­ی گیرنده های هورمونی استروئیدی هسته ای اند.این گیرنده ها در سرطان پستان به عنوان شاخص مهمی برای درمان هورمونی مورد استفاده قرار می گیرند.

گیرنده های استروژن  و  هستند دو نوع PR به نام های PR-Aو PR-B نیز وجود دارند.

اندازه گیری ER در بافت توموری پستان به عنوان شاخص پیش گویانه و در تعیین احتمال درمان هورمونی مفید است.

بیمارانی که از نظر گیرنده های استروژن و پروژسترون،مثبت هستند به درمان هورمونی پاسخ می دهند و آنهایی که گیرنده ندارند با استفاده از سایر روش های درمانی نظیر شیمی درمانی مداوا خواهد شد. داروهای مختلف برای انواع سرطان های مختلف وجود دارد.

داروهای Trastuzumab و Lapatinib درمان هایی با هدف HER2 هستند که ممکن است برای سرطان سینه با HER2 مثبت تجویز شود.

داروی آواستین،داروی مهار کننده عروقی خونی یکی دیگر از داروهای شیمی درمانی سرطان سینه می باشد.

عوامل ضد هورمونی تاموکسینن ، آناستروزول در درمان کمکی زنان یائسه با سرطان سینه در مرحله­ی اولیه که تومورهای آنها گیرنده استروژن را بیان می کند مؤثر خواهد بود

معرفی تومور مارکر به صورت کلی

گیرنده های استروژن و پروژسترون در سرطان پستان به عنوان شاخصی برای درمان هورمونی مورد استفاده قرار گرفته اند. بیمارانی که از نظر گیرنده های استروژن و پروژسترون، مثبت هستند به درمان هورمونی پاسخ می دهند. آنهایی که گیرنده ندارند، با استفاده از سایر روش های درمانی نظیر شیمی درمانی مداوا خواهند شد. گیرنده های هورمونی هم چنین به عنوان عوامل تعیین پیش آگهی در سرطان پستان عمل می کنند.

بیمارانی که از نظر گیرده های استروژن و پروژسترون، مثبت هستند، پیش آگهی بهتری دارند.

“ساختار شیمیایی و نقش بیوشیمیایی”

گیرنده های استروژن (ER) و گیرنده های پروژسترون (PR) اعضای خانواده گیرنده های هورمونی استروئیدی هسته ای هستند و در فعال شدن رونویسی با هدایت هورمون نقش دارند.ERها و PRها در یک کمپلکس پروتئینی بزرگ وجود دارند و با اتصال هورمون به این گیرنده ها به سمت هسته مهاجرت می کنند و به ONA متصل می شوند . رونویسی را فعال می سازند.

استروژن و پروژسترون، هرکدام حداقل دو گیرنده مجزا دارند. گیرنده های استروژن ER و ER  هستند که از روی ژن های جداگانه رونویسی می شوند. دو نوع PR به نام های RR-A و PR-B نیز وجود دارند و هردوی آنها از روی یک ژن رونویسی می گردند. PR-A فاقد 165 اسید آمینه اول PR-B است. ERها و PRها در بافت های نظیر رحم، غده هیپوفیز، هیپوتالاموس و پستان یافت می شوند و به نظر می رسد که در پیدایش و پیشرفت تومور نقش داشته باشند.

علاوه بر آن، وضعیت ERها و PRها با پیش آگهی و پاسخ به درمان مطابقت دارد، بنابراین، اندازه گیری غلظت ERها و PRها از نظر بالینی مفید است.

نتایجی که از موش های فاقد ER  و ER  به دست آمده نشان می دهد که این دو شکل ER ممکن استنقش های بیولوژیکی متفاوتی داشته باشند. در حقیقت، وقتی ER  و ER  به طور همزمان در نورون ها بیان می شوند، سیگنال داخل سلولی متفاوتی داشته و پاسخ های متابولیکی متفاوتی ایجاد می کنند.

مشخص شده ER  ممکن است در تمایز سلول های بدن نقش داشته باشد، در حالی که ER  ممکن است در انعطاف پذیری سنیاپس نقش داشته باشد، بنابراین هردو طی تکامل و بلوغ نورون نقش دارند.

ER  و ER  انروژن نقش متفاوتی را در رحم بازی می کنند. 17-بتااسترادیول بیان ژن گیرنده پروژسترون (PR) را تنظیم کرده و بافت رحم و پستان را برای پاسخ به پروژسترون آماده می کند.

ER  مسئول تنظیم کاهشی PR در اپی تلیال لومن است. بنابراین بیان تمایزی ER  و ER  در انواع سلول های خاص، نوع پاسخ به 17-بتااسترادیول را تعیین می کند.

 ارزش تشخیصی و سرطان های مربوطه

اندازه گیری ER در بافت توموری پستان به عنوان شاخص پیشگویانه و در تعیین احتمال درمان هورمونی مفید است. 60% بیماران مبتلا به کارسینوم پستان تومورهایی دارند که از نظر ER مثبت اند. احتمال پاسخ به درمان اندوکرین نظیرtamonifen، toremifeneو drolonifene در تومورهای ER مثبت 7 تا 8 برابر بیشتر است. علاوه بر آن بیانیه مورد اتفاق نظر مؤسسه ی ملی سرطان آمریکا پیشنهاد می کند که تمتم بیماران مبتلا به سرطان پستان که ER مثبت هستند باید صرف نظر از سن، وضعیت یائسگی، وضعیت گره های منفی یا اندازه تومور، تحت درمان هورمونی قرار گیرند. 95% از بیماران مبتلا به تومورهای ER منفی به درمان پاسخ نمی دهند. هرچقدر که محتوای ER تومور بیشتر باشد، میزان پاسخ به درمان اندوکرین بیشتر است. تقریباً  از زنان قبلا به کارسنیوم متاستاتیک پستان به دنبال انواع گوناگون درمان های اندوکرینبرای پایین آوردن غلظت استروژن آنها، بهبودی قابل مشاهده پیدا می کند. یک چنین درمان هایی عبارتند از برداشتن تخمدان ها، برداشتن هیپوفیز و برداشتن غده فوق کلیه (درمان تخریبی) و تجویز آندروژن ها و داروهای ضد استروژن (درمان افزودنی). به عنوان یک شاخص پیشگویانه، مثبت بودن ER حاکی از یک پیامد 5 ساله ی بهتر است با این وجود پس از 5 سال، تومورهای ه ی بهتر است با این وجود پس از 5 سال، تومورهای ER منفی پیش آگهی بهتری دارند.

سنجش PR یک روش کمکی مفید برای سنجش ERهاست.

از که آنجا که به نظر می رسد سنجش PR وابسته به عمل استروژن باشد، اندازه گیری فعالیت PR تأثیر می کند که تمام مراحل عمل استروژن به طور کامل انجام شده است. در حقیقت، بیماران مبتلا به سرطان پستان متاستاتیک* که تومورهای ER مثبت و PR مثبت دارند به میزان 75% به درمان اندوکرین پاسخ می دهند. درحالی که آنهایی که تومورهای ER مثبت و PR منفی دارند 40% به این درمان پاسخ می دهند. علاوه بر اینها تنها 25% از بیماران ER منفی/ PR مثبت به درمان اندوکرین پاسخ می دهند. در حالی که کمتر از 5% از بیماران ER منفی/ PR منفی به درمان پاسخ می دهند. درصد نمونه های مثبت در زمانی که یائسه هستند نسبت به آنهایی که قبل از یائسگی به سرور می برند، بیشتر است.

“روش های اندازه گیری”

متدولوژی آنالیتیک:

سنجش های immunocytochemical برای اندازه گیری گیرنده های هورمون استروئیدی استفاده می شوند. روش های کلاسیک کمّی بیوشیمیایی برای سنجش گیرنده های استروئیدی در نمونه های بافت توموری (سنجش تیتراسیون) ایمونواسی های آنزیمی، هر دو کنار گذاشته شده اند زیرا سنجش هایimmunocytochemical، ارزانتر آسانتر اند و زمان کمی نیاز دارند و برروی بافت کمی قابل اجرا هستند.

سنجش هایimmunocytochemical از آنتی بادی های مونوکلونال برای تشخیص پروتئین های گیرنده استروئیدی در برش های بافتی منجمد،بافت های خوابانده شده در پارافین،آسپیره های تهیه شده با سوزن نازک و افوزیون های بدخیم،استفاده می کنند،در این روش­ها آنتی بادی های مونوکلونال اولیه با برش نازک افوزیون بافت که بر روی لام میکروسکوپ قرار داده شده است برای مدت زمانی نگه داشته می شود.تعیین محل گیرنده برای مشاهده­ی آن متقابلاً با رنگ آمیزی غیر مستقیم ایمونو پراکسیداز انجام می شود.در نمونه هایی که حداقل 20% از سلول های بدخیم رنگ بگیرند،معمولاً از نظر داشتن گیرنده،مثبت به حساب می آیند.سنجش­های  munocytochemical تحت تأثیر استروژن ها،ضد استروژن ها یا پروتئین های متصل شونده به استروئید قرار نمی گیرند. علاوه بر آن روش های immunocytochemical این امکان را فراهم می آورند که محتوای گیرنده به طور ویژه ای در سلول های بدخیم مورد بررسی قرار گیرند.

روش های درمان (شیمی درمانی)

شیمی درمانی پیش از درمان جراحی در درمان سرطان پیشرفته­ی سینه مؤثر است.در این روش از داروهای شیمیایی به منظور از بین بردن سلول های سرطانی استفاده می شود.شیمی درمانی سیستمیک از طریق تزریق دارو در رگ های بیمار انجام می شود.

داروهای متفاوتی برای انواع سرطان های مختلف مفید می باشند.

داروهای Trastuzumab و Lapatinib درمان هایی با هدف HER2 هستند که ممکن است برای سرطان سینه با HER2 مثبت تجویز شود.

داروی آواستین،داروی مهار کننده عروق خونی (به نام ضد anagiogenic) یکی دیگر از داروهای شیمی درمانی سرطان سینهه می باشد.

عوامل ضد هرمونی تاموکسین،آناستروزول در درمان کمکی زنان یائسه با سرطان سینه در مرحله­ی اولیه که تومورهای سینه آنها گیرنده استروژن را بیان می کند مؤثر خواهد بود.

منابع:کتاب تیتر و دولین

P.selectin

نویسنده:
20 آوریل 13

الهام رضوانی و فاطمه افرایی

مقدمه: مولکول های چسبندگی سلول ، اتصالات بین سلولی مخصوصا در سلول های اپی تلیال را فراهم می کنند و به دو دسته ی اصلی تقسیم می شوند :

1. مولکولهای وابسته به کلسیم که شامل کدهرین ها و سلکتین ها است

 2. مولکول های غیروابسته به کلسیم که شامل اینتگرین ها و ابرخانواده ی ایمنوگلوبولین ها است سلکتین ها سلکتین ها پروتئین هائی غشائی هستند که همانند کدهرین ها فعالیت آن ها وابسته به کلسیم است.

 چون سلکتین ها دارای ناحیه ی قابل اتصال به قندها می باشند از دسته ی لکتین ها محسوب می شوند. سلکتین ها در عبور لکوسیت ها از مویرگ و ورود آن ها به بافت همبند نقش دارند. سلکتین های سطح سلولی به سه دسته تقسیم می شوند : 1. E.selectinدر سلول های اندوتلیال یافت می شود. 2. L.selectinدر لکوسیت ها دیده می شود. 3. P.selectinدر سطح پلاکت ها یافت می شود. در این تحقیق ساختار و عملکرد P.selectin مورد بررسی قرار گرفته است. P.selectin

 P.selectin پروتئینی است که در انسان ها توسط ژن SELP رمزگذاری می شود. P.selectin به عنوان یک مولکول چسبندگی سلول (CAM) روی سطوح سلول های فعال شده ی اندوتلیال که سطح داخلی رگ های خونی را می پوشانند و پلاکت های فعال شده عمل می کند. این پروتئین در سلول های اندوتلیال غیرفعال در گرانول هایی به نام اجسام weibel – palade و در پلاکت های غیرفعال در α-گرانول ها ذخیره می شود. CD62P ، پروتئین های غشایی گرانول 140 (Gmp_140) و گرانول های حاوی پروتئین غشای خارجی وابسته به فعال سازی پلاکت (PADGEM) اسامی دیگر P.selectin هستند. این پروتئین اولین بار در سال 1989 در سلول های اندوتلیال شناسایی شد. ژن و تنظیم آن P.selectin در انسان روی کروموزوم 4q21-q21واقع شده است که دامنه یا گنجایش آن (span) بیش از 50 kb می باشد و حاوی 17 اگزون است.P.selectin در نقش یک مولفه ی سازنده روی مگاکاریوست ( پیش ساز پلاکت ها ) و سلول های اندوتلیال بیان می شود. بیان P.selectin از دو مکانیسم مجزا تشکیل شده است. اول اینکه P.selectinتوسط مگاکاریوست ها و سلول های اندوتلیال سنتز می شود و در آنجا در غشای گرانول های ترشحی ذخیره می شود. وقتی مگاکاریوست ها و سلول های اندوتلیال در اثر فعالیت آگونیست ها ( هم کنش ها ) مثل ترومبین فعال می شوند P.selectin به سرعت از گرانول ها به غشای پلاسمایی منتقل می شود. مکانیسم دوم به این صورت است که افزایش سطح mRNA و پروتئین P.selectin توسط واسطه های التهابی مثل فاکتور نکروز تومور factor-a (TNF-a)، LPS، اینترکولین 4 (IL-4)القا می شود و حال آنکه TNF-a یا LPSدر سلول های اندوتلیال انسان برخلاف موش ربطی به افزایش P.selectin ندارد.

افزایش سنتز P.selectin ممکن است نقش مهمی درrتحویل پروتئین به سطح سلول داشته باشد. ساختار P.selectin در سلول های اندوتلیال و پلاکت ها یافت می شود که در آن سلول ها به ترتیب در اجسام weibel _ palade و α-گرانولهاذخیره می شود. P.selectinدر سلول های اندوتلیال در پاسخ به سیتوکین های التهابی مثل IL-4 و IL-13 به غشای پلاسمایی منتقل می شود. منطقه ی خارج سلولی P.selectin مثل سایر انواع سلکتین ها از سه دامنه ی متفاوت تشکیل شده است. دامنه ی شبه لکتین نوع C در انتهای N یک دامنه ی شبه EGF و دامنه ی شبه پروتئین متصل شونده به کمپلمان ( همانند پروتئین های تنظیمی کمپلمان :CRP ) که توالی های مورد توافق کوتاهی ( تقریبا 60 آمینو اسید ) دارد. تعداد توالی های CRP ویژگی اصلی است که نوع سلکتین در منطقه ی خارج سلولی را متمایز می کند. در انسان P.selectinنه توالی دارد در حالی که E.selectinششوL.selectinتنهادوتوالیدارد. P.selectinبا منطقه ی تراغشایی ( trancemembrane) که یک منطقه ی دنباله ای سیتوپلاسمی کوتاه به دنبال آن قرار می گیرد ثابت می شود ( لنگر می اندازد ). لیگاند لیگاند اصلی P.selectin لیگاند گلیکوپروتئین-1 ( PSGL-1 )است که تقریبا روی تمام لکوسیت ها بیان می شود هرچند P.selectin به هپاران سولفات و Fucoidan نیز متصل می شود. PSGL-1 روی سلول های مختلف خون مثل نوتروفیل ها ، ائوزینوفیل ها ، لنفوسیت ها و مونوسیت ها واقع شده است که موجب به هم وصل شدن و چسبندگی این سلول ها می شود. البتهPSGL-1 مختص به P.selectin نیست چون می تواند به عنوان لیگاند برای انواع دیگر سلکتین ها نیز عمل کند. عملکرد P.selectinیک نقش بنیادی در بسیج اولیه ی لکوسیت ها و گلبول های سفید خون به طرف محل زخم و آسیب در جریان التهاب ایفا می کند.

وقتی سلول های اندوتلیال در جریان التهاب توسط مولکول هایی مثل هیستامین یا ترومبین فعال می شوند P.selectin از جایگاه درون سلولی به طرف سطح سلول اندوتلیال حرکت می کند. ترومبین یک آغازگر و راه انداز است که می تواند آزاد شدن P.selectin از سلول اندوتلیال را تحریک کند. مطالعات اخیر یک مسیر اضافی مستقل از Ca2+برای دخالت در آزادسازی P.selectin پیشنهاد می کند. لیگاندهای P.selectin روی ائوزینوفیل ها و نوتروفیل ها ساختارهای سیالیلاته شده ی حساس به پروتئاز و مقاوم به اندو- بتا – گالاکتوسیداز هستند که با لیگاندهایی که برای E.selectin گزارش شده اند تفاوت آشکار دارند و نشان می دهند که نقش های E.selectin و P.selectin در جریان بسیج لکوسیت ها در طی پاسخ التهابی متفاوت است. P.selectin در بسیج شدن و تجمع پلاکت ها در سطح رگ های آسیب دیده نیز بسیار مهم است.

در پلاکت های خاموش (quiescent platelet) ، P.selectin روی دیواره ی داخلی α-گرانولها واقع شده است. فعال سازی پلاکت ( از طریق آگونیست هایی مثل ترومبین ، کلاژن نوع IIو ADP) به تلنگر غشا ( membrane flipping )منجر می شود که در این کت حالت پلاکت ها ، α-گرانول و گرانول های متراکم آزاد می کنند و دیواره های داخلی گرانول ها با بیرون سلول مواجه می شوند. سپس P.selectin از طریق اتصال پلاکت – فیبرین و پلاکت – پلاکت تجمع پلاکت ها را موجب می شود. P.selectin از طریق پروتئین های ثابت سازی یا لنگراندازی که هنوز به خوبی توصیف نشده اند به اکتین اسکلت سلولی متصل می شود. نقش P.selectin در سرطان P.selectin همانند E.selectin یک نقش عملی در متاستاز تومور دارد. P.selectin هم روی سطح سلول های اندوتلیال تحریک شده و هم روی پلاکت های فعال شده بیان می شود و به سلول های سرطانی کمک می کند برای متاستاز به داخل جریان خون حمله کنند و به ترتیب با فاکتورهای رشد چندگانه در محل مجهز می شود.

علاوه بر این معلوم شده است که پلاکت ها با تشکیل کمپلکس E با لکوسیت ها و سلول های تومور در سیستم عروقی ما که به نظر می رسد در توقف میکرو آمبولی های در اندام های دوردست تاثیر دارند ، متاستاز تومور را تسهیل می کنند. آزمایشات در محیط زنده بر روی موش ها نشان دادند که کاهش پلاکت های در گردش می تواند متاستاز سرطان را کا هش دهد. الیگوساکارید Lewis x سیالیلاته شده ( sLe(x) ) که روی سطح سلول های تومور بیان می شود و P.selectin و E.selectin می توانند آن را تشخیص دهند یک نقش کلیدی در متاستاز تومور ایفا می کند. البته در دودمان سلول سرطان سینه 4T1 فعالیت E.selectinوابسته به sLe (x) است در حالی که فعالیت P.selectin مستقل از sLe (x) است. این امر نشان می دهد که اتصال P.selectin مستقل از Ca2+ است و وابسته به سولفاسیون (sulfation) است.

یکی از لیگاندهای سولفات دار کندروئتین سولفات یک نوع گلیکوزآمینوگلیکان(GAG)است. فعالیت آن در متاستاز تومور با افزودن هپارین که در متوقف کردن متاستاز تومور نقش دارد بررسی و مطالعه شده است. علاوه بر GAGها موسین نیز در متاستاز تومور با واسطه ی P.selectin اهمیت دارد. حذف انتخابی موسین در محیط زنده (vivo) و محیط vitro به کاهش بر هم کنش بین P.selectin و پلاکت ها منجر می شود. مدت هاست که معلوم شده است هپارین فعالیت ضد هپاراناز نشان می دهد ، یعنی یک اندوگلیکوزیداز را از تجزیه ی هپارین سولفات باز می دارد و به طور موثری مانعP.selectin می شود. با وجود تاثیر چشمگیر هپارین روی پیشرفت تومور که در تعداد ی آزمایش بالینی مشخص شده است ، استفاده از هپارین به عنوان عامل ضد سرطان به دلیل این خطر که ممکن است عوارض خونی نامطلوبی را القا کند ، محدود شده است.با توجه به این دلایل ، امروزه ساخت ترکیبات جدیدی که P.selectin را هدف قرار می دهند برای درمان سرطان در حال بررسی است. از میان آن ها فعالیت بازدارندگی دایمرهای نیمه سنتتیک با اتصال C-C تری مانوز سولفاته ( STMCs) برای P.selectin با کم شدن متاستاز تومور در مدل های زنده ی حیوانی به اثبات رسیده است ، که حاکی از این است که برای متوقف شدن انتشار و پخش تومور باید از بر هم کنش بین سلول تومور و سلول اندوتلیال جلوگیری شود.

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده:
15 آوریل 13

T₃,T₄وتیروگلوبولین

نویسنده:
26 مارس 13

با تشکر از دانشجویان محترم:مریم اسکندری و فاطمه سلیمانی

هورمون های تیروئیدی (خصوصاٌT₄وT₃) از جمله مهمترین هورمون های بدن هستند که اعمال مهمی را بر عهده دارند . ابتــــدا به شکل خاص نحوه ی ساخت هورمون های تیروئیدی را بیان کرده ،سپس نحوه ی انتقال  وعملکرد این هورمون ها را بررسی نموده  ودر نهایت اختلاف مسیر عملکرد ومتابولیسم این هورمون ها وبیماری های  مربوط به آنها را توضیح خواهیم داد .

آناتومی غده ی تیروئید:

تیروئید غده ای پروانه ای شکل است  که در جلوی گردن درست بالای نای واقع شده است .واحدهای ترشحی غده ی تیروئید فولیکول ها هستند که یک ماده ی غیر شفاف به نام کلوئید را در بر میگیرند که حاوی تیرو گلوبولین ومقدار کمی تیرو آلبومین ید دار است .این غده حاوی سلول های پرافولیکول است که کلسی تونین ترشح میکنند .

هورمون های تیروئیدی:

هورمون های تیروئیدی ،تری یدو تیروزین هستند . ترکیباتی هستند که با جفت شدن دو مولکول تیروزین ید دارشده ، به وسیله ی پیوند اتری تشکیل شده اند .1-تیروکسین(T₄)که حدود 90 ℅هرمون های تیروئیدی ترشح شده از غده را تشکیل میدهد .2-تری یدو تیرونین (T₃) که حدود 9℅هورمون های رها شده از غده را تشکیل میدهد .3-T₃معکوس (rT₃)که حدود 1 ℅هورمون های ترشح شده از تیروئید را تشکیل میدهد وبه نظر نمیرسد که از لحاظ بیولوژیک فعال باشد .

سنتز هورمون های تیروئیدی :

1-انتقال ید: به خاطر کمیاب بودن عنصر ید ،مکانیسمی موثر برای بدام اندازی انتخابی یدید درسلول های فولیکولی  تیروئید وجود دارد .ید به صورت یدید غیر آلی بر داشته میشود که به این سیستم انتقال فعال ،به دام انداختن ید اطلاق میشود .

2-سنتز تیروگلوبولین :

تیروگلوبولین پیش ساز تمام هورمون های تیروئیدی است . تیروگلوبولین هورمونی بزرگ است  وشایع ترین  فرم آن 660 کیلو دالتون وزن مولکولی است .این مولکول بزرگ تنها 140 اسید آمینه تیروزین دارد .این دنباله ها ید دار وجفت میشوند تا هورمون های  فعال تیروئیدی ساخته شوند . مثل بقیه پروتئین ها TGدر رتیکولوم اندوپلاســمیک خشــن سلول های فولیــکولی سنتز میشود وقــند دار شدن آن در دســــتگاه گلژی انجام میشود .TGسپس در ویزیکول های اگزوسیتوزی بسته بندی می شوند وبه داخل فولیکول منتقل میشوند . 8 تا 10 ℅ وزن TGکربوهیدرات و2/0 تا 1℅ وزن آن ید است .

3- اکسیداسیون یدید :

پس از ورود ید به سلول ،ید به یک واسطه ی فعال اکسیده میشود .تیروئید تنها بافتی است که میتواند ید را به حالتی با ظرفیت بالا تر اکسیده نماید  که این کار یک مرحله ی اجباری در اماده سازی وبیو سنتز هورمون تیروئید است .در این مرحله از یک پر اکسیداز حاوی هم استفاده کرده ودرسطح لومینال سلول  فولیکولار اتفاق می افتد .تیروئید پراکسیداز(TPO):یک پروتئین تترامری با وزن مولکولی 60 کیلو دالتون است وبه پراکسید هیدروژن به عنوان ماده ی اکسید کننده نیاز دارد ،این پروتئین یک آنزیم متصل به غشای سلولی است که درسطح راسی  سلول فولیکولی یافت میشود .(پر اکسید هیدروژن) مورد نیازاین آنزیم توسط یک آنزیم وابسته به  NADPH شبیه سیتوکروم Cردوکتازساخته میشود )

 4-ارگانیفیکاسیون (یدیناسیون )یدیناسیون به وسیله آنزیم  (TPO) کاتالیز میشود .(تیروزین آزاد میتواند ید دارشود ولی به خاطر اینکه هیچ tRNAیی تیروزین یدینه را شناسایی نمیکند ،پس نمیتواند در ساخت پروتئین ها مشارکت نماید)آلی شدن ید مولکول های ِِDITوMITرا درسطح تیرو گلوبولین به وجود می آورد .

5- جفت شدن :

به منظور تشکیل T₄،دو مولکول DITبه هم متصل میشوند یا یک MITوDIT به هم  متصل میشوند .جفت شدن به صورت داخل مولکولی وبین مولکولی  اتفاق می افتد وTPOاین واکنش را کاتالیزمی کند .

6- ذخیره سازی :

هورمون های تیروئیدی به صورت قسمتی از مولکول تیروگلوبولین در حفره ی درونی فولیکول ذخیره می شوند .این تیروگلوبولین به صورت کلوئید است .

ترشح هورمون تیروئید :

TSH اندوسیتوز قطرات کولوئید به درون سلول های فولیکولی را تحریک می کند . پاهای کاذب سلول فولیکولی قطره را احاطه  میکنند وقطره ی متصل به غشا تشکیل شده  اکنون به جای لومن در داخل سلول های فولیکولی است .سپس این قطره به لیزوزوم متصل میشود تا فاگوزوم (اندوزوم )را تشکیل دهد .پروتئاز های داخل فاگوزوم TGرا به اسید های آمینه ی تشکیل دهنده وDIT,MIT,rT₃,T₃,T₄هیرولیز میکنند .

نکته: به علت اینکه MIT,DITازلحاظ بیولوژیک فعال نیستند ترشح انها به درون پلاسما یک استفاده با کارایی کم از ید معدنی خواهد بود . سلول های فولیکولی دارای آنزیم تیروئید دیدیناز هستند که برای  یدوتیروزین ها ونه برای یدوتیرونین ها اختصاصی می باشد . این آنزیم هاید را ازتری یدو تیروزین ها آزاد میکنند که در نتیجه می تواند برای یدیناسیون تیروگلوبولین های جدید مورد استفاده قراربگیرد .یدو تیرونین ها سپس سلول های فولیکولی را ترک می کنند .بسیاری از محققین عقیده دارند  که انتقال به وسیله ی انتشار ساده است .

ذخایر خارج تیروئیدی :

 تقریبا⅓ ازT₄ در کبد وکلیه است. ذخیره  T₄  نسبت به T₃ بزرگتر است (حدود 20 برابر) وباز چرخش کند تری (10 درصد درروز)دارد.

ترکیباتی که سنتز هورمون تیروئید را تغییر میدهند :

گواتر زاها :موادی که تولید هورمون تیروئید را متوف وسبب ایجاد گواتر میشوند .تیو اوره ها مثل پروپیل تیو اوراسیل PTU))  در نقاط چندی اثر میکنند .آنها TPO  را مهار میکنند واکسیداسیون یدید ودیدیناسیون  را متوقف می کنند .این مواد برروی بافت ها اثر گذاشته و َآنزیم مونو دیدیناز را مهار میکند که T₄را به₃ Tمیکند .متی مازول نیز یکی از گواتر زاها ست  که ارگانیفیکاسیون را مهار میکند . مهارکننده های رقابتی  جذب ید هم مثل پرکلرات وتیوسیانات .

انتقال هورمون های تیروئیدی :هنگام ترشح هورمون های تیروئیدیبه خون  به طور برگشت پذیری هرمون های تیروئیدی به پروتئین های ناقل سرمی متصل میشوند .بخش متصل وآزاد هورمون در تعامل هستند .هر وقت غلظت هورمون آزاد تغییر کند،غلظت هورمونهای متصل هم تغییر میکند پروتئینی با بالا ترین میل ترکیبی برای اتصال به T₄و T₃گلوبولین پیوند شده به تیروزین است .گرچه میل ترکیبی آن زیاد است ولی مقداردردسترس آن پایین است .دومین ترکیب ترانسترین است  که مقدار آن در خون بیشتر است اما تمایل ان کمتر است .داروهایی مثل سالیسیلات وفنی توئین میل ترکیبی TBG را برای هورمون های تیروئیدی کاهش میدهد .

نکته:هورمون های تیروئیدی خیلی کم درخون محلول اند به همین دلیل بدون پروتئین های اتصالی ،مقدارهورمونی که میتواند منتقل شود بسیار کم میشود .

کنترل کننده های هورمون های تیروئیدی :

TRHهورمونی است که از هیپوتالاموس ترشح شده وبر روی هیپوفیز اثر تحریکی دارد وسبب ترشح TSHاز هیپوفیز میشود.هورمونTSH رشد ووسعت عروق غده ی تیروئید ی راکنترل میکند .این هورمون تمام مراحل سنتز وترشح هورمون از جمله جذب یدید ،اکسیداسیون یدید،ارگانیفیکاسیون وجفت شدن را نیزافزایش می دهد. افزایشTSH  سبب ستونی تر شدن سلول های فولیکولی که آن هم سبب اندوسیتوز کلوئید میشود درنتیجه هضم تیروگلوبولین افزایش میابد .

مکانیسم عمل هورمون های تیروئیدی :

هورمون های تیروئیدی با دو مکانیسم( 1-انتشار  2- انتقال به وسیله ی حامل) به داخل سلول وارد میشوند وبه وسیله ی رسپتورهای هسته ای  با تمایل بالا وظرفیت پایین متصل  می شوند که آن هم به عنصر پاسخ دهنده به تیروئید از DNAمتصل شده اند .وقتی هورمون به دومن پیوند شده به لیگاند از رسپتور متصل به DNAوصل شود ،رسپتور متصل به هورمون میتواند به صورت فاکتور کپی برداری عمل کند تا بیان ژن mRNAهای معینی راتنظیم کند .رسپتورهای هورمونی تیروئیدی هم چنین در میتوکندری وغشای پلاسمایی شناسایی شده اند ونیز پروتئین های اتصالی سیتوزولی وجود دارد .

رسپتور هورمون محرک تیروئید :روی سطح سلول های فولیکولی قرار دارند .TSH بیشتر اثر خود را از روی سلول های فولیکولی تیروئی ا طریق تحریک تولید cAMPاعما میکند .رسپتور های TSH در بافت های دیگر نیز یافت شده اند .مثل لنفوسیت ها،فیبروبلاست ها ،گنادها وآدیپوست ها .

اعمال هورمون های تیروئیدی :

اثرا ت نورولوژیک :1-نمو مغز در دوره ی جنینی ونوزادی .اثرات متابولیک:1-میزان متابولیسم پایه راکنترل میکند .2- هورمون های تیروئیدی فعالیت ATPaseغشایی ونفوذ پذیری غشایی +Na و +k را افزایش می دهند بنابراین مصرف انر‍ژی در سلول در حالت استراحت زیاد می شود.

3) معمولا” هورمون های تیروئیدی تمام راه های متابولیک را تحریک می کنند؛هم راه های آنابولیک و هم کاتابولیک( با بعضی استثناها ).دوز های متوسط از T4 اثر آنابولیسم پروتئین در اشخاص با تیروئید کم کار دارد دفع نیتروژن را کاهش میدهند اما دوزهای  بالا می توانند کاتابولیسم خالص پروتئین ها و افزایش دفع ادراری نیتروژن شوند.

4 ) هورمون های تیروئیدی ساخته شدن چربی را تحریک می کنند،هر چند که می توانند لیپولیتیک باشند.

(پرکاری تیروئید = افزایش انهدام لیپید(کل لیپید پایین می آید) کم کاری تیروئید = کاهش انهدام چربی(کل چربی بدن بالا میرود) )

5 ) هورمون های تیروئیدی اصولا” تمام وجوه متابولسم ایپید ها را تحت تاثیر قرار میدهند.هورمون ها تیروئیدی میزان جذب گلوکز توسط دستگاه گوارش را افزایش میدهند.

( در کم کاری تیروئید ← سنتز و انهدام گلیکوژن کبدی کاهش می یابد و در پرکاری بر عکس )

اثرات روی رشد : غلظت کافی هورمون تیروئیدی برای رشد طبیعی ضروری است.کودکان با کاهش هورمون های تیروئیدی کاهش رشد را نشان می دهند.وقتی که غلظت هورمون های تیروئیدی پایین است،ترشح هورمون رشد هم رو به کاهش می گذارد که می تواند باعث بیشتر شدن اختلالات رشد شود.هورمون های تیروئیدی و هم هورمون رشد برای رشد طبیعی مورد نیازند.

اثرات روی سیستم قلبی : هورمون های تیروئیدی ضربان قلب ، قدرت انقباض میوکارد و در نتیجه برون ده قلبی را افزایش می دهند.هورمون های تیروئیدی اثرات مستقیمی روی میوکارد دارن.آن ها مقدار اکتین و میوزین ، ظرفیت غشایی ATPase Na – k ، و فعالیت ATPaseمیوزین را افزایش میدهند.

در پر کاری تیروئید هایپر تروفی میوکارد ، افزایش ضربان قلب ، افزایش حجم ادراری ، انبساط عروقی و دفع گرما ایجاد می شود.

ECG افراد مبتلابه کم کاری تیروئیدیک T معکوس ( مخصوصا” درلید2   ) و P ، QRS و موج T کوتاه نشان می دهد.شخص هایپر تیروئید ممکن است تغییرات ECG اشاره کننده به هاپرتروفی ممکن بطن چپ را نشان می دهند.

اثرات روی عضلات : 1ـ میزان و مقدار کلسیم جذب شده در رتیکولوم سارکوپلاسمیک را افزایش می دهنددر نتیجه کلسیم بیشتری برای تحریک در دسترس فرار می دهند.

2ـ فعالیت  ATPaseمیوزین را افزایش می دهند.

افزایش بیش از حد هورمون های تیروئیدی می تواند منجر به تخلیه پروتئین ها شود و از این گذشته ، هورمون های تیروئیدی می توانند فسفوکراتین کیناز را مهار کرده و توانایی عضله  برای فسفوریلاسیون کراتینین را مختل می کند.

در کم کاری تیروئید سفتی و ناراحتی عضله شایع است.

در پرکاری تیروئیدضعف عضلانی ، لاغری و خستگی پذیری شایع است.

 حالت های پاتولوژیک درگیرکننده ی  تیروئید

همان طور که در لابلای اعمال هورمون های تیروئیدی گفته شد ، یکی از حالت های پاتولوژیک شایع در تیروئید کم کاری تیروئید است.

کم کاری تیروئید در اطفال با بزرگسالان متفاوت است چون همان طور که گفته شد هورمون های تیروئیدی برای رشد و نمو نرمال لازم هستند.کمبود ید خوراکی شروع شده در دوران رحمی توانایی تیروئید برای سنتز هورمون های تیروئیدی را معیوب کرده و باعث کرتینیسم اندمیک می شود.

کم کاری تیروئید برای کودکانی که کم کاری تیروئید آنها ناشی از کمبود ید نیت،لغت کم کاری تیروئید مادرزادی پراکنده مناسب تراست عوامل متعددی باعث آن می شود از جمله آژتری دیس ژتری و نقایص تیروئیدی در ک%D

نظر دهید
دیدگاه‌ها خاموش

هورمون آدرنوكورتيكوتروپيك

نویسنده:
9 مارس 13

با تشکر از دانشجویان محترم : عاطفه سلطانی و فرشته کاظمی

  ساختمان ومكانيسم اثرات بيوشيميايي هورمون آدرنوكورتيكوتروپيك :

ACTHبا افزايش تبديل كلسترول به پرگنانولون،ساخت وآزادي استروئيدهاي فوق كليه رازياد مي كند، همچنين باافزايش ساخت پروتئين وRNA،رشد قشرفوق كليه را زياد مي كند(اثرتروفيك).

مکانیسم اثر بر سلول هدف:

ACTHهمانند ساير هورمون هاي پپتيدي به گيرنده غشاي پلاسمايي مي چسبد .ميزان cAMPداخل سلولي ظرف چند ثانيه ازوقوع اين تعامل به شدت افزايش مي يابد .آنالوگ هاي   cAMPاثرACTHرا تقليد مي كنند ،ولي Ca نيز در اثر اين هورمون دخيل است.

اثرات بيولوژيك آدرنو کورتیکوتروپیک هورمون :

عمل اصلی آن تحریک رشد وتولید استرویید ازکورتکس آدرنال است . ACTH  روی زونولا فاسیکولاتاوزونولا رتیکولاریس غده آدرنال اثرمی کند، آنژیوتانسین  2نیزهمان اثرراروی زونولا گلومرولوزای آدرنال دارد. ACTH ازطریق تولید CAMP  روی کورتکس آدرنال اثرمی کند .

ACTH اعمال خارج آدرنال نیز داردکه یکی ازآنها افزایش پیگمانتاسیون پوست است ..دیگر اثرات خارج آدرنال عبارتند از تحریک لیپولیز. ACTH ملکول کوچکی است ونیمه عمر آن درگردش خون کوتاه است (7تا12 دقیقه)

کنترل ترشح :

ترشح ACTH تحت تاثیرفاکتورهای زیادی قرار دارد .هورمون آزاد کننده کورتیکوتروپین (CRH) ازهیپوتالاموس ترشح ACTH  را از هيپوفيز افزایش می دهد. CRHهمراه  ADHدرهسته های پاراونتریکولر متمرکز شده است وهردوهورمون ADHوآنژیوتانسین 2 اثرات  CRHروی آزادسازی ACTH راتقویت میکند .خیلی ازانواع استرس ها باعث تحریک ترشح ACTH میشوند که اثرات آنها ازطریق ADH ،آنژیوتانسین 2CRH وسیستم عصبی مرکزی میانجی گری می شود  ،عوامل استرس زا ممکن است  فیزیکی ،هیجانی یا شیمیایی  باشند ،هایپوگلایسمی حاد وهیپوکسی محرک های موثری هستند .

پاتوفيزيولوژي ACTH:

1-سندرم كوشينگ:  توليدبيش از حد ACTHدرهيپوفيز يا توليد نابه جاي آن درتومور را سندرم كوشينگ مي گويند.

بيماران دچار سندرم كوشينگ ممكن است آتروفي عضلاني ونوعي تغيير خاص درتوزيع چربي داشته باشند كه به صورت چاقي تنه اي است وافت  زيادACTHبراثر تومور ياانفاركتوس هيپوفيز موجب عكس مجموعه يافته هاي فوق مي شود.

علل ايجاد آن:

1-بيماري هاي اوليه هيپوتالاموس هيپوفيز كه همراه با افزايش ترشح ACTHاست

2-هيپرپلازي يانئوپلاسم اوليه قشر آدرنال

3- ترشحACTH نابه جا توسط نئوپلاسم هاي غيردرون ريز

2- آديسوندو نوع بیماری آدیسون وجود دارد:

- اگر غده فوق کلیه به دلیل وجود مشکل در خودش، به مقدار کافی هورمون تولید نکند، به نام “نارسایی اولیه غده فوق کلیه” خوانده می‌شود.

- اگر غده فوق کلیه تحت تاثیر دیگر مشکلات بدن به مقدار کافی هورمون تولید نکند، به نام “نارسایی ثانویه غده فوق کلیه” خوانده می‌شود. نارسایی غده فوق کلیه می‌تواند در اثر بیماری غده هیپوفیز باشد.

غده هیپوفیز هورمونی به نام آدرنوکورتیکوتروپیک ( ACTH) ترشح می‌کند.لذا اگر به مقدار کافی  ACTH ساخته نشود، موجب تولید کم هورمون‌های غده فوق کلیه می‌گردد. لازم به ذکر است، حتی در مواقعی که غده فوق کلیه سالم است، کمبود ترشح  ACTH منجر به نارسایی فوق کلیه می‌گردد. به همین خاطر این عارضه را به نام نارسایی ثانویه غده فوق کلیه می‌خوانند.

نوروفیبروماتوزیس

نویسنده:
9 مارس 13

با تشکر از دانشجویان محترم خانم ها: مبینا روانبخش و فاطمه جدیدی

نورروفیبروماتوزیس چیست؟

نوروفیبروماتوزیس یک اختلال|ژنتیکی است که باعث ایجادتومور های سیستم عصبی میشود این تومور ها ابتدا در سلول های پشتیبان دستگاه عصبی (سلول های سازنده ی غلاف میلین) ایجاد می شوند .

این اختلال عامل ایجاد تومور های پیش رونده ی عصبی و ایجاد اختلالات دیگر از جمله تغییرات پوستی و ناهنجاری های استخوانی است.

50-30 درصد افراد درگیر با این بیماری به دلیل بروز جهش در ژن ها به این بیماری دچار می شوند جهش های ایجاد  شده می توانند به نسل های بعدی نیز منتقل شوند.

دانشمندان این اختلال را به سه نوع تقسیم میکنند:

نوروفیبرو ماتوزیس نوع 1) )NF1

(نورو فیبرو ماتوزیس نوع2) NF2

که خود نوعی از نوروفیبرو ماتوزیس نوع 1 است Schwannomatosis

نوروفیبرو ماتوزیس 1 نسبت به سایر انواع آن شایع تر است در تشخیص این بیماری پزشک به دنبال تغییرات پوستی، تومورها،ناهنجاری های استخوانی، و سوابق خوانوادگی بروز این اختلال میگردد علائم آشکار آناز هنگام تولد تا 10 سالگی قابل رویت است: لکه های قهوه ای روشن( شیر قهوه ای) روی پوست، وجود  دو یا تعداد بیشتری توموردر عنبیه ی چشم، تومورهای عصب بینایی،بزرگتر بودن محیط سر نسبت به اندازه ی طبیعی و گسترش غیر طبیعی ستون فقرات ،جمجمه و استخوان تیبیا  می باشند.

نوروفیبرو ماتوزیس نو ع2 کمتر شایع است و با تومور های عصب هشتم جمجمه ای شناخته می شود این تو مورها باعث فشار ویرانگری رو ی اعصاب مجاور می شوند برای اطمینان از وجود بیماری پزشک به دنبال تومور در عصب هشتم جمجمه ای، آب مروارید در سنین پایین ، وجود تومور در عنبیه (که باعپ اختلال در بینایی می شود) و وجود تومور یا علائم مشابه در افراد خانواده  می گردد.

Schwannomatosis

از ویژگی های اصلی این نوع وجود تومور های مشخص در سلول های عصبی به جز سلول های شاخه های وستیبولار عصب هشتم جمجمه ای است مشخصه ی بارز این بیماری درد به دلیل بزرگ شدن و فشرده شدن اعصاب است علائمی مانند : بی حسی ، احساس خارش و ضعف در انگشتان دست و پا است.

آیا درمانی برای این بیماری هست؟

برای درمان این بیماری عموما جراحی توصیه می شود ، طی جراحی تومورها برداشته می شوند  در نوع دوم بیماری ممکن است با تومورهای سرطانی مواجه باشیم.

درمان های متداول این بیماری شامل: جراحی، رادیو درمانی و شیمی درمانی است.این نوع درمان ها ممکن است برای کنترل و یا کاهش سایز تومورهای عصب بینایی انجام شوند برخی اختلالات استخوانی نیز ممکن است با جراحی برطرف شوند.

در نوع دو این اختلال تکنولوژی های پیشرفته ی درمانی مانند ام آر آی  باعث شده که  تومورهایی با قطر میلیمتری نیز قابل تشخیص باشند که در درمان سریع تر بیماری موثرند.

یکی از گزینه های درمانی برداشتن کامل تومور با جراحی است اما این روش با عوارضی از جمله ناشنوایی .همراه است جراحی همچنین میتواند عوارضی ازجمله آب مروارید و ناهنجاری های شبکیه را اصلاح  کند  .

نوروفیبروماتوزیس نوع 1

این بیماری با تغییرات پوستی(پیگمانه شدن) ،رشد تومور در اعصاب پوست،مغز و بخش های دیگر بدن توصیف می شود علائم در افراد مختلف تنوع قابل توجهی نشان می دهند.

بیماری از اوائل کودکی  آغاز می شود و افراد مبتلا بر روی پوست لکه های قهوه ای رنگی دارند که عموما با افزایش سن از نظر تعداد و اندازه افزایش میابند.

 در کودکان این لکه ها در نواحی زیر بغل و کشاله ی ران دیرتر ظاهر می شوند دربزرگسالان مبتلا تومور های خوش خیمی (که سرطانی هم نیستند !)بر رو یا زیر پوست ایجاد می شوند این تومورها ممکن است در اعصاب مجاور،طناب عصبی ویا درطول مسیر سایر اعصاب در بدن ایجاد شوند  .

دربرخی افراد مبتلاتومورهای سرطانیدر طول مسیر های عصبی مشاهده شده این تومورها که عموما در جوانی یا بزرگسالی ایجاد می شوند ( تومور های بد خیم غلاف عصبی محیطی ) نامیده می شوند.

احتمال ابتلای به نوروفیبروماتوزیس از سایر سرطان ها مانند : سرطان خون و سرطان مغز بیشتر است!

در دوران کودکی تومور های خوش خیمی به نام Lisch nodoul   در بخش رنگی چشم (عنبیه) ظاهر می  شوند  که البته اختلالی در بینایی ایجاد نمیکنند.

تومورهایی که روی بینایی تاثیر دارند اختصاصا تومور هایی هستند که در طول عصب بینایی ایجاد شده اند این تومور ها که تومور های بینایی نامیده می شوند ، ممکن است منجر به کاهش بینایی شوند البته در برخی موارد تومورهای بینایی بر بیناییی فرد تاثیر مخربی

ندارند .

از علائم  دیگر این بیماری میتوان به : فشار خون بالا ، قامت کوتاه ، سر با اندازه ی غیر طبیعی (ماکرو سفالی)، ناهنجاری های اسکلتی مثل انحنای ستون فقرات ( اسکلیوز ) اشاره کرد گرچه اکثر این افراد هوش نرمالی دارند، ناتوانی های یاد گیری ، حواس پرتی و ناهنجاری های بیش فعالی(ADHD) به صورت شایعی در آنها مشاهده می شود.

شیوع نورو فیبروماتوزیس 1 

شیوع این بیماری 1 در 3000  یا  4000  نفردردنیا است.

ژن های مرتبط

نوروفیبروماتوزیس 2 با جهش گسترده در بازوی بلند کروموزوم 17 (11.2 17q) ایجاد

می شود .

جهش در ژن NF1 عامل ایجاد نوروفیبروماتوزیس نوع 1 است.

ژن NF1   دستور العمل ساخت یک نوع پروتیین به نام نوروفیبروماتین را میدهد که دربسیاری از سلول ها مانند سلول های عصبی و سلول های پشتیبان اعصاب (سلول های الیگودندروسیت و شوان) ساخته  می شود .

نوروفیبروماتین به عنوان یک متوقف کننده تومور عمل میکند که سلول ها را از رشد سریع وتقسیم غیر قابل کنترل باز می دارد.

جهش درژن NF1 موجب تولید نوعی نورو فیبرو ماتین غیر فعال می شود در نتیجه تومورهایی نظیر نورو فیبروماتوز در اعصاب پدید می آید .

این که جهش با چه مکانیسمی موجب بروزعلائم بیماری می شود هنوز مشخص نیست .

وراثت NF1

نورو فیبرو ماتوزیس نوع یک به عنوان یک بیماری اوتوزومی غالب تشخیص داده شده افراد مبتلا با یک نسخه ی جهش یافته از ژن NF1 در هر سلول متولد می شوند .

در نیمی از موارد ژن جهش یافته از یکی از والدین مبتلا به ارث می رسد در باقی موارد افراد بدون سابقه ی بیماری در خانواده و بر اثر ایجاد جهش ناگهانی در ژن NF1 مبتلا می شوند.

متاسفانه با توجه به الگوی ورلثتی بیماریوجود یک ژن ناهجار در فرد برای بیمار بودن کافیست اما برای ایجاد تومور باید 2 نسخه از این ژن وجود داشته باشد  جهش در نسخه ی  دوم در طول زندگی فرد ایجاد می شود  عموما در افرادی که باNF1 متولد می شوند جهش دوم هم در بسیاری از سلول ها حاصل می شودو تومور های ویژه ی بیماری را ایجاد میکند.

بارداری

نویسنده:
4 فوریه 13

با تشکر از دانشجویان محترم خانم ها:لیلاصفی وفاطمه مرادی

بارداری موقعيتي است كه دستگاههاي مختلف فيزيولوژيكي و آندوكريني را متأثر مي‌كند. هورمون‌هایی که ازجفت در دوران بارداری ترشح می شوند شامل HCG،لاكتوژن جفتي انساني، پروژسترون و استروژن است. ترشح LH و FSH در اثر غلظت‌هاي بالاي استروژن و پروژستين‌هاي توليد شده توسط جفت كاهش مي‌يابد. استروژن سبب افزايش انقباضات رحمي هنگام زايمان مي‌شود ولي پروژسترون تأثيري عكس استروژن دارد. استريول استروژن عمده در طول حاملگي است كه از جفت ترشح مي‌شود. به صورت كنژوگه و غير كنژوگه در پلاسما وجود دارد. شرح برخی ازهورمون هادر دوره بارداری Hcg این هورمون که به اصطلاح هورمون حاملگی نامیده می شودگلیکوپروتئینی با فعالیت بیولوژیک بسیار مشابه هورمون لوتئینیزان است . hCGتقریباً به طور انحصاری در جفت تولید می شود اما درکلیه جنین نیز ساخته میشود و تعدادی از بافت های جنینی مولکول زیر واحد بتا یا مولکول کاملhCGرا تولید می کند.چندین نوع از تومورهای بدخیم نیزhCGتولید میکنند و همچنینhCGبه مقدار بسیار کم در بافتهای مردان و در زنان غیر حامله نیز تولید می شود.باوجود شناساییhCGدر خون یا ادرار تقریباً همیشه نشانه حاملگی است.

● مشخصات شیمیایی: hCGنوعی گلیکوپروتئین با بیشترین مقدار کربوهیدرات(۳۰ درصد) درمیان همه هورمونهای انسانی است. جزء کربوهیدراتی هورمون و به ویژه اسید سیا لیک انتهایی ان مولکول را درمقابل کاتابولیسم محافظت می کند.نیمه عمر پلاسماییhCGکامل(۳۶ساعت) بسیار بیشتراز نیمه عمر پلاسماییLH(۲ساعت) است. مولکولhCGازدو زیرواحد غیر مشابه ساخته شده است که عبارتند از : زیر واحد الفا( دارای۹۲ اسید امینه) وزیر واحد بتا(دارای۱۴۵ اسید امینه).این دو زیر واحد با پیوندهای غیر کووالان به یکدیگر متصل شده اند.این زیر واحدها با کمک نیروهای الکترواستاتیک و هیدروفوبیک درکنار یکدیگر قرار گرفته اند.این هورمون از نظر ساختمانی به سه هورمون گلیکوپروتئینی دیگر یعنی LH,FSH,TSH شباهت دارد.توالی اسید امینه ای زیر واحدهای الفای این چهارگلیکوپروتئین یکسان است.زیر واحدهای بتا نیز شباهت هایی به هم دارند اما با توالیهای اسید امینه ای مجزایی مشخص میشوند.

● بیوسنتز: ساخت زنجیره های الفا و بتا مجزا ازهم تنظیم می شود.یک ژن منفردکه در روی کروموزوم ۶ قرار دارد زیر واحد الفای هر یک از چهار هورمون گلیکوپروتئینی(hCG,LH,FSH,TSH) را رمزگذاری میکند.هفت ژن مجزا بر روی کروموزوم ۱۹برای خانوادهB hCG,B LH وجود دارند.۶ عدد از این ژنها B hCGویک ژن دیگر B LH رارمزگذاری میکنند اما فقط ۳ژن B hCGدرمقادیر قابل توجه بروز می کنند. هر دو زیر واحد الفا و بتایhCGبه صورت پیش سازهایی با وزن مولکولی بیشتر ساخته میشوند که اندوپپتیدازهای میکروزومی انها را می شکنند.به محض این کهhCGکامل مونتاژ شد مولکول به سرعت از طریق اگزوسیتوز گرانول های ترشحی ازسلول آزاد می شود.

▪ hCGمنشاء سلولی چنین به نظر میرسد که منشائhCGبه میزبان زیادی به زمان حاملگی بستگی دارد. قبل از هفته پنجم بروزhCGهم در سن سیشیوتروفوبلاست و هم در سلول هایسیوتروفوبلاست دیده میشود.در اواخر حاملگی زمانی که میزان سرمی مادر در حداکثرمیزان قرار داردhCGتقریبا به طور انحصاری در سن سیشیوتروفوبلاست تولید میشود.مقدار mRNAمربوط به زیر واحدهای الفا وبتایhCGدرسن سیشیوتروفوبلاست در سه ماهه اول حاملگی بیشتر از زمان ترم است.این امر ممکن است نکته قابل توجهی در اندازه گیریhCGپلاسمادر فرایندهای غربالگری برای شناسایی جنینهای غیر طبیعی باشد.

▪ غلظتhCGسرم و ادرار: مولکول کاملhCGدر پلاسمای زنان حامله ۹ ۷ روز بعد از اوج ترشح LH در میانه سیکل (که قبل از تخمک گذاری رخ می دهد) قابل تشخیص است.بنابراین احتمالاhCGدر زمان لانه گزینی بلاستوسیت وارد جریان خون مادر میشود.میزان خونیhCGبه سرعت افزایش می یابد هر دو روز دو برابر می شود و بیشترین مقدار ان در هفته های ۱۰ ۸ حاملگی حاصل می گردد.حد اکثر میزانhCGدربین روزهای ۶۰و۸۰ بعد از اخرین قاعدگی دیده میشود و تقریبا ۱۰۰۰۰۰ میلی یونیت در میلی لیتر است. تقریبا در هفته های ۱۲ ۱۰ حاملگی میزانhCGدر پلاسمای مادرشروع به کاهش می کند و حدود هفته۲۰ به کمترین حد می رسد.در بقیه دوره حاملگی مقدارپلاسماییhCGدر همین حد پایین حفظ می شود.الگوی ظهورhCGدر خون جنین مشابه طرحی است که در مادر وجود دارد اما مقدارhCGدر پلاسمای جنین فقط حدود ۳ درصد مقدارhCGدر پلاسمای مادر است.در اوایل حاملگی غلظتhCGدر مایع امنیون مشابه غلظت ان درپلاسمای مادر است.با پیشرفت حاملگی غلظتhCGدر مایع امنیون کاهش می یابد به طوریکه در حوالی ترم مقدارhCGدر مایع امنیون فقط یک پنجم میزان ان در پلاسمای مادراست.hCGادراری مادر از انواع فراورده های حاصل از تجزیه تشکیل می شود.شکل اصلیhCGدر ادرار فراورده نهایی تجزیهhCGیعنی قطعه مرکزی بتا است.غلظت این جز از همان الگوی پلاسمای مادر تبعیت می کند و تقریباَ در هفته ۱۰ به حداکثر می رسد.مطلب مهم این است که أانتی بادی به اصطلاح ضد زیر واحد بتا که در اکثر تست های حاملگی مورداستفاده قرار می گیرد هم باhCGسالم(شکل اصلی در پلاسما) و هم با قطعاتhCG(شکلاصلی در ادرار)واکنش نشان می دهد.

▪ hCGتنظیم ساخت هورمون ازاد کننده گنادوتروپینGnRHجفتی احتمالا در تنظیم تولیدhCGدخالت دارد.هم گنادوتروپین و هم گیرنده ان بر روی سیتوتروفوبلاست ها و سنسیشیوتروفوبلاست بروز می کنند.تجویز گنادوتروپین سبب افزایش میزانhCGدر گردش خونمی شود و سلول های کشت شده ی تروفوبلاست با افزایش ترشحhCGبه افزودن گنادوتروپین پاسخ می دهند.تولید گنادوتروپین توسط غده هیپوفیز نیز توسط مقادیر اینهیبین واکتیوین تنظیم می شود.در سلول های کشت شده ی جفتی اکتیوین سبب تحریک و اینهیبین سبب مهار تولیدGnRHوhCGمی شود.

▪ hCGعملکرد بیولوژیک هر دو زیر واحدhCGبرای اتصال طبیعی ان به گیرندهhCG LH درجسم زرد و بیضه ضروری هستند.شناخته شده ترین عملکرد بیولوژیکhCGاحیا و حفظ عملکردجسم زرد یعنی تداوم تولید پروژسترون است.در زمانی از حاملگی مدتها بعد از خاتمه ترشح پروژسترون از جسم زرد در اثر تحریکhCGحداکثرغلظتhCGدر پلاسما حاصل می شودبه خصوص ساخت پروژسترون توسط جسم زرد تقریبا در هفته ۶ حاملگی علی رغم تداوم وافزایش تولیدhCGشروع به کاهش می کند. گنادوتروپین کوریونی ترشح تستوسترون توسط بیضه های جنین راتحریک می کند و تقریبا در همان زمانی از حاملگی که میزان ترشحhCGبه بالاترین حدخود می رسد ترشح تستوسترون از بافت بیضه جنین نیز در بیشترین مقدار خوداست.بنابراین در یک زمان بسیار مهم از تمایز جنسی جنین مذکرhCGکه از سنسیشیوتروفوبلاست وارد پلاسمای جنین می شود به عنوان جانشینLH تکثیر سلول های لیدیگ بیضه جنین و ساخت تستوسترون را به منظور افزایش تمایز جنس مذکر تحریک می کند. قبل از حدود روز ۱۱۰حاملگی هیچ نوع ساختار عروقی از هیپوتالاموس به هیپوفیز جنین نمی رود و بنابراین ترشح LH از هیپوفیز بسیار ناچیز است.hCGقبلازاین زمان به عنوان LH عمل می کند.پس از این زمان همچنان که مقدارhCGکاهش مییابدLH هیپوفیزی درجات کمتری از قابلیت تحریک بیضه جنین را حفظ می کند. hCGغده تیروئید مادر را تحریک می کند.بعضی از ایزوفورم های اسیدیhCGفعالیت تیروئید را تحریک می کنند و بعضی از انواع قلیایی تر محرک برداشتید نیز هستند. بنابراین این احتمال وجود دارد کهhCGفعالیت تیروئید را ازطریق گیرنده LH hCGو نیز از طریق گیرندهTSH تحریک کند. یکی دیگر از عملکردهای hCG تحریک ترشح ریلاکسین از جسم زرداست.

گیرنده هایLH hCGدر میومتر و بافت عروقی رحم یافت شده اند و با توجه به این موضوع این تئوری مطرح شده است کهhCGممکن است در جهت پیشبرد اتساع عروق رحم و شل شدن عضله صاف میومتر عمل کند. اکسی توسین هورمون اكسي توسين كه توسط هيپوفيز خلفي ترشح مي‌شود باعث انقباضات رحم و مجاري شيري پستان‌ها مي‌شود.که ساختار آن به صورت زیراست. وهم چنین ترشح این هورمون سبب انقباضات رحم طی زایمان وتسهیل در زایمان است .ومانع از خونریزی جفت درهنگام زایمان می شود.

لاكتوژن جفتي انساني(HPL) هورموني پلي پپتيدي است كه به راحتي در پلاسما منتقل مي‌شود و نقش عمده‌اي را در آماده سازي پستان‌ براي ترشح شير بازي مي‌كند. باعث مهار جذب گلوكز شده و ليپوليز تشديد مي‌شود به اين صورت گلوكز مادري براي مصرف جنين حفظ مي‌شود.بالاتر بودن سطح HPL از مقدار طبيعي آن نشانه‌ي وجود ناهنجاري يا ارتيروبلاستوز جنيني است. استريول مشتق از استران هيدروكربنه با 18 اتم كربن مي‌باشد با كمك ساير استروژن‌ها باعث ايجاد شدن آندومتر پروليفراتيو مي‌شود. مقادير استريول در دوران بارداري تحت تأثير عواملي مانند وزن جنين، كمبود آنزيم‌هاي جفتي، هيپوپلازي اوليه يا ثانويه آدرنال جنين و تغييراتي در محيط ميكروبي روده‌ي مادر، دفع كليوي مادر و عملكردهاي كبدي مادر است. پرولاکتین هورمونی است که در طول دوران بارداری از قسمت جلویی غده هیپوفیزمادر ترشح شده و موجب می‌شود تا بافت‌ پستان تکامل یافته و شیر در آن تولید شود. طیبارداری، غده هیپوفیز مادر پرولاکتین زیادی می‌سازد (۱۰ برابر حالت عادی) و پس ازتولد کودک با مکیدن ممتد پستان‌ها، غده هیپوفیز را همچنان تحریک می‌کند که به ساخت پرولاکتین ادامه دهد. در حالت طبیعی، تنها وقتی که افزایش پرولاکتین را داریم،دوران شیردهی است و اگر در مواقع دیگر مشاهده شود، باید به دنبال بیماری خاصی بگردیم. از جمله مشکلاتی که می‌تواند به افزایش پرولاکتین منجر شوند: وقتی تشکیل توموری در همان ناحیه از هیپوفیز در مغز بوده و سلول‌های طبیعی که پرولاکتینمی‌ساختند، تغییر شکل یافته و به تومور تبدیل شدند (پرولاکتینوما) و بی‌دلیل هورمون می‌سازند. اختلالات هورمونی در زمان بارداری دربرخی زنان حامله براثراختلالات هورمونی درخط وسط شکم پوست پیگمانته شده وبه رنگ قهوه ای مایل به سیاه که آنراخطوط سیاه می نامند.گاهی برروی پوست صورت وگردن زنان حامله نقاط قهوه ای رنگ ظاهر میشود که ماسک حاملگی شناخته میشود که این پیگمانتاسیون وایجادلکه های پوستی مربوط به تراوش بعضی هورمون ها که از هیپوفیز آزاد می شود، هورمون محرک ملانوسیت ها یا  (Melanocyte Stimulating Hormone) می باشد که دارای ماهیت پپتیدی بوده و از سلول های ملانوتروپ این بخش ازاد می شود. همانطور که گفته شد هورمون های پپتیدی و پروتئینی به صورت preprohormon سنتز می شوند که این پیش ساز، خود متشکل از یک signal peptide و سایر بخش هاست که پس از ورود پپتید سنتز شده به شبکه آندوپلاسمی این بخش سیگنال قطع شده و جزء پروهورمون برای بسته یندی وارد دستگاه گلژی شده و در نهایت در آنجا، هورمون نهایی پس از شکسته شدن بخش دیگری از مولکول تولید شده و در وزیکول ها ذخیره می شود. پیش ساز هورمونMSH و هورمون ACTH ، همچنین ترکیبات اندورفینی و انکفالینی ماده ای به نام پرپرواوپیوملانوکورتین preproopiomelanocortin می باشد که قسمت opio اشاره به جزء مواد شبه مخدر اندورفینی و انکفالینی، melano اشاره به نقش پیش سازی آن در هورمون MSH و cortin اشاره به سنتز ACTH دارد. بسته به آنزیم های موجود در سلول هایی که این پیش ساز در آن ها وجود دارد، مواد فوق در آن سلول ها سنتز می شوند. مثلا سلول کورتیکوتروپ که ACTH را ترشح می کند آن را از proopiomelanocortin می سازد. سلولی که MSH ترشح می کند ابزار لازم آنزیمی را دارا بوده و عمدتا این هورمون را می سازد اگرچه به مقدار بسیار کمتر می تواند هورمون های دیگر مشتق از پرپرواوپیوملانوکورتین (کورتیکوتروپین و اندورفین) را نیز بسازد. محصول نهایی تشکیل شده از proopiomelanocortinدر هیپوفیز میانی عمدتا MSHα و مقداری MSHβ است. به این صورت که از شکستن proopiomelanocortinدو محصول عمده به نام های adernocorticotrophin hormone ACTH و β-lipotrophin hormone حاصل می شود. و از این دو محصول در هیپوفیز میانی MSHα و MSHβ تولید می شود. تاثیر این دو هورمون روی سلول های ملانوسیت پستانداران است. البته در حیوانات پست تر که دارای سلول های ملانوفور به جای ملانوسیت هستند، به علت گسترش بیشترهیپوفیز میانی، میزان تولید MSH بالاتر از پستانداران است. لذا در این موجودات تنوع رنگی بیشتری نسبت به پستانداران مشاهده می شود.

سرطان پروستات

نویسنده:
28 ژانویه 13

 تحقیق توسط دانشجویان محترم آقایان:پوریا خانی و محمد محمدی فیروز جایی

توضیحی مختصر در مورد سرطان

سرطان :  رشد نسبتاً خودکار یک بافت

درسال 2007 تعداد تخمینی موارد جدید سرطان ایالات متحده به جز سرطان پوست44/1میلیون نفر بود.سرطان پروستات در اول فهرست قرار داشت و به دنبال آن سرطان های ریه،پستان،کولون،رکتوم و مثانه قرار گرفته بودند. 

تومور مارکر :  ماده ای که توسط یک تومور ساخته می شود و وارد خون، مایعات بدن یا بافت ها میشود که ممکن است برای پیش بینی  وجود تومور، اندازه آن و پاسخ به درمان مورد استفاده قرار گیرد.

کارسینوژن:عاملی است که باعث رشد سرطان میشود.یک کارسینوژن ممکن است فیزیکی،شیمیایی یا بیولوژیک باشد.

انکوژن:یک ژن سلولی جهش یافته که فعال شدنش باعث تغییر شکل بدخیم سلول های سالم شود.

ژن سرکوبگر تومور:ژنی که در تنظیم رشد سلولی نقش دارد ،از دست رفتن یک ژن سرکوبگر تومور، این پتانسیل را دارد که رشد خودمختار را میسر میسازد.

از لحاظ ریخت شناسی، پاتولوژیست ها بافت های سرطانی را شبیه به بافت های جنینی می دانند که هنوز مانند بافت های طبیعی بزرگسالان تمایز نیافته اند. بعضی از تومور مارکر ها مختص یک نوع سرطان هستند، در حالی که بعضی دیگر در انواع متعدّدی از سرطان ها دیده می شوند. در بسیاری از موارد ،غلظت خونی تومورمارکرها منعکس کننده فعالیت و حجم تومور است. از نظر بالینی، یک تومور مارکر شاخص باید هم مختص نوع خاصی از سرطان باشد،هم اینکه حساسیت کافی برای تشخیص تومورهای کوچک را داشته باشد تا تشخیص زود هنگام را میسر سازد و در غربالگری مورد استفاده قرار گیرد. تشخیص زود هنگام سرطان باعث می شود که شانس معالجه قطعی بسیار بالا باشد. هدف از این کار این است که سرطان زمانی تشخیص داده شود که تومور به قدری کوچک باشد که بتوان آن را با عمل جراحی برداشت. 

قسمت اوّل تشخیص آزمایشگاهی (پروستات):

به طور کلی تومورمارکرها را می توان برای تشخیص، پیش آگهی و پایش اثرات درمانی و به عنوان هدف برای تعیین محل سرطان ودرمان به کار گرفت.  آنتی ژن مختص پروستات (PSA) به همراه معاینه ی مقعد با انگشت ،برای تشخیص زود هنگام سرطان پروستات استفاده شده است. به دلیل بالا رفتن PSA سرم در هیپرپلازی خوش خیم پروستات (BPH) ، PSA آزاد و سیر افزایش آن ، برای بهبود تشخیص سرطان پروستات  مورد استفاده قرار گرفته است. مرحله بندی بالینی سرطان ، به کمک تعیین مقدار تومورمارکر انجام می شود ، به عبارت دقیق تر ، غلظت سرمی بعضی از شاخص ها حاکی از بار سنیگین تومور است.

اکثر شاخص های  سرطانی که در خون گردش می کنند به استثنای PSA  به طور چشمگیری  در مراحل پایانی بیماری بالا می روند.

اسید فسفاتاز پروستاتی :

استفاده ی بالینی از اسید فسفاتاز پروستاتی (PAP) ، با PSA جایگزین شده است. PAP  برای غربالگری و تشخیص مراحل اولیه سرطان به اندازه ی PSA حساس نیست . احتمال بالا رفتن این آنزیم در BPH  نسبتPSAکمتراست؛ با این وجود ، وقتی که PSA در دسترس باشد ، اندازه گیری  PAP اطلاعات اضافه تری به دست نمی هد . در حال حاضر ، روش انتخابی برای PAP ، اندازه گیری فعالیت آنزیمی آن است.

آنتی ژن مختص پروستات :

سرطان پروستات ،رتبه ی اوّل را در میان سرطان های مردان داردو هنگامی که زود تشخیص داده شود به طور بالقوه می توان آن را با پروستاکتومی  رادیکال به طور قطعی درمان کرد . بنابراین ،تشخیص زودرس این سرطان در مردان اهمیت دارد و امید به زندگی  در این سرطان حداقل 10 سال است.

  PSAدر حال حاضر یکی از امید بخش ترین تومورمارکرهای موجود است. این آنتی ژن ، یکی از تومور مارکرهای مختص عضو می باشد.

بیو شیمی:

PSA یک گلیکوپروتئین تک زنجیره ای مرکب از 237 اسید آمینه و 4 زنجیره جانبی کربوهیدرات در محل اسید های آمینه ی 45 (آسپاراژین) ،69(سرین) ، 70(تره اونین) و 71 (سرین) به زنجیره ی اصلی متصل می شوند. نقطه ی ایزو الکتریک PSA  به دلیل ایزوفرم های گوناگون آن از 8/6 تا2/7 است. ژنPSA   (KLK3)  بر روی کروموزوم 41 /13q 19 واقع شده است. شباهت این ژن به ژن کالیکرین -1  82%  است. PSA از نظر عملکرد، یک پروتئاز سرینی از خانواده ی کالیکرین است و منحصراً  توسط سلول های اپیتلیال انگورک ها و مجاری غده پروستات تولید می شود .

PSA  به داخل مجرای غده ی پروستات و مایع سمینال ترشح می شود و به عنوان بخشی از فرایند میعان  لخته ی سمینال ، یک پروتئین مختص وزیکول سمینال را به چند پروتئین وزن مولکولی کمتر می شکند. بنابراین ، PSA فعالیتی مشابه کیمو تریپسین و تریپسین دارد. گزارش شده است که هضم خودبه خودی PSA در سه محل احتمالی ، lys185 ، Arg85 ،lys 148   انجام می شود. اضافه نمودن مهارکننده های پروتئاز می تواند در جلوگیری از هیدرولیز خود به خودی PSA در محلول مهم باشد.

اشکال مولکولی آنتی ژن مختص پروستات :

PSA در گردش خون، هم  به شکل آزاد وهم به صورت ترکیبی وجود دارد. قسمت اعظم PSA در ترکیب با مهارکننده ی پروتئاز a1-آنتی کیمو تریپسین (ACT) یا در ترکیب با a2- ماکروگلوبولین (AMG) را اندازه گیری می کنند. در مایع سمینال انسان ،PSA می تواند به5 ایزوفرم تقسیم شده باشد.PSA-A  و PSA-B  ، آنزیمهای فعال و دست نخورده ای هستند که قادرند با ACT  ترکیب شوند.

PSA-C،PSA-D ،وPSA-E اشکالی هستند که پیوندهای دی سولفیدی آن ها شکسته شده است ;این ایزوفرم ها فعالیت آنزیمی ندارند. یا فعالیت آن ها بسیار کم است. اشکال غیرفعال fPSA ازسه نوع مولکولی مجزا  ( bPSA  ، pPSA  ، iPSA  ) تشکیل شده اند. bPSA   موجود در بافت عموماً در ناحیه انتقالی پروستات واقع شده است و بخشی از fPSA در سرم بیماران مبتلا به BPH  است. pPSA در ناحیه محیطی پروستات واقع شده و بخشی از fPSA در سرم بیماران مبتلا به سرطان را تشکیل میدهد.

ویژگی های فیزیولوژیک:

سرعت پاکسازی متابولیسم PSA از یک مدل دو جزئی پیروی میکند: نیمه عمر موقت PSA  آزاد وPSA  تام ، به ترتیب ، 2/1 ساعت و75/0 ساعت است و نیمه عمرهای متعاقب آن ها ،22ساعت و 33 ساعت است. به دلیل این نیمه عمر نسبتاً طولانی ،پس از انجام بعضی از کارها از جمله بیوپسی از طریق رکتوم و… ممکن است 2 تا 3 هفته وقت لازم باشد تا PSA  سرم به غلظت پایه ی خود برگردد . پروستاتیت و احتباس حاد ادراری نیز می توانند غلظت PSA  را بالا ببرند. اگر چه معاینه ی پروستات با انگشت از طریق رکتوم هیچگونه اثر بالینی مهمی بر روی غلظت PSA  سرم در اکثر بیماران ندارد ولی در بعضی از بیماران ممکن است میزان آن را 2 برابر افزایش دهد.

PSAغیرپروستاتی:

محققین ابتدا تصور می کردند که PSA صرفاً از بافت پروستات ترشح می گردد. اما مطالعات نشان داد که PSA در بافت های متعددی  بروز می کند که از همه بیشتر در بافت هایی می باشد که به صورت هورمونی تنظیم می شوند. PSA در بافت پستان ،با مثبت بودن گیرنده ی پروژسترون و استروژن رابطه دارد و پیش آگهی بیماری در این گونه بیماران مطلوب است ولی به شکل شگفت انگیزی با مقاومت به درمان با tamoxifen رابطه دارد. مشخص گردید که مثبت بودن  PSA ارتباط چشمگیری با تومور های کوچکتر، مثبت بودن گیرنده ی استروئید، کم سلولی،تومورهای مضاعف ، کوتاه بودن فاز S ، پیشرفته نبودن بیماری ،وبقای طولانی تر دارد. PSA موجود در مایع آسپیره شده از نوک پستان (NAF) همچنین به عنوان یک ابزار احتمالی  برای بررسی احتمال خطر سرطان پستان ، مورد استفاده قرار می گیرد. میزان NAF PSAدر زنانی که هیچگونه عامل خطر سازی ندارند نسبتاً بالا بوده است ، و به طور کلی در زنانی که مبتلا به سرطان پستان هستند کمتر است .

کاربرد های بالینی:

PSA برای غربالگری ، مرحله بندی و پایش درمان و عود سرطان پروستات استفاده می شود.

تشخیص زود رس سرطان پروستات :

تست PSA به خودی خود در غربالگری و تشخیص مراحل اولیه ی سرطان پروستات مؤثر نیست زیرا PSA ، مختص بافت پروستات است. BPH  یک مشکل شایع در مردان بالای 50سال است. مطالعات نشان داده اند که مقدار  PSA در بیماران مبتلا در BPH  ، مشابه مقدار آن در بیماران مبتلا به سرطان پروستات است ولی با این حال از نظر آماری با مقدار آن در بیماران مبتلا به مراحل اولیه ی سرطان پروستات تفاوت دارد. استفاده از PSA سرم به همراه معاینه ی پروستات با انگشت و پس از آن سونوگرافی ازراه رکتوم تشخیص دقیق تر و حساس تری نسبت به معاینه ی انگشت به تنهایی به دست می دهد. حساسیت بالینی PSA در حد تشخیصی L/µg4 ، 78% است.با پایین آوردنحد تشخیصی به مرز L/µg 8/2 ،حساسیت به 92% افزایش می یابد در حالی که ویژستگی آن از 33% به 23% کاهش می یابد. بالا بردن حد تشخیصی  تا حد L/µg 8 ، ویژستگی را تا حد 90% بهبود می بخشد ولی حساسیت تست را کاهش می دهد. برای بهبودی توانایی تست PSA  در تشخیص زودرس سرطان پروستات ، از چندین رویکرد به شرح زیر وجود دارد:

1-      از محدوده های مرجع مطابق با سن استفاده می شود. L/gµ 0ـــ25/0 برای مردان 40ـــ49 سال ،L /µg 0ـــ5/3برای50ـــ59 سال ،  L/gµ 0ـــ5/4 برای 60ـــ69 سال و L/µg 0ـــ5/6 برای 70ـــ79 سال.

2-     از تراکم PSA استفاده می شود یعنی غلظت PSA  تقسیم بر حجم پروستات  که توسط سونوگرافی  از راه رکتوم تعیین شده است.

3-     از سرعت بالا رفتن PSA  استفاده می شود. پس از تثبیت یک غلظت پایه ی PSA در هر بیمار ، سرعت افزایش PSA تعیین می شود.‏

درمطالعه ای که در سال1996 بر روی fPSA  انجام شد ، مشخص گردید که درصد fPSA  زودرس ترین شاخص  سرم برای پیش بینی تشخیص سرطان پروستات  است و همچنین  در یک کارآزمایی  بالینی ثابت شد که ویژستگی PSA ترکیبی  برای تشخیص سرطان پروستات  از PSA  تام بهتر است.

قسمت دوم بالینی (سرطان پروستات):

غده پروستات غده‌ ای است که تنها در مردان يافت می‌ شود. اين غده در زير مثانه قرار دارد و مايعی به داخل منی ترشح می‌ کند.
سرطان پروستات نوعی بيماری است که در آن سلولهای بدخيم از بافتهای پروستات نشات می گيرد و به طور نامنظم و فزاينده‌ای تکثير و منجر به افزايش حجم در هر يک از اجزای سلولی غده پروستات می‌شود.

سرطان پروستات دومين سرطان شايع بعد از سرطان ريه در ميان مردان است. اطلاعات آماری و علائم بالينی ميزان مرگ و مير ناشی از سرطان پروستات مبين سه طيف گسترده روند رشد اين بيماری است. سرطان پروستات می‌تواند دارای رشد آهسته بوده و زمانی طولانی تا بروز علائم بالينی آن داشته باشد. در مواردی ديگر تومور به سرعت رشد کرده و تهاجم تومور به بافت‌های ديگر امکانپذير می شود. در چنين مواردی مدت فاصله زمانی بين شروع بيماری و گسترش دامنه آن بسيار کوتاه است. مابين اين دو طيف رشد، تومورهايی وجود دارند که سرعت روند رشد آنها در حد متوسطی است.

سرطان پروستات با نشانه‌های مرتبط با دفع ادرار و يا درد شکم تظاهر می‌کند. اين نشانه‌ها با علائم بيماريهای رايجی مانند عفونت و هيتروفی (بزرگی) خوش خيم پروستات (Benign Prostatic Hyperplasia) مشترک است.

علائم هشدار دهنده سرطان پروستات عبارتند از:

1-ادرار کردن پی در پی يا سخت 2- جاری شدن ضعيف ادرار 3- عدم توانايی در ادرار 4- بی‌ اختياری ادراری 5 – جريان منقطع و ضعيف ادرار 6- وجود خون در ادرار7-  خروج منی همراه با درد 8- درد مداوم قسمت پائين کمر 9- سوزش 10- ناتوانی جنسی

سبب‌شناسی سرطان‌ زايی پروستات:

علت ابتلا به سرطان پروستات هنوز ناشناخته است اما تحقيقات آماری و بالينی، روند بدخيمی بيماری سرطان پروستات را به اين عوامل ارتباط می دهد:

سن ‌: سرطان پروستات اغلب در افراد سالمند ديده می‌شود و افراد زير ۵۰ سال به ندرت به آن مبتلا می شوند. مردان بالای ۶۰ سال بيشتر در معرض خطر ابتلاء به سرطان پروستات هستند و بايد بيشتر متوجه علائم هشدار دهنده اين بيماری باشند.

عوامل ژنتيکی : سابقه ارثی سرطان پروستات عامل مهمی در ابتلا به اين سرطان است. وجود سابقه سرطان پروستات بين اعضای نزديک خانواده از جمله پدر و برادر احتمال ابتلا به اين سرطان را افزايش می ‌دهد.

عوامل هورمونی :هورمون‌های استروئيدی (تستوسترون و آندروژنها) برای رشد و حفظ و عمل طبيعی آن در مردان بالغ نقش مهمی را ايفا می کند. افزايش ميزان ترشح هورمون تستوسترون در خون اغلب موجب تسريع روند بدخيمی سرطان پروستات می شود.

تغذيه : رژيم غذايی دارای اثرات بالقوه ‌ای در پيشگيری و يا پيشتازی ايجاد سرطان پروستات به شمار می رود. مطالعات و تحقيقات علمی ثابت کرده ‌اند که سبزيجات حاوی مقادير قابل توجهی ويتامين C و E، به خصوص گوجه فرنگی، عاملی محافظتی در مقابل سرطان پروستات تلقی می شوند در حالی که استفاده از مقادير زياد چربی حيوانی عامل مستعد کننده و پيشتاز در ايجاد سرطان پروستات شناخته شده است .  آقایانی که اسیدلینولئیک خونشان بالااست، بیشتر مبتلا می‌شوند.، لیکوپن(که در سیب‌زمینی است)، اسید چرب امگا-3 و ماده معدنی سلنیوم، کم‌ مصرف می‌کنند بیشتر هم از سایرین احتمال ابتلا به سرطان را دارند. کاهش ویتامین D بدن هم می‌تواند احتمال سرطانی‌شدن پروستات را افزایش دهد.

مواد شيميايی : تماس با مواد شيميايی سرطان‌زا در محيط مانند کادميم، که در تهيه برخی آلياژها و باتری کاربرد دارد، عامل مستعد کننده و پيشتاز در ايجاد سرطان پروستات است. بعضی داروها و اقدامات پزشکی هم بر سرطان پروستات تأثیر دارند. به عنوان مثال، مصرف روزانه داروهای ضد التهابی مثل آسپیرین، ایبوپروفن یا ناپروکسن و همچنین استفاده مرتب از داروهای پایین‌آورنده چربی خون، مثل استاتین‌ها که برای بیماران قلبی تجویز می‌شود، می‌تواند خطر ابتلا به سرطان پروستات را کاهش دهد. از طرفی بعضی اقدامات پزشکی مثل وازکتومی یا بیماری‌هایی مثل عفونت یا التهاب پروستات و علی‌الخصوص بیماری‌های عفونی پروستات که از طریق جنسی منتقل می‌شوند (سوزاک، کلامیدیا و سیفیلس) خطر ابتلا به سرطان را افزایش می‌دهند و بالاخره چاقی و سطح بالای هورمون مردانه تستوسترون در خون نیز می‌تواند احتمال ابتلا به سرطان پروستات را بالا ببرد.

بيماری های مقاربتی : وجود بيماريهای مقاربتی احتمال ابتلاء به سرطان پروستات را افزايش می‌دهد.

الگوهای غربالگر سرطان پروستات

معاينه غده پروستات از طريق معاينه مقعد (Digital rectal examination) از الگوهای غربالگر سرطان پروستات است. در اين روش پزشک از داخل مقعد بيمار، غده پروستات را معاينه می ‌کند. وجود سطح خشن و نامنظم بافت از علائم هشدار دهنده سرطان پروستات محسوب می ‌شود.

تومورهای سرطانی آنتی‌ ژن‌های مشخصی را توليد می ‌کنند که ممکن است از طريق آزمايش خون کشف شوند. آنتی ‌ژنی که به طور کامل توسط غده پروستات توليد می ‌شود، آنتی ‌ژن اختصاصی پروستات (Prostate Specific Antigen ,PSA) است. تشخيص سريع سرطان پروستات با اندازه‌ گيری آنتی‌ ژن اختصاصی پروستات از آزمايش های غربالگر اين بيماری است. در بيمارانی که مبتلا به سرطان پروستات هستند، مقدار اين آنتی ژن در سطح بالاتری است.

البته تنها سطح PSA در آزمايش خون فرد نمايانگر ابتلا به سرطان پروستات نيست. در برخی از موارد عفونت و يا ”بزرگی خوش ‌خيم“ حجم غده پروستات می ‌تواند سبب افزايش ميزان PSA در خون شود. از اين رو، ترکيب معاينه مقعد توأم با آزمايش تعيين سطح PSA از طريق خون روش دقيق‌تری برای تشخيص سرطان پروستات است و برای اطمينان بيشتر، در مراحل بعدی آزمايشات ديگری مانند تصويرنگاری باز آوای مغناطيسی (MRI)، سونوگرافی (Ultrasound)، توموگرافی کامپيوتری (CT SCAN) و نمونه ‌برداری از غده (Biopsy) نيز انجام می‌گيرد.

تشخيص به موقع بيماری، دست کم ۵ سال بيشتر به زندگی مبتلايان به سرطان پروستات اضافه می‌کند. توصيه می‌شود مردان در سنين بالای ۴۰ سال ساليانه مورد معاينه غده پروستات ازطريق معاينه مقعد قرار گيرند و در سنين بالای ۵۰ سال، هر سال آزمايش آنتی‌ژن مخصوص پروستات را انجام دهند.

درمان سرطان پروستات

با در نظر گرفتن شرايط بيمار ممکن است يک يا ترکيبی از اين الگوها تجويز شود:

1-تحت نظر گرفتن بيماری: در اين روش بيمار به طور دقيق تحت نظر پزشک قرار می گيرد، بدون اينکه الگوی درمانی بر روی او اعمال شود. اين روش برای بيمارانی تجويز می‌ شود که جراحی برايشان مفيد نيست و يا رشد غده سرطانی پروستات آنها بسيار کند و آهسته است و در درازمدت تأثير سوء بر سلامتی او نخواهد گذاشت.

۲-جراحی: برداشتن کامل غده پروستات (پروستکتومی Prostatectomy).

۳-کرايوتراپی (Cryotherapy) : استفاده درمانی از سرمای شديد. در اين روش سوند (probe) سونوگرافی به داخل مقعد انداخته می شود تا پزشک تصوير محل مورد نظر را بر روی صفحه ببيند. در اين روش پزشک با انداختن سوند درون غده پروستات از طريق شکاف کوچکی بين مقعد و کيسه حاوی بيضه‌‌ ها نيتروژن مايع را به غده پروستات هدايت می‌ کند. نيتروژن مايع در داخل بافت منجر به انجماد بافت و انهدام سلول‌های سرطانی بافت غده پروستات می‌ شود. کرايوتراپی روشی موثر برای درمان مقاطع کوچک ابتلا به سرطان است. احتمال آسيب ديدگی مثانه و التهاب دستگاه تناسلی از عوارض جانبی اين روش است.

۴-شيمی درمانی: استفاده از داروهای شيميايی منجر به انهدام سلولهای سرطانی می ‌شود. عوارض جانبی شيمی درمانی عبارتند از: ريزش موی سر و ابرو، کاهش گلبولهای سفيد خون، ضعف سيستم ايمنی و دفاعی بدن، عفونت، احساس درد، خشکی دهان و پوکی استخوان.

۵-راديوتراپی: از آنجا که تومور ممکن است بافتهای اطراف غده پروستات را در بر گرفته باشد انجام جراحی و برداشتن غده پروستات کافی نيست و هر تظاهری از وجود PSA در آزمايش حاکی از گستردگی تومور است. در چنين وضعيتی الگوهای درمانی وسيع‌ تری مانند راديوتراپی پی ‌گيری می ‌شود. هدف از راديوتراپی کنترل رشد سلولهای سرطانی است. تابش اشعه به محل تومور ممکن است به صورت خارجی يا داخلی باشد.

راديوتراپی خارجی: در اين روش بيمار در معرض تشعشع قرار می‌ گيرد. اشعه از چند زاويه مختلف از خارج از بدن به تومور هدايت می ‌شود. اين روش کاملا بدون درد است و به مدت ۷ تا ۸ هفته ادامه دارد. ولی بيمار از عوارض جانبی مانند تحريک‌ پذيری مقعد، اسهال و خستگی مفرط ناشی از تابش پرتو گزارش می ‌دهد. اثرات اشعه ممکن است واکنشهای پوستی به صورت التهاب، خارش، سوزش، ترشح يا پوسته پوسته شدن پوست را به دنبال داشته باشد. تهوع، ‌استفراغ، بی‌ اشتهايی و آسيب‌های عروقی و تنفسی می تواند از ديگر عوارض جانبی راديو تراپی باشد. همچنين راديوتراپی ممکن است باعث سرکوب سيستم خونساز بدن و کاهش گلبولهای سفيد و ضعف سيستم ايمنی بدن و نهايتا بروز عفونت شود .  راديو تراپی داخلی يا براکی تراپی (Brachy therapy): براکی تراپی برای رساندن مستقيم مقدار زيادی اشعه به ضايعه بدخيم است. در اين روش، در اتاق عمل با استفاده از سرنج‌ های نازک مواد يونيزه در بدن بيمار کاشته می‌ شود.

۶-هورمون درمانی : از آنجا که هورمون تستوسترون به رشد سرطان غده پروستات کمک می کند، هدف از هورمون درمانی کاهش هورمون جنسی در بدن است. اين روش با به کارگيری داروهای ضد تستوسترون انجام می‌ گيرد و شامل تجويز هورمون استروژن به عنوان قرص است که تاثير ضد تستوسترون دارد. عوارض جانبی استفاده از قرصهای حاوی استروژن شامل درد در پستان و رشد پستان است که با قطع مصرف قرص‌ ها از بين می ‌رود . جلوگيری از مرگ و مير ناشی از سرطان پروستات با تشخيص زودرس امکان‌پذير است. اکنون با اطلاعات و روشهای جديد الگوهای درمانی، برای درصد بالايی از بيماران مبتلا به سرطان پروستات، امکان بهبودی کامل فراهم شده است.

پیشگیری
پیشگیری از سرطان پروستات با توجه و تنظیم عوامل خطر امکا‌ن‌پذیر است. تنظیم رژیم غذایی و کاهش مصرف چربی‌های حیوانی، استفاده از ویتامینE، D و ماده معدنی سلنیوم به طور روزانه،
استفاده از سویا در رژیم غذایی به خاطر وجود نوعی استروژن به نام فیتواستروژن در آن ممکن است از سرطان پروستات جلوگیری کنند. اثر بعضی داروها مانند فیناستراید و دوتاستراید با جلوگیری از تبدیل تستوسترون به دی‌هیدرو تستوسترون که فرم فعال آن است، هنوز در مرحله آزمایش قرار دارد و به طور گسترده از این داروها استفاده نمی‌شود.
آزمایش سالانه PSA و مراجعه به پزشک برای انجام معاینه انگشتی مقعد نیز هم از روش‌های مؤثر و هم غربالگری برای پیشگیری و تشخیص به موقع سرطان پروستات هستند.